|
مداد سفید دست نوشته های حمید رضا مقسمی
|
دیروز فیلمی در شبكه مجازی پخش شد كه بلافاصله مخاطبان ایرانی را تحت تاثیر قرار داد. فیلم از یك محفل خصوصی (دونفره) بود كه آرمین سهرابیان مدافع باشگاه تاج در آن در حال خوردن مسكرات با موسیقی (اشتباه نكنم سركار خانم هایده ) همنوایی مینمود. بحث امروز ما شخص آقای سهرابیان نیست، كه در زمینه حاشیه سازی ید طولایی دارد، همین سال قبل به خاطر داشتن یك تَتوی عجیب بروی ران پا مدتها خود و باشگاه تاج را وارد حاشیه كرد. این عمل (شرب خمر) حدی در شرع مقدس اسلام دارد كه مسائل حقوقی آن و اینكه این مسئله در خفا صورت گرفته یا در انظار عموم در حیطه تخصص بنده نیست، لذا از اظهار نظر در مورد آن خودداری میكنم. بحث من، نفس پخش شدن اینگونه تصاویر است، كه هدفمند و با انگیزه قبلی و بر اساس تفكرات مسموم عده ای پشت پرده نشین، صورت میگیرد. سهرابیان بعد از پخش شدن این فیلم متنی در جهت عذرخواهی از هواداران تاج منتشر كرد كه در آن گفته بود فیلم متعلق به سالها قبل بوده و فردی به جهت آزار رساندن به او این فیلم را در چنین زمانی (كه باشگاه تاج در وضعیت خوبی است) جهت حاشیه سازی، منتشر كرده است. این صحبت جناب سهرابیان بنده را به یاد ماجرای پیچیده و عجیبی در تاریخ معاصر (خاصه مشروطه) انداخت كه عرض خواهم كرد. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، سیاسی، ورزشی، تاریخی ادامه مطلب [ دوشنبه سوم آذر ۱۴۰۴ ] [ 11:3 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
جسم و روح انسان هر دو ذاتی مجرد هستند و نیازهای خاص خود را دارای میباشند. جسم از آنجا كه كاملاً ملموس است نیازهای آن نیز تا حدودی شناخته شده. جسم ما نیاز به غذا دارد تا بتواند رشد كند و به حیات خود بروی كره زمین ادامه دهد. جسم ما به پوشاك نیاز دارد تا بدن را از تابشن حرارت خورشید در تابستان و سرمای كشنده زمستان حفظ نمایند. جسم ما نیاز به سرپناهی اختصاصی (خانه، اتاق و ...) تا در مواقعی در آن استراحت كند و نیازهای دیگر را آنجا برطرف نماید. جسم ما نیاز به مكانهایی كاملا خصوصی و بهداشتی برای قضای حاجت دارد. جسم ما نیاز به حركاتی علمی (ورزشی) برای بهبود عملكرد اعضای مختلف بدن دارد. جسم ما خدایی ناكرده وقتی دچار نقصانی (بیماری) شد نیازمند درمان شدن توسط داروی تجویزی از سوی پزشك را دارا میباشد و الی آخر. روح ما چطور؟ روح ما به چه چیزهایی نیاز دارد؟ از آنجا كه روح ملموس نیست نیازهای آن به درستی شناخته نشده است كما اینكه خیلی از افراد عالم اصولاً به وجود روح اعتقادی ندارند و همه چیز را در جهان مادی عینی میدانند ( به ماننده ماده گراها و كمونیستها) از سوی دیگر روح هر فرد (اگر فرض را بر وجود آن قرار دهیم) با روح افراد دیگرمتفاوت است و قطعا خواسته های متفاوتی دارد. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی ادامه مطلب [ یکشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 12:6 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
مهاجرت مسئلهای است كه اغلب كشورهای جهان با آن رو به رو هستند، یعنی افرادی هستند كه در هر كشوری از شرایط موجود در آن كشور بنا به هر دلیلی، از سیاسی گرفته تا اقتصادی و اجتماعی راضی نبوده و عزم خود را جزم میكنند تا به مكانی بروند كه شرایط آن را با امیال خود موافق میبینند. عكس آن هم صادق است یعنی ممكن است عدهای در گوشهای دیگر از این دنیا علاقمند باشند در همانجایی كه افراد ناراضی از آن مهاجرت كردهاند ساكن شوند. این امر در روزگار ما تا حدودی طبیعی است و مراجع تصمیم گیری جهانی و ملی برای اینگونه افراد شرایط و تسهیلاتی در نظر گرفتهاند كه بنا به شرایط كشور مبدا و كشور مقصد و همچنین شرایط خود فرد مهاجر متفاوت است. به طور مثال میزان پذیرش پناهجو در كشورهای تازه تاسیس در قاره آمریكا و استرالیا بسیار بیشتر از دیگر مناطق دنیا است و البته كشورهای ثروتمند و پیشرفته پناهجوی بیشتری نسبت به دیگرمناطق دنیا پذیرش میكنند. شرایط دیگر هم در میزان پذیرش پناهجو موثر است. یعنی اینكه وقتی در كشور مبدا رخدادهای ناگواری مانند جنگ واقع میشود كشورهای دیگر سعی میكنند تعداد بیشتری پناهجو در خود بپذیرند و همین افراد اگر شرایط كشور محل زندگیشان آرام شد به آنجا بازگردانده میشوند. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۴ ] [ 9:54 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
سالها قبل تیم فوتبال لیورپول مهاجمی داشت به نام «رابی فاولر»، فاولر یك مهاجم بسیار خوب بود و كه افتخار عضویت در تیم ملی انگلستان را هم داشت. او به همراه دیگر بازیكنان لیورپول نظیر استیو مكنامانام، استیون جرالد، مایكل اوون و غیره تیم خوبی را ساخته بودند كه البته با كمی اختلاف زیر سایه منچستر یونایتد افسانهای سر آلكس فرگوسن بود. خاطرم هست كه در یكی از دیدارهای حساس تیم لیورپول با تیم مطرح آرسنال كه جمعیت زیادی را به ورزشگاه هایبری (ورزشگاه خانگی آرسنال در آن زمان كه هنوز ورزشگاه امارات ساخته نشده بود) كشانده بود، در یك موقعیت تك به تك دیوید سیمن دروزاهبان آرسنال در محوطه هجده قدم بروی رابی فاولر مرتكب خطای پنالتی شد و داور با قاطعیت در سوت خود دمید و نقطه پنالتی را نشان داد. بازیكن مدافع و هم تیمیهایش نسبت به این تصمیم اعتراض داشتند (غالباً در این شرایط اوضاع بر این منوال است) در آن زمان تكنولوژی كمك داور ویدئویی یا وار هم وجود نداشت كه خللی در تصمیم داور ایجاد كند، به همین جهت اكثر فوتبال دوستان فكر میكردند كار تمام شده است و ضربه پنالتی توسط بازیكنان تیم لیورپول (احتمالاً خود رابی فاولر) زده خواهد شد. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، ورزشی ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۳ ] [ 8:7 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
