مداد سفید
دست نوشته های حمید رضا مقسمی 
قالب وبلاگ

جسم و روح انسان هر دو ذاتی مجرد هستند و نیازهای خاص خود را دارای می‌باشند. جسم از آنجا كه كاملاً ملموس است نیازهای آن نیز تا حدودی شناخته شده. جسم ما نیاز به غذا دارد تا بتواند رشد كند و به حیات خود بروی كره زمین ادامه دهد. جسم ما به پوشاك نیاز دارد تا بدن را از تابشن حرارت خورشید در تابستان و سرمای كشنده زمستان حفظ نمایند. جسم ما نیاز به سرپناهی اختصاصی (خانه، اتاق و ...) تا در مواقعی در آن استراحت كند و نیازهای دیگر را آنجا برطرف نماید. جسم ما نیاز به مكانهایی كاملا خصوصی و بهداشتی برای قضای حاجت دارد. جسم ما نیاز به حركاتی علمی (ورزشی) برای بهبود عملكرد اعضای مختلف بدن دارد. جسم ما خدایی ناكرده وقتی دچار نقصانی (بیماری) شد نیازمند درمان شدن توسط داروی تجویزی از سوی پزشك را دارا می‌باشد و الی آخر. روح ما چطور؟ روح ما به چه چیزهایی نیاز دارد؟ از آنجا كه روح ملموس نیست نیازهای آن به درستی شناخته نشده است كما اینكه خیلی از افراد عالم اصولاً به وجود روح اعتقادی ندارند و همه چیز را در جهان مادی عینی می‌دانند ( به ماننده ماده گراها و كمونیست‌ها) از سوی دیگر روح هر فرد (اگر فرض را بر وجود آن قرار دهیم) با روح افراد دیگرمتفاوت است و قطعا خواسته های متفاوتی دارد.

همانطور كه بدن برای رشد و فعالیت و حیات در جهان هستی نیاز به غذا دارد، روح نیز چنین است و روح را نیز باید تغذیه كرد تا نمیرد. در این صورت تغذیه روح چیست؟ از آنجا كه روح ملموس نیست در مورد تغذیه آن نیز نمی‌توان علمی نكاتی را بیان كرد. این مسئله بیشتر روحی و روانی یا بهتر بگویم در لفظ عامیانه دلی است. به عقیده بنده روح را با مسائلی می‌توان تغذیه كرد كه از كمتر از جنس مادیات است ولو مادیات هم در آن حضور دارد. در مورد بعضی از كارهای نیك از عباراتی مانند روح بخش، روح افزا ، روح زا استفاده می‌شود این افعال همانهایی هستند كه می‌توان از آنها به عنوان غذای روح نام برد. به طور مثال محبت یك انسان به انسان دیگر می‌تواند تاثیر بسیار خوبی بر روان فرد محبت دیده گذارد. دید و بازدید با دوستان و اقوام نیز چنین است. حضور در مجالس مذهبی (از دید شخصی بنده) بسیار روحزا است ولو آن مراسم عزاداری باشد مانند عزاداری برای سالار شهیدان علیه السلام. خواندن یك كتاب خوب قطعا روح را تغذیه می‌كند. حضور در تفرجگاه‌های طبیعی از كوه و دریا و دشت گرفته تا كویر و غار و جنگل. دیدن شیطنت یك كودك و یا بازی یك بچه گربه غذایی مناسب برای روح است و یا شنیدن موسیقی.

سوال: اگر موسیقی روح‌بخش است و می‌تواند غذای مناسبی برای روح باشد چرا در بعضی از متون دینی حرام اعلام شده؟ در جواب این سوال علمای دین كه خود را مسئول پاسداشت احكام شریعت می‌دانند جوابهای متفاوتی داده‌اند كه عده‌ای را قانع و خیلی ها را قانع نمی‌كند. اكثر علمای دینی معتقد هستند تمام موسیقی‌ها شامل حرام بودن نمی‌شوند. موسیقی‌هایی حرام است كه باعث تحریك انسان یا در اصلاح غنا می‌شود. در مورد همین غنا هم نظراتشان مختلف است و عده‌ای موسیقی‌هایی كه باعث به رقص در آوردن مردم را حرام می‌دانند و عده‌ای هم هر موسیقی كه ضرب در آن باشد را. بعضی ها هم اصلا تمام الات موسیقی را حرام می‌دانند. از آنجا كه نه من بلكه تمام انسانها در موارد مختلف فكر می‌كنند و نظراتی دارند بنده هم به عنوان یك فرد عادی در این موضوع فكر كرده‌ام. من فكر می‌كنم این موضوع دو جنبه دارد اول جنبه شخصی و دوم اجتماعی. جنبه شخصی از آن جهت كه فرد مطرب و یا خواننده و یا كسی كه با پلی كردن یك موزیك خود را در معرض آن موسیقی می‌گذارد ابتدا در مورد خودش و روح خودش مسئول است و مرحله بعد تولید آن موسیقی در اجتماع جنبه دیگر آن را نمایان می‌سازد كه بسیار فراتر از جنبه نخست است.

شما وقتی موسیقی را برای خودتان گوش می‌دهید با هدفون و یا هندزفری جدای اینكه از چه نوع موسیقی استفاده می‌كنید كه از دید احكام شرع حلال است و یا حرام، بالطبع تنها كسی كه از شنیدن آن موسیقی دچار بهروزی و یا عکس آن می‌شود خود شما هستید و این موضوع جنبه فردی دارد، اما وقتی آن موسیقی را با صدای بلند در فضای عمومی پخش می‌كنید خواه ناخواه به گوش افراد دیگر می‌رسد و اینجا جنبه اجتماعی مطرح می‌گردد. به عقیده بنده وقتی ما از غذایی به طور مثال ماکارانی خوشمان می‌آید و یا بدمان می‌آید این تصادفی نیست و به میلیونها سال تكامل بدن مادی ما مربوط است كه محتویات آن غذا (ماکارانی) را می‌پسندد و یا از آن دوری می‌كند. قطعا اگر به كسی كه ماکارانی دوست ندارد به زور آن را بخورانید آن فرد از لحاظ جسمی دچار مشكل می‌شود. موسیقی هم به همین صورت است ولی در ابعاد روحی، با این تفاوت كه می‌توان جلوی دهان را گرفت و غذای نامطبوع را نخورد ولی گرفتن گوش برای نشنیدن صداهای دیگر كار سختی است. وقتی شما یك موسیقی جاز را كه باب میل شماست با صدای بلند پلی می‌كنید خواه ناخواه محتویاتی را وارد روح افراد دیگر می‌کنید كه ممكن است آنها دوست نداشته باشند و اینكار اخلاقی نیست و روح انها را آزرده می‌كند. باید در این زمینه اندیشمندان تفكر بیشتری كنند و از كنار آن به سادگی عبور ننمایند، زیرا به تازگی مشكلات زیادی در فضای عمومی دنیا ایجاد كرده است و جوامع مختلف پر شده از افرادی كه موسیقی را با صدای بلند و بدون توجه به نظر سایرین گوش می‌دهند.

حمید رضا مقسمی


موضوعات مرتبط: اجتماعی
[ یکشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 12:6 ] [ حمید رضا مقسمی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نوشتن رو دوست دارم, نه اینکه بلد باشم, نه بلد نیستم فقط دوست دارم. همین. نوشته های این وبلاگ همگی دستنویس خود بنده است و استفاده بدون اجازه از نوشته ها پیگرد قانونی داره.

حمید رضا مقسمی
لینک های مفید
لینک های مفید

امکانات وب