مداد سفید
دست نوشته های حمید رضا مقسمی 
قالب وبلاگ

از کودکی من طرفدار باشگاه فوتبال استقلال و همچنین تیم ملی فوتبال آرژانتین هستم. این طرفداری به حدی بود که من در خیال کودکی خود برای باشگاه استقلال و تیم ملی آرژانتین لباس طراحی می‌کردم (در آن زمان طراحی لباس زیاد رایج نبود و تیمها لباس‌هایی شبیه هم بر تن می‌کردند)، در بازی‌های مختلف ارنج دلخواه خود را می‌نوشتم و دوست داشتم که تیم استقلال و یا تیم ملی آرزانتین با ارنجی که من فکر می‌کردم درست است وارد زمین شود. حتی خود را در مقام مدیرعاملی باشگاه استقلال فرض کرده و در فصل نقل و انتقالات بازیکنان خوب را مد نظر قرار می‌دادم و یا در مقام ریاست فدراسیون فوتبال آرژانتین فرض نموده و مربی دلخواه و بازیکنان محبوب خود را به این تیم دعوت می‌نمودم. در آن سالها همیشه برای من سوال بود که چرا مدیران وقت فوتبال چه در ایران و استقلال و چه در آرژانتین با حرارتی که من و طرفدارانی مثل من داشتند مسائل را دنبال نمی‌کنند در حالی که آنها صاحب مقام بودند و ما تنها طرفدار.

آن زمان من درست نمی‌دانستم که این هیجانات سرشار من و بعضی از طرفدران مانند من ناشی از هیجانات دوران کودکی و نوجوانی است که هر چه سن انسان بالاتر برود از این شور و شوق کاسته خواهد شد. اقتضای سن و سال چنین است که در سنین بالا به واسطه شرایط جسمی و روحی از توان فیزیکی انسان کاسته می‌شود و بعضی از روحیات انسان به مانند شور و شوق کم می‌گردد. این مسئله هم درست است که برای تصدی پست‌های مهم می‌بایست از افراد داری تجربه استفاده کرد اما تمام شغل‌ها شرایط یکسانی را طلب نمی‌کنند، یعنی اینکه بعضی از شغلها هستند که به واسطه نوع مخاطب آنها می‌بایست از افرادی استفاده شود که هم دارای تجربه هستند و هم دارای شور و اشتیاق انجام وظیفه، شغلهایی که مخاطب آنها نسل جوان هستند باید توسط کسانی تصاحب بشوند که دارای شور و اشتیاق فراوان بوده یا در اصطلاح امروزی کودک درونشان فعال است.

به طور مثال در برنامه‌هایی که شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی برای کودکان و نوجوانان تهیه می‌کنند دست اندرکاران افرادی هستند که از لحاظ روحی با کودکان و نوجوانان ارتباط خوبی دارند. نمونه‌های وطنی این افراد عمود قناد، قلقلی، عموپورنگ، خاله شادونه می‌باشند. تمامی این اشخاص سن و سال بالایی دارند ولی رفتار آنها به مانند کودکان است. حتی سازندگان و نویسندگان این برنامه‌ها هم روحیات شاد کودکی خود را تا حدود زیادی حفظ نموده‌اند به مانند آقای ایرج طهماسب و حمید جبلی و سرکار خانوم برومند که سالهای سال است برای کودکان برنامه‌های عروسکی می‌سازند. یکی دیگر از این شغلها که نیازمند داشتن اشتیاق فراوان و شور سرشار برای حسن انجام وظیفه است مدیریت باشگاه‌ها و فدراسیون‌های ورزشی می‌باشد.

زدن مثال برای مدیریت ورزشی در کشور ما که کار اشتباهی است زیرا مدیران ورزشی کشور ما به واسطه اینکه ورزش و باشگاه‌های ورزشی کاملاً در کنترل دولت هستند و دولت نیز اقتدارگرا است، از افرادی انتخاب می‌شوند که اکثراً غیر ورزشی بوده و تقریباً تنها فعالیت آنها در جهت نترل شرایط به نفع جریان حاکم است. در کشورهای دیگر بخصوص کشورهای اروپایی اگر به مدیران ورزشی دقت کرده باشید آنها در ابتدای امر وقتی وا‌رد کارزار می‌شوند خیلی هیجان دارند ولی بعد از مدتی شور و اشتیاق خود را از دست داده و با افت تیمهایشان آنها نیز می‌روند. به عقیده من اگر در تصدی این پست‌ها افرادی انتخاب شوند که از درون به مانند کودکان و نوجوانان هستند از شور و اشتیاق هدایت تیم مورد علاقه‌شان کاسته نخواهد شد و راندمان کاری بهتری خواهند داشت. این کلید مهمی در مدیریت ورزش است که متاسفانه به درستی رعایت نمی‌شود.

حمید رضا مقسمی


موضوعات مرتبط: اجتماعی، ورزشی
[ سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ ] [ 15:5 ] [ حمید رضا مقسمی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نوشتن رو دوست دارم, نه اینکه بلد باشم, نه بلد نیستم فقط دوست دارم. همین. نوشته های این وبلاگ همگی دستنویس خود بنده است و استفاده بدون اجازه از نوشته ها پیگرد قانونی داره.

حمید رضا مقسمی
لینک های مفید
لینک های مفید

امکانات وب