سیستم چیست؟ برای درك واژه سیستم معانی و عبارات زیادی عنوان شده است. سیستم یا واژه پارسی آن سامانه در لغتنامه با این مجموعه عبارات تعریف گشته است كه : «سامانه هم چیده ای است از عناصر هم پیوسته كه یك تمامیت یگانه را تشكیل میدهد» سپس ادامه داده میشود كه «چنین تركیب و همچیدهای معمولاً مجموعهای سامانمند و منظم را درست میكنند و به همین رو به آن سامانه میگویند كه از واژه پارسی سامان به معنی نظم و ترتیب گرفته شده است» در سیستمهای انسان محور به مانند اجتماعات و یا گروها مجموعه ای از افراد حول محور یك و یا چند اشتراك با هم جمع میشوند كه نسبت خونی و خانوادگی برای اجتماعاتی مانند خانواده، قبیله و ایل و طایفه محوریت دارد ولی برای سیستمهای مُدرنتر به مانند گروههای اجتماعی و یا تشكلهای سیاسی و یا هیئات مذهبی به جای اشتراكات خونی تفكرات و اعتقادات عامل اصلی و غالب چسبندگی میباشد. هر سامانه و یا سیستمی نیاز به داشتن مدیر و یا رهبر یا شورایی برای راهبری دارد كه در راس هرم این سیستم قرار گرفته و آن را بر اساس اصول و مبانی آن سامانه كه از قوانین عرفی، اجتماعی و دینی گرفته تا مانیفستهای سیاسی، راهبری و هدایت میكند. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، تاریخی ادامه مطلب [ پنجشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۳ ] [ 18:28 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
امروزه در نقاط مختلف جهان شیوه های مختلفی از حكومت كردن رایج است به مانند پادشاهی مطلقه، پادشاهی مشروطه، جمهوری ،جمهوری پارلمانی، جمهوری خلق و ... كه در اكثر نقاط اسم آن و نه دقیقاً رسم آن مردم سالاری و یا دموكراسی است كه در زبان پارسی از كلمه جمهوری برای آن استفاده میشود. مردم سالاری در توضیح ساده شیوه حكومت مردم بر مردم و یا حكومت نمایندگان مردم بر مردم است كه با اشكال مختلف به مانند دموكراسی ریاست جمهوری با امانت دادن اكثر قدرت به رئیس جمهور منتخب مردم با تعیین زمان معین برای این قدرت ، دموكراسی پارلمانی كه بیشترین قدرت در دست پارلمانی است كه اعضای آن منتخب مردم هستند، سلطنت مشروطه كه شاه و یا ملكه مقامی سمبولیك دارد و قدرت در دست نخست وزیر و یا صدراعظم شاه است كه نه شاه و یا ملكه بلكه با رای مردم و یا نمایندگان پارلمان منتخب مردم تعیین میشود. در تمامی این انواع حكومت یك مسئله مهم مشترك است و آن انتخاب مردم میباشد كه به حكومت این مشروعیت را میدهد كه بتواند در یك حوزهء جغرافیایی خاص حكمرانی كند. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، سیاسی ادامه مطلب [ چهارشنبه نهم آبان ۱۴۰۳ ] [ 0:29 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
مدتی قبل در جمعی كه بنده هم در آن حضور داشتم شخصی با تعجب از هوش مصنوعی كه اینروزها زیاد از آن صحبت میشود، یاد كرد و گفت كه از آینده بشریت به واسطه این دست آورد جدید انسانی بیم و هراس دارد. من در جواب وی از تجربه خود از سالهای آخر قرن بیستم تعرف كردم كه خیلیها در آن دوران از سال 2000 و ابتدای قرن بیست و یكم كه ابتدای هزار سوم میلادی هم بود واهمه داشتند، زیرا كه وسایلی به مانند ماهوارهها و شبكههای ماهوارهای، كامپیوترهای شخصی، موبایل و اینترنت وارد زندگی بشر نشده بود و مردم عادی كه علم زیادی در مورد این وسایل نداشتند به دلیل عدم آگاهی و بدون دلیل از آنها وحشت داشتند. ولی سال دو هزار و سالهای بعد از آن یكی بعد از دیگری هم آمدند تا اینكه بیش از دو دهه از سال دوهزار گذشت ولی خبری از آنچیزهایی كه گفته میشد، نشد. هوش مصنوعی هم به همین صورت به این دلیل كه تازه وارد عرصه زندگی بشر شده طبق روال مصنوعات قبلی كه همگی ساخته دست بشر بودند و با تولدشان نوع بشر را در ابتدا دچار ترس و هراس كرده بودند، باعث ترس شده ولی بعد از مدتی با همه گیر و همه فهم شدن آن این ترس جای خود را به لذت بردن از دست آوردهای آن به مانند كامپیوتر و موبایل و اینترنت خواهد داد. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۳ ] [ 22:17 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
دوستی دارم به نام محمد كه به لطف خدا سالهاست با هم دوست هستیم. سالها قبل كه در مقطع كارشناسی در شهر بیرجند مشغول به تحصیل بود روزی به شوخی به او گفتم: محمد چرا از بیرجند برای من سوغاتی نمیآوری، او سری تكان داد و گفت: باشد سری بعد میآورم. گذشت و بعد از چندی محمد به بیرجند رفته و از آنجا به خانه مراجعت كرد و در یك تماس تلفنی با من قراری گذاشت و تا هم را ببینیم. بعد از دیدار و خوش و بش معمول وقتی قصد جدا شدن از هم را داشتیم محمد نایلونی را به دست من داد كه درون آن یك بسته به شكل شكلاتهای خارجی قرار داشت و گفت: این هم سوغاتی كه از من درخواست كردی. بدون اینكه جلوی او به بسته نگاه كنم با اطمینان از اینكه شكلات است تشكر كرده و راهی خانه شدم. بلافاصله بعد از اینكه به خانه رسیدم بسته شكیل به زعم خودم شكلات را درآوردم تا آن را نوش جان كنم ولی با كمال تعجب دیدم كه آن بسته حاوی شكلات نیست و به مقدار زیادی زعفران است. تا آن زمان من از ارزش ریالی زعفران آگاه نبودم و زعفران را تنها یك ادویه معمولی كه قیمتی به مانند دیگر ادویهها به مانند زردچوبه ویا دارچین داشت میپنداشتم. از آنجایی كه ارزش هدیه محمد را نمیدانستم عصبانی شدم درب یكی از كابینتهای آشپزخنه را باز كردم و در حالیكه به وی دشنام میدادم آن را به درون كابینت پرتاب نمودم. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، شخصی ادامه مطلب [ شنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۳ ] [ 8:10 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
خیلی از ما انسانها وقتی با پدیدهای رو به رو میشویم که برایمان خارق العاده است سعی میکنیم یا اصلاْ به آن فکر نکنیم یا به اصلاح امروزی آن را دور بزنیم یا اینکه با اوهام و خیالات خام و با استناد به گفتههای دیگران در مورد آن نتیجه گیری کنیم. اما عده کمی از انسانها هستند که پدیدهها و تغییرات خارق العاده آنها را به تامل وا میدارد تا ابتدا با طرح مسئله و سوال درست در مورد چیستی و چرایی آن پرداخته، سپس با استفاده از قوه خرد وبا تحصیل علوم مختلف سعی در واکاوی مسئله کرده، و در آخر سعی در رسیدن به جواب نمایند ولو این تلاش به نتیجه نرسد. از جمله این افراد ابن خلدون است. ابن خلدون یکی از بزرگترین دانشمندان جهان خاصه در علم تاریخ است که از او به عنوان پدر علم جامعه شناسی نیز یاد شده است. ابوزید عبدالرحمن بن محمد بن خلدون حضرمی (۷۳۲-808 ه.ق) متولد تونس و از ریشه اعراب آندولسی بود که بعد از شکست مسلمین از مسیحیان در شبه جزیره ایبری مجبور به ترک آن دیار و سکونت در تونس شده بودند. از ابن خلدون این دانشمند بزرگ تاریخ جهان آثاری بر جای مانده که مهمترین آن کتابی است با نام کامل: العبر، و دیوان المبتدا و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر، و من عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: معرفی کتاب، اجتماعی، تاریخی ادامه مطلب [ سه شنبه سی ام مرداد ۱۴۰۳ ] [ 21:48 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
زیستن نام یک فیلم ژاپنی ساخته کارگردان مشهور «آکیرا کوروساوا» و بازی «تاکاشی شیمورا» به سال ۱۹۵۲ میباشد. این فیلم که داستان آن را کوروساوا از رمان مرگ «ایوان ایلیچ» نوشته «لئو تولستوی» نویسنده بزرگ روس اقتباس کرده است یکی از بهترین کارهای این کارگردان بزرگ ژاپنی است که جوایز زیادی را به خود اختصاص داده است. ماجرای این فیلم از این قرار است که: در یکی از ادارات شهرداری کشور ژاپن که درگیر بروکراسی پیچیده و دست و پاگیر بی حاصلی است شخصی به نام «کانجی واتانابه» به عنوان مدیر مشغول به فعالیت است. واتانابه دارای همکارانی است که اکثر آنها به مانند خود او غرق در سیستم اشتباه اداری آنجا هستند بجز دختر جوانی به نام «تویو» که قصد دارد از این سیستم خارج شود. واتانابه در زندگی شخصی مرد تنهایی است که بدون همسر با تنها پسر و عروس خود زندگی میکند که آنها هم روابط سردی با او دارند. زندگی واتانابه عادی با یک سیکل کسالتوار ادامه دارد تا اینکه متوجه میشود به بیماری سرطان معده دچار شده و مدت کمی زنده خواهد بود. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، فیلم ادامه مطلب [ پنجشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 23:15 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
یکی از مهمترین مشکلات انسان در طول تاریخ مسئله فقر مالی بوده است. این مشکل به حدی حاد است که ریشه بسیاری از مشکلات دیگر همچون دزدی، تکدیگری و غیره میباشد. برای حل این مشکل از ابتدای تاریخ افراد نیکسیرت، مکاتب اخلاقی و ادیان الهی برنامههای متعددی را ارائه دادهاند تا با حل این مسئله ریشهای جامعه انسانی یک جامعه خوب برای رشد و تعالی انسان گردد. در کشور ما ایران که سابقه تمدنی چند هزار ساله دارد دو دین آسمانی مزدیسنا در دوران باستان و اسلام در عصر جدید مذهب اکثریت جامعه بوده که در هر دو دین خاصه مکتب اسلام و کتاب آسمانی قرآن تعلیمات و سفارشات زیادی برای حل مسئله فقر ازائه گردیده است. احکامی چون پرداخت صدقه، انواع زکات، خمس و غیره از سوی افراد توانمند به نیازمندان برای این بوده است که تعادل مالی بین این دو قشر به وجود بیاید. شخصیتهای بزرگی دینی اسلام همچون شخص رسول مکرم اسلام حضرت محمد (ص)، حضرت علی (ع) و دیگر امامان و اولیا نیز در این خصوص هم سفارشات زیادی نمودهاند و هم اینکه خودشان طبق اسناد تاریخی ید طولایی در کمک به نیازمندان داشتهاند. این مسئله فقط مختص به مکاتب الهی نیست امروزه روشنفکران علم جامعه شناسی مدرن نیز به این نتیجه رسیدهاند که برای داشتن یک جامعه متعالی و به دور از مشکلات میبایست تنظیمات اقتصادی به گونهای رقم بخورد که روز به روز از دو طبقه بسیار ثروتمند و فقیر کاسته و به طبقه متوسط با امکانات افزوده گردد به همین جهت است که قوانین مالیاتی به گونهای است که افراد هر چه درآمد و سود بیشتر داشته باشند میبایست مالیات بیشتری پرداخت نمایند و بلعکس. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، شخصی ادامه مطلب [ دوشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۲ ] [ 21:36 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
یک موجود زنده در این سیاره از بدو تولد با اطراف خود مرتبط میشود از اشیاء بی جان گرفته تا موجودات زنده دیگر. این ارتباط انواع گوناگونی دارد و در طبقات مختلفی جای گذاری میشود. به طور مثال اکثر حیوانات نسبت به حیوان غیر همنوع خود یک واکنش توام با احتیاط را در پیش میگیرند و نسبت به موجودات همنوع خود یک ارتباط نزدیک و دوستانه. انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست با این تفاوت که به خاطر داشتن آگاهی بسیار بالاتر نسبت به موجودات دیگر کیفیت زندگی او که ارتباط هم جزئی از آن است بسیار پیچیدهتر از موجودات دیگر میباشد. انسان در حالات مختلف با اطراف خود مرتبط میشود که انواع و اقسام بسیار زیادی دارد. یک انسان با اعضای خانواده خود، دوستان خود، اعضای فامیل، همکیشان، هموطنان، اهالی محل زندگی، همکلاسیهای مدرسه و دانشگاه، همکاران و الی ماشاء الله موارد گوناگون دیگر با دیگر انسانها مرتبط میشود. این طیف وسیع تنها مربوط به ارتباط میان انسانی است و دایره بسیار وسیع دیگر ارتباط انسان با موجودات دیگر و جمادات است. باید دید که انسان در تمامی این روابط چه روشی را باید در پیش بگیرد تا در زندگی او را بتوان انسان موفقی نامید. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی ادامه مطلب [ دوشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 9:42 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
هر عقیده، تفکر و ایدهای مختص به زمان و مکانی است و به اصطلاح دورانی دارد. یعنی بعد از مدتی بسته به تغییراتی که در زمان و مکان و از همه مهمتر انسانها حاصل میشود تفکرات و ایدههای قبلی کارکرد خود را از دست داده و تفکرات و ایدههای جدیدی از سوی انسانهای نواحی مختلف مطرح شده و جای ایدهها و تفکرات سابق را میگیرد. این خاصیت بشر است، که از بدو خلقت روز به روز دچار تغییرات میشود تا به کمال برسد و قوانین هم بنا به شرایط تغییر میکنند. حال اگر این تفکرات و ایدهها از سوی نسلی تغییر به فرهنگ، عُرف و قوانین سیاسی تغییر ناپذیر شوند مانند یوغی بر گردن نسلهای آینده میشوند و فشار رهایی از آنها به قدری سخت و طاقت فرسا میشود که گاه بیشتر انرژی انساهای یک عصر صرف تلاش برای گذر از اندیشهها و ایدههایی میشود که خودشان هیچ نقشی در تولید آن نداشتهاند. این تفکرات کهنه که به مرور زمان تبدیل به چهارچوبهای فرهنگی و سیاسی جوامع میگردند به مرور زمان تغییرات در آنها لازم و مبرم میشود. تغییرات وقتی احساس میشوند که تفکرات جدید بروز و کارکرد خود را به نمایش بگذارند و در آن صورت است که مردم خواهان تغییرات میشوند. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، تاریخی ادامه مطلب [ سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۲ ] [ 15:37 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
از کودکی من طرفدار باشگاه فوتبال استقلال و همچنین تیم ملی فوتبال آرژانتین هستم. این طرفداری به حدی بود که من در خیال کودکی خود برای باشگاه استقلال و تیم ملی آرژانتین لباس طراحی میکردم (در آن زمان طراحی لباس زیاد رایج نبود و تیمها لباسهایی شبیه هم بر تن میکردند)، در بازیهای مختلف ارنج دلخواه خود را مینوشتم و دوست داشتم که تیم استقلال و یا تیم ملی آرزانتین با ارنجی که من فکر میکردم درست است وارد زمین شود. حتی خود را در مقام مدیرعاملی باشگاه استقلال فرض کرده و در فصل نقل و انتقالات بازیکنان خوب را مد نظر قرار میدادم و یا در مقام ریاست فدراسیون فوتبال آرژانتین فرض نموده و مربی دلخواه و بازیکنان محبوب خود را به این تیم دعوت مینمودم. در آن سالها همیشه برای من سوال بود که چرا مدیران وقت فوتبال چه در ایران و استقلال و چه در آرژانتین با حرارتی که من و طرفدارانی مثل من داشتند مسائل را دنبال نمیکنند در حالی که آنها صاحب مقام بودند و ما تنها طرفدار. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، ورزشی ادامه مطلب [ سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ ] [ 15:5 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
انسانهای ضعیف و بینوا در طول تمام دورههای تاریخی از سوی انسانهای قویتر به بردگی کشیده شده و از نیروی آنها برای قویتر شدن آدمهای زور گو استفاده شده است. در روزگاران گذشته طبقه اشراف مردها و زنهای ضعیف را به عنوان برده و غلام و کنیز تا آخر عمر به خدمت خود میگماردن و از زنان برای هوسرانی و کارهای خانگی و از مردان در کارهای مختلف اجتماعی استفاده میکردند و این طبقه بینوا هیچگاه نمیتوانستند از زیر یوغ طبقه اشراف خلاصی یابند. از نیروی بازوی این مردم بیچاره هرمها و کاخهای بسیاری ساخته شد و لای جرز دیوار بناها اجسادشان قرار میگرفت. آنها را حتی برای تفریح به جان هم میانداختند تا از کشته شدنشان لذت ببرند، همان کار زشتی که مردم به ظاهر متمدن روم باستان هزاران سال قبل انجام میدادن.٬ بردگان دیگر مانند انسان نبودند و در بیشتر مواقع آنها را مقطوع النسل میکردند تا مانند حیوان بارکش در خدمت ارباب خود باشند، به همین جهت در تمدن مشعشع ایالات متحده آمریکا میلیونها برده سیاه و سرخ و زرد و سفید جان خود را از دست دادند. به سبب ظلمهایی که در حق بردگان روا داشته میشد هر چند وقت یکبار قیامهایی برای بدست آوردن آزادی توسط بردگان صورت میپذیرفت که اغلب با شکست مواجه میگشت. تا اینکه اربابان در انقلاب صنعتی راه دیگری از برده داری را یاد گرفتند تا هم سود بیشتری ببرند و هم از این قیامها جلوگیری کنند. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، اقتصادی ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 10:31 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
شادی جزئی لاینفک از زندگی ما انسانها است و البته بهترین جزء زندگی. شاید بتوان گفت شادی تنها به انسانها اختصاص ندارد و سایر موجودات عالم نیز شادی و سایر حالات مانند غم را تجبره میکنند که البته بررسی آن در تخصص بنده نیست. مردم وقتی رضایت کامل از زندگی دارند شاد میشوند و دوست دارند این شادی را به دیگر انسانها نیز سرایت بدهند. به همین جهت است که روزهای شاد خود را به خاطر میسپارند و سعی میکنند آنها را تکرار نمایند. انسانها از روزگار کهن ایامی را به شادی و شاد بودن اختصاص میدادند. آنها روزهایی را که برایشان خوش یمن بود نشانه گذاری کرده و آن را عید نام نهاده و در آن روز خاص و سالگرد آن به شادی میپرداختند. ایرانیان باستان در این زمینه جزء پیشگامان تاریخ بودهاند و با توجه به داشتن تقویم مناسب روزهای مشخصی از سال را مشخص کرده و در آن روزها جشن میگرفتند مانند جشنهای نوروز، مهرگان و فروردگان و غیره. نوروز یکی از اصلیترین این جشنها است که در اولین روز بهار به مناسبت زنده شدن طبیعت برپا میشود و تا به امروز که ما در آن قرار داریم ادامه داشته است. امروز که بنده این مطلب را مینویسم پنجمین روز از جشن نوروز سال 1402 هجری خورشیدی است و طبق سنت کهن میبایست ما در این ایام شاد بوده و آن را جشن بگیریم. اما آیا اینچنین است. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: فرهنگ و هنر، اجتماعی، تاریخی ادامه مطلب [ شنبه پنجم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 11:4 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
به احتمال بسیار قوی شخصی که در حال خواندن این مطلب است از تلفن همراه استفاده میکند و حداقل یکبار برای خرید تلفن همراه به بازار سر زده است، به همین جهت این مطلب خاص و یا مربوط به گروه و یا طبقه خاصی از جامعه نیست و از شمال شهر گرفته تا دور افتادهترین مناطق دنیا را شامل شده زیرا مردم در تمام نقاط دنیا در حال استفاده از این وسیله ارتباطی جهان شمول هستند. حتماً برای خرید تلفن همراه به بازار رفتهاید. دربازار تلفن همراه کشور ما بخصوص نمونههای برجسته آن به مانند پاساژ علاءالدین، پاساژ پایتخت و پاساژ چهارسو برندهایی که در حال عرضه شدن هستند بیشتر حول نام چند کمپانی سرشناس تولید کننده تلفن همراه سرشناس میچرخند به مانند سامسونگ، اپل، هوآوی، شیائومی، نوکیا، سونی و چند نام دیگر. اما بجز این چند نام بسیاری دیگر از تولید کنندههای دیگر هم هستند که متاسفانه خبری از آنها در ایران نیست و یا به صورت بسیار اندک وارد کشور میشوند. نامهایی چون اوپو، ویوو، وان پلاس و تکنو نیست. و دست بر قضا این کمپانیها چه تلفنهای همراه زیبا با کارکردهای بسیار خوبی و البته قیمت مناسبی تولید میکنند که متاسفانه در بازار ارائه تلفنهای همراه جدید در بازار ایران چه میتواند باشد؟ برای جواب این مسئله کمی باید در خلقیات مردم ایران غور کرد. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۱ ] [ 13:51 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
برای ارتباط نیاز به مسیر است و این مسیرها بسیار حیاتی هستند. حیاتی از این لحاظ که شرایط آنها از منظرهای مختلف در این حیاتی بودن موثر است. خاطرم هست که در زمان کودکی برای رسیدن به خانه پدری ما در دهکده المپیک تهران تنها یک بلوار وجود داشت (بلوار دهکده المپیک). این بلوار از سه راه دهکده المپیک تنها به دو مسیر ختم می شد. اولی از بلوار های اطراف ورزشگاه آزادی به اتوبان کرج منتهی می گشت که مسیری بدون وسایل نقلیه عمومی بود و خودروهای شخصی به ندرت از آن عبور می کردند و دومی که شاهراه اصلی بود از طریق بلوار تعاون به شهر زیبا ختم می شد و از آنجا به آریاشهر (صادقیه) و .... مردم دهکده المپیک و معدود مناطق مسکونی اطراف آن در آن زمان به مانند زیبادشت، شهرک چشمه و شهرک راه آهن برای عبور و مرور اکثراً می بایست به شهر زیبا می رفتند تا از آنجا به محل کار، تحصیل و یا بازار بروند به همین دلیل شهر زیبا بسیار شلوغ بود بخصوص در زمان تعطیل شدن مدراس که دانش آموزان برای رفتن به خانه به ایستگاه اتوبوس آن هجوم می آوردند. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، شخصی ادامه مطلب [ سه شنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 10:34 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
تمامی مکانیزمهای طبیعی این دنیا مخلوقاتی هستند که در اثر میلیاردها سال که از خلقت جهان می گذرد پدید آمده اند. این مکانیزمها در تمامی جهان بسته به شرایط زمان و مکانی است. انسانها نیز جزئی از همین دنیا هستند و مکانیزم پیچیده بدن آنها بر اساس نیازهای این دنیایی آنها و بر اثر تکامل چند میلیون ساله (و شاید هم بیشتر) به وجود آمده است. یکی از این مکانیزمها ترس است. ترس یک واکنش طبیعی در درون بدن انسان و خیلی از موجودات دیگر است که به واسطه مسائل مختلفی پدید می آید و باعث می شود که انسان در برابر عامل ترساننده موضعی تدافعی و یا حتی تسلیم به خود بگیرد. واکنش ترس باعث بقای موجودات شده به این صورت که وقتی موجودات از یک عامل دچار آسیب جدی می شوند ترس باعث می شود از آن عامل فاصله بگیرند و خود را دیگر در معرض آیبی که از عامل ترساننده گرفته اند قرار ندهند و این موضوع در طول زمان باعث بقای موجودات مختلف شده است. البته این مکانیزم در افراد و موجدات مختلف با شکل و شمالی مختلفی خود را نشان می دهد. اما آیا همه ترس ها موجه هستند؟ و از ترس چه سوء استفاده هایی شده است؟ بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، علمی ادامه مطلب [ یکشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 12:39 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
در این چند روز بین التعطیلین ایام نوروز، که معلوم نیست تکلیفش چیست، این چند روز بعد از 5 فروردین تا 12 فروردین را عرض می کنم که بین دو تعطیلی ایام نوروز گیر افتاده و دولت هم نمی داند که با آن چه کند، هوای تهران دست بر قضا بسیار عالی است. چرا؟ زیرا که در این ایام امت همیشه در صحنه، صحنه را برای حضور در صفحات شمالی و یا صفحات جنوبی کشور (هر جا که آبی باشد) ترک می کنند و شهر را چند صباحی به حال خود رها می نمایند. اداره جات هم که تق و لق است و به کارمندان خود گیری برای حضور دائم در این ایام نمی دهند، اقتصاد هم که یک سوری به تق و لقی زده به همین جهت از کارخانه و واحد های تولیدی گرفته تا بنگاه های اقتصادی کوچکتر و فروشگاه ها و مغازه های بازار به دلیل نبودن مشتری به سفر رفته در این ایام، بسته هستند و کسی به کسی نیست. باری تهران در این چند روز برای ما طبقه آسیب پذیر، همان قشری که همیشه سوژه اصلی مجلات طنز و فُکاهی این کشور از توفیق و فکاهیون و گل آقا گرفته تا طنز و کاریکاتور بوده است، که با امت همیشه در صحنه یک کمکی فرق داریم و می بایست برای لقمه نانی سر کار باشیم، که مبادا عزیزان همکار زیر آبمان را بزنند و باز که مبادا در این ایام وانفسا همین لقمه نان را هم از دست بدهیم و مجبوریم سر کار حاضر شویم، بسیار دلپذیر است. زیرا هم ترافیکی در خیابان نیست و زود به محل کار می رسیم و هم از هوای آبی و پاک تهران در مسیر لذت می بریم. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی ادامه مطلب [ چهارشنبه هفدهم فروردین ۱۴۰۱ ] [ 9:47 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
سیما و اندام انسانی مسئله بسیار مهمی در روابط اجتماعی محسوب می شود. یعنی اینکه انسانها به واسطه وضعیت ظاهری که دارند به مانند رنگ پوست و مو و چشم، فُرم و حالت ابرو و لب و بینی، قد و اندازه سر شانه و خلاصه تمام شاخصه های بدنی در ایجاد ارتباط با انسانهای دیگر رتبه بندی می شوند. اگر یک فرد زیبا (بنا بر قراردادهای حال حاضر زیرا زیبایی قراردادهایی دارد که در طول زمان تغییر می کند) و یک فرد تقریباً زشت بخواهند با یک مصاحبه گر شغلی برای تصدی یک شغل رقابت کنند قطعاً فرد زیبا از اولویت های بیشتری برخوردار می شود. این مسئله در روابط عاطفی بین جنس های مخالف قوی تر است. چرا چنین چیزی رخ می دهد؟ این اتفاق ناشی از حس زیبایی شناختی است که خدواند درون وجود انسان قرار داده که مبارزه با آن کار سختی است. اکثر ما انسانها به واسطه این قضیه خیلی از افراد را بدون اینکه به فکارشان پی ببریم در همان ابتدا بر اساس وضعیت ظاهری آنها قظاوت می کنیم. اما آیا راهی برای فرار از این قضیه هست؟ بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، شخصی ادامه مطلب [ سه شنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۰ ] [ 13:3 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
در کنار محل کار ما اداره ای قرار دارد که دولتی نیست. بیشتر شبیه ان-جی-او یی می باشد که عده از افراد بازنشسته و پیشکسوت آن را اداره می کنند. آن عزیزان قبل از اینکه سر و کله بیماری کووید نوزده پیدا شود صبح ها ساعت هشت درب محل کارشان را باز می کردند و بعد از ظهر ها ساعت 14 محل کار را تعطیل و به منزل می رفتند. وقتی سر و کله این بیماری هم پیدا شد به کل درب را بستند و رفتند و بعضی وقتها پیرمد خدمتگذار این مجموعه به محل کار سری می زند و آنجا را نظافت می کند. در کل آزار این بندگان خدا به احدی نمی رسید که هیچ در جهت یک امر خدا پسندانه هم فعالیت می نمودند. باری، این عزیزان در جلوی درب محل کارشان دو عدد بلندگوی کوچک قرار داده بودند که درست در وقت نماز ظهر اقدام به پخش اذان می کرد و ما پرسنل مجموعه، نماز و کارهای دیگر خود را با آن صدا تنظیم می کردیم. صدای اذان پخش شده از بلندگوی این اداره برای اینکه به گوش همه کارمندان آن اطراف برسد کمی بلند بود، این بود که صدای اعتراض ها یواش یواش بلند شد. اعتراض هم از سوی ورزشکاران و پرسنل مجموعه و هم از سوی همسایه های اطراف بود که صدای این اذان چند دقیقه ای را مخل آسایش و زندگی خود می دانستند. این اعتراضات دامنه دار شد تا اینکه یک روز دستور به قطع صدای این اذان داده شد. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: ادیان و عرفان، اجتماعی ادامه مطلب [ یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 11:13 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
در گذشته که ما کم سن و سال بودیم داستانهای خیالی و یا برنامه های مستند از اقوامی که به واسطه منطقه زندگیشان از سیر تاریخی جوامع دیگر عقب افتاده بودند برایمان بسیار جالب بود و زیاد هم از طریق رسانه های دیداری و شنیداری و نوشتاری در موردشان تولید محتوا می گردید. افرادی مانند تارزان و یا جوامعی مانند بومیان آفریقای مرکزی و استرالیا از این دست بودند. در همین کشور ما هم جسته و گریخته حرفهایی در این باب زده می شد، به طور مثال چند سال قبل دوستی داشتم که خبرنگار بود، ایشان تعریف می کرد در کوه های یکی از استانها به روستایی برخورد کرده اند که مردم از وضعیت فعلی اطلاع چندانی نداشته اند و در حال زندگی بودند و ... خب اینها همه مسائلی بود که من می شنیدم و شنیده ها همیشه تاثیرات زیاد عمیقی ندارند تا اینکه اتفاقی برای خود بنده افتاد. نوروز 1395 به اتفاق دوستم برای گذاران تعطیلات به کوهستانهای زاگرس در استان کهکیلویه و بویر احمد رفتیم. روزی گذرمان به روستایی افتاد که بسیار شبیه به ماسوله بود با خانه هایی در شیب ساخته شده ولی در ابعاد کوچکتر از ماسوله. جای خوش آب و هوایی بود و جالب اینکه به واسطه مرتفع و کوهستانی بودن تغییرات اقیلمی به چشم بر هم زدنی در آن رخ می داد. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی ادامه مطلب [ سه شنبه هجدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 9:58 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
همین امروز صبح مصاحبه ای از چند بانوی جوان و محجبه دیدم که بسیار تاثیر گذار بود (لطفاً این بسیار تاثیر گذار را با لحن جناب آقای عطاران نخوانید)، احتمالاً این مصاحبه را که در خود ایران تهیه شده شما هم دیده اید. ماجرایش به این صورت می باشد که یک خبرنگار از چند بانوی محجبه البته از این دست بانوانی که تیپ خاصی در حجاب را رعایت می فرمایند، با چادر سیاه و بلد و پوششی که فُرمی خاص دارد، مصاحبه می کرد بدون اینکه صدای خود مصاحبه کننده شنیده شود، او در مورد شهدا نظر این عزیزان را خواست. آنها متفق القول نظری بسیار مثبت و عارفانه نسبت به شهدا داشتند و در ابتدای امر چنان صحبتهایشان معنوی بود که بنده خود بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم. سپس خبرنگار از آنها معیارشان را برای ازدواج سوال کرد و همه آنها از معیارهایی معنوی با تاکید بر عنصر شهادت تاکید فرمودند و گفتند که اصلاً مادیات برایشان مهم نیست. از اینجا به بعد ماجرا خیلی جالب شد زیرا خبرنگار از این عزیزان که همگی مجرد و با سن هایی نزدیک به سی سال و بزرگتر از این سن بودند سوال کرد آیا حاضر هستند با افرادی که شغلهایی مانند ضایعاتی، فلافل فروش و راننده وانت ازدواج نمایند. جواب نه و سفت و سخت با استدالال های این دنیایی این بانوان متحرم به جواب ها (بجز یکی از آنها که فلافل فروش را با خنده گفت بله) به گونه ای بود و لحن صورت و حالت گفتارشان به حدی تغییر کرد که بنده به عنوان یک مخاطب بسیار جا خوردم. یکی از این عزیزان راننده وانت را محکم گفت: قطعاً نه، آن یکی گفت حاضر است با یک کارمند ساده عروسی کند ولی با چنین شغلی نه. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی ادامه مطلب [ جمعه بیست و سوم مهر ۱۴۰۰ ] [ 15:41 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
دیشب در شبکه اینستاگرام با پُستی مواجه شدم که مطلب آن مطابق روال بیشتر پُست های بروز شده در این شبکه اجتماعی، حاوی یک عکس با یک متن کوتاه بود. عکس متعلق به پیرمردی بود که گویا دست آویز اُمت همیشه در فضای مجازی حاضر شده و آن را مسخره می کردند. متن زیر پُست هم اینچنین بود که فرزند صاحب عکس برای صاحب آن فضا پیامی فرستاده بود تا آن را منتشر سازد. متن این بود: این عکس متعلق به پدر من است و او سال قبل وفات یافته لطفاً آن را منتشر نکنید. بله، به همین سادگی. متاسفانه انتشار زیاد عکس آن مرد محترم که در حالتی بود که برای عده ای خنده دار می نمود، باعث جریحه دار شدن قلب عزیزان بازمانده وی شده بود. صاحب آن پیج اینستاگرامی هم از مردم درخواست نموده بود که از انتشار عکس آن مرد مرحوم شده خودداری نمایند. متاثر شدم و کمی فکر کردم چرا کار به اینجا کشید؟ اینکه مدتی است اکثر ما مبهوت و معتاد فضای مجازی شده ایم چیز تازه ای نیست، ولی باید در این خصوص بررسی و کنکاش شود که چرا باید این فضا که می تواند وسیله ای برای رشد و تعالی مقام انسانی افراد باشد به یکباره به جایی تبدیل شده که خیلی از ما برای پر کردن اوقات فراغت خود انسانهای شرافتمند را به سُخره می گیرم و قلب آنها و خانواده آنها را به درد می آوریم. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی ادامه مطلب [ سه شنبه بیستم مهر ۱۴۰۰ ] [ 9:30 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
جناب آقای دکتر عباس میلانی مورخ، اندیشمند پژوهشگر تاریخ معاصر، متولد سال 1328در تهران، و دارای مدرک دکترای علوم سیاسی از دانشگاه هاوایی آمریکا می باشند. ایشان استاد دانشگاه هایی نظیر دانشگاه ملی (شهید بهشتی)، دانشگاه تهران، دانشگاه نوتردام دونامورکالیفرنیا و دانشگاه استنفورد آمریکا بوده اند. از عمده آثار منتشر شده توسط ایشان می توان به کتاب ابوالهول ایرانی یا معمای هویدا، محمد رضا پهلوی، نگاهی به شاه، ایران در گذر روزگاران و تجدد و تجددی ستیزی در ایران اشاره کرد. کتاب تجدد و تجدد ستیزی در واقع مجموعه مقالاتی از آقای میلانی در خصوص مسئله تجدد و مسائل پیرامون آن می باشد که در مقاطع زمانی مختلف توسط ایشان به رشته تحریر در آمده و در سال 1999 میلادی تحت عنوان کتاب تجدد و تجدد ستیزی گرد آوری و منتشر گردیده است. این کتاب شامل یک پیشگفتار، شش سر فصل و هفده مقاله است. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: معرفی کتاب، اجتماعی، تاریخی ادامه مطلب [ چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ ] [ 21:24 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
زمانی که سرویس دهنده های وبلاگ فارسی در ایران آغاز به کار کردند در ابتدا وبلاگ نویس چندان زیاد نبود، دلیل اول این موضوع زیاد نبودن سرویس اینترنت دایل-آپ آن دوران و دلیل مهمتر نداشتن رایانه شخصی بود. خیلی از وبلاگ نویس های اولیه از امکانات رایانه و اینترنت محل کار خود استفاده می کردند تا اینکه وضعیت دسترسی به اینترنت و رایانه شخصی روز به روز بهتر شد و موازی با آن سرویس دهنده های وبلاگ فارسی هم از لحاظ کمی تعداد و از لحاظ کیفی امکاناتشان زیادتر گردید و تعداد وبلاگ نویس ها در نیمه دهه هشتاد شمسی رشد فزاینده ای یافت. در آن دوران حس ارتباط مجازی با دیگران بسیار شیرین بود و از آن جهت که وسایل و نرم افزارهای ارتباطی امروزی نظیر تلفن های هوشمند و برنامه هایی چون تلگرام و اینستاگرام وجود نداشت خیلی از مشتاقان ارتباط با دیگران به ایجاد وبلاگ روی آورده بودند و فضای وبلاگ نویسی بخصوص در همین سایت بلاگفای جناب آقای شیرازی بسیار پر تنوع بود. وبلاگ نویس ها از گروه های مختلفی تشکیل می شدند، از مذهبی گرفته تا تفریحی و غیره. بعضی از وبلاگ ها هم خواننده های زیادی داشتند که البته دلیل آن تنها به خاطر نوع قلم آنها نبود به طور مثال یکی از پرطرفداران وبلاگ های آن دوران وبلاگ بانویی بود با نام مستعار آنی که وبلاگی داشت با نام دست نوشته های یک دختر ترشیده و این عنوان انتخابی ایشان برای وبلاگشان خیلی از پسرهای وبگرد را به خود جلب کرده بود. باری در این هیاهوی بازار مکاره یک وبلاگ نویس پیدا شد که به شکل عجیبی همه را متوجه خود ساخت. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، شخصی ادامه مطلب [ چهارشنبه سوم شهریور ۱۴۰۰ ] [ 22:25 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
سال دوم ابتدایی بودم، در بهترین دوران زندگی. دوستی داشتم که امیدوارم امروز تندرست باشد. نامش امیر بود و ما نه تنها با هم دوست بودیم بلکه رابطه خانوادگی هم داشتیم و هرازچندگاهی خانوادگی برای شب نشینی به منزل هم میرفتیم. قبل از رفتن به مدرسه (در زمان دبستان بنده که مدارس دو شیفت و یا چند شیفت بود ما نوبت بعد از ظهر بودیم) من به دنبال امیر می رفتم تا با هم به مدرسه برویم. یک روز خیلی زودتر به درب منزل امیر رفتم و او من را به خانه دعوت کرد. مادر امیر طاهره خانوم که زن بسیار مهربان و شوخ طبعی بود (که ان شاء الله همیشه تندرست باشند) برای ما مقدار زیادی گردو آورد و ما شروع به شکستن و خوردن گردو ها کردیم. همینطور مشغول خوردن بودیم که ناگهان ساعت نزدیک به 12 ظهر شد و ما می بایست خود را به مدرسه می رساندیم. از درب منزل دوستم که خارج شدیم او مقداری پوست گردو که همراهش بود را به درون باغچه جلوی بلوکشان ریخت. من اعتراض کردم که نباید زباله را به درون محوطه انداخت و می بایست آن را به درون سطل آشغال انداخت که امیر در جواب من گفت: این پوست گردو زباله نیست و برای باغچه تا سال بعد تبدیل به کود می شود. من به یکباره گفتم: اووووووه کوووووو تا سال بعد. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، شخصی، تاریخی ادامه مطلب [ جمعه بیستم فروردین ۱۴۰۰ ] [ 12:42 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
امانوئل والرشتاین جامعه شناس و متفکر چپ گرای آمریکایی قرون بیست و بیست و یکم میلادی است و استاد دانشگاه های مختلفی در ایالات متحده آمریکا بوده است. عمده شهرت جناب والرشتاین به خاطر کتاب معروف ایشان تحت عنوان «نظریه نظام جهانی» است. وی سال گذشته در سن هشتاد و نه سالگی دیده از جهان فرو بست. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی، تاریخی ادامه مطلب [ یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۹ ] [ 11:20 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
در خط تاکسی میدان آزادی به محل پدری ما فردی به عنوان راننده فعالیت می کرد که بسیار آدم اعصاب خورد کنی بود. سابق بر این ایشان به عنوان راننده خط نبود و گاهگداری به صورت انفرادی در خطوط منتهی به محل پدری ما فعالیت می کرد که با عتراض راننده های خطی ها مواجه می شد و بعد از مدتی متوجه شدم که راننده خطی شده، آن هم خط میدان آزادی. کاملاً مشخص بود که این فرد از لحاظ روحی و روانی بیمار است و هر بار سوار پیکان ایشان می شدم از همان ابتدا شروع به غر زدن و توهین کردن به همه از راننده های دیگر گرفته تا وضعیت زمین و زمان و غیره میشد تا زمانی که من در انتهای خط پیاده می شدم. یکبار یک بنده خدایی که سوار خودروی ایشان بود در اواسط مسیر گفت: پیاده می شوم، این راننده مشکل دار که وظیفه اش پیاده کردن مسافر بود از قصد او را خیلی جلوتر برد با این ادعا که شما باید خیلی زودتر از اینکه پیاده شوی بگویی کجا پیاده می شوی و من نمی توانم در همان لحظه ترمز کنم. چقدر با آن مرد مسن جر و بحث کرد و بعد از پیاده شدن وی چقدر در گوش من به او بد و بیراه گفت خدا می داند بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اجتماعی ادامه مطلب [ یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 11:19 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |