|
مداد سفید دست نوشته های حمید رضا مقسمی
|
قرون وسطی نام یکی از ادوار تاریخی قاره اروپاست که در مورد سال دقیق آغاز آن بین مورخان اختلاف نظر است عده ای سال آغاز قرون وسطی در اروپا را از سال 395 میلادی که سال تقسیم امپراطوری روم به دو قسمت غربی و شرقی به دست تئودوسیوس کبیر امپراطور روم و یا سال 476 میلادی سال سقوط امپراطوری روم توسط اودوآکر (سردار ژرمنی که سابقاً افسر ارتش روم بوده است) و عده ای هم تاریخ شروع قرون وسطی را تا حدودی رند کرده و آن را سال 500 میلادی می دادند، اما نظر اکثر مورخان در مور آغاز قرون وسطی همان سال 476 میلادی که امپراطوری روم غربی ساقط می شود است زیرا نابودی یکی از بزرگترین امپراطوری های جهان و طبعات ناشی از آن باعث وارد شدن جامعه اروپا به دوران جدید را باعث شد که آن را قرون وسطی می خوانند. در مورد پایان آن باز هم اختلاف نظر است عده ای از مورخان سال 1291 که پایان جنگ های صلیبی بوده را ملاک قرار می دهند، مورخان ایتالیایی آغاز رنسانس، مورخان فرانسوی انقلاب فرانسه در سال 1789، مورخان انگلیسی شروع انقلاب صنعتی و مورخان آمریکایی کشف قاره آمریکا، مورخان روسی تا عهد پترکبیر و پایان دوران آن با انقلاب اکتبر در سال 1917 ولی نظر اکثر مورخان سقوط شهر کنستانتینوپل (قسطنطنیه) به دست سلطان محمد فاتح در سال 1452 را انقراض امپراطوری بیزانس است را ملاک پایان قرون وسطی می دانند. به طور تقریبی میتوان این قرون را از هزاره بین 500 تا 1500 میلادی در نظر گرفت. قرون وسطی به تنهایی به سه دوران تقسیم می شود به نام های صده های میانی اول از ابتدا تا صده ششم، صده های میانی ثانویه از صده های 6و 7 تا 12 و 13 و صده های میانی متاخر یا عالی شامل صده های 14تا 16، اکثر مورخان این دوران را دوران تاریکی، خفقان سیاسی و دینی، فقر و بیماری می دانند ولی این تفکر شاید بی انصافی باشد و برای درک آن دوران و شرایطی که مردم در ان دوران زندگی میکرده اند باید با دقت به مسائل نگریسته شود. اینکه در یابیم اجتماع در قرون وسطی چگونه شکل گرفته تا در مورد عوامل به وجود آمدن و شرایط آن بحث کنیم کار بسیار سختی است زیرا شرایط به وجود آمدن قرون وسطی در یک شرایط آشوب زده بوده است از حمله بربرها به امپراطوری رم غربی که ساختار تمدن و شهرنشینی این قاره بر اساس قوانین آن بود و تاخت تاز اقوام وحشی در کل خاک اروپا وضعیتی بدون نظم و سامان، در آن شرایط بحران زده و اسفناک شرایط ویژه ای برای به وجود آمدن اجتماع بجز چند نقطه خاص در این قاره که زیر نفوذ قدرت هایی چون امپراطوری رم شرقی یا بیزانس بوده وجود نداشته است اروپای قرون وسطی را شاید بتوان با چند مشخصه بارز شناخت که عمده انها نظام اجتماعی نوظهور با نام فئودالیته، هژمونی دینی کلیسای کاتولیک و دستگاه تفتیش عقاید این سازمان، نبرد های طولانی با مسلمانان که به جنگ های صلیبی مشهور است از برجسته ترین آنها هستند. البته این نکته را باید در نظر داشت که اروپا در طی این هزار سال شرایط یکسانی نداشته و نمیتوان دقیق گفت که مثلاً شرایط اجتماعی مردم در صده ششصد میلادی در کشتزارهای فرانسه با شرایط اجتماعی مردم ماهیگیر سواحل مدیترانه ای کشور یونان یکی بوده ولی یک شرایط کلی هست که آن همیشه مورد بحث قرار می گیرد. فئودالیسم
بعد از فروپاشی امپراطوری رم به دست اوستروگوت ها (گوت های شرقی از اقوام ژرمن) اغلب مناطق قاره اروپا که اینک فاقد نیروی سازمان یافته برای برقراری نظم آن بود اسیر قتل و غارت بربرها و نا امنی ناشی از نبود نیروهای نظم دهنده شد، از آن سو اعراب مسلمان جبهه های جدید جنگی با اروپاییان در سرزمین اسپانیا (آندلوس) و جنوب اسپاینا (سیسیل) باز کرده و خاک این قاره بحران زده را تهدید می کردند و اقوام هون (مجارستان) هم تهدید بزرگی برای امپراطوری بیزانس شده بودند به عقیده ویل دورانت اواخر دوران حکومت امپراطوری روم غربی که مصادف بود با هجوم اقوام بربر که اکثرایت آنها را ژرمن ها، هون ها (مجارها)، نورمن ها و اعراب مسلمان تشکیل می دادند (به گفته مارک بلوخ) تشکیل می دادند باعث رخت بربستن امنیت از شهر های ایتالیا و سرزمین گل (فرانسه فعلی) شد، ویرانی و نا امنی جاده ها در اثر جنگ های پی در پی و مسدود شدن ارتباط و داد و ستد باعث رکود صنعت و تجارت شد به این سبب درآمد های حکومتی کاهش یافت و تهیدستی حکومت ها باعث شد تا آنها از عهده حفظ مال و جان مردم تحت سلطه خود باز بمانند. به این سبب اعیان و ثروتمندان قصر ها و دژهایی ساختند و با تابعین و خدمه خود به شکلی کم و بیش منزوی در آنها گرد آمدند و برای خودکفائی نیازمندی های خویش تلاش کردند. تمام اینها در کنار شرایط اقلیمی این قاره که مملو از جنگل های تاریک و خوفناکی که مامن بسیار مناسبی برای دزدان و غارتگران محلی بود دست به دست هم داد تا وضعیت اروپا وارد مرحله ای تازه شود در این اروپای بی نظم و قانون که نیاز به امنیت از نان شب هم واجب تر شده بود سیستم حکومتی جدید و نوظهوری متولد شد که نام آن را فئودالیسم نهادند پادشاهان که دیگر توان کنترل اراضی شاهی خود را نداشتند زمین ها ی خود را به حکمرانانی دادند که اغلب از نزدیکان خود پادشاه بودند تا اداره این زمین ها را به عهده گرفته و نظم را در آن برقرار سازند، فئوداللیسم یک روش حکومتی خودمختار در کشورهای اروپایی قرون وسطی بود که در مناطق مختلف آن شکل های مختلفی داشت، فئودال به معنی زمین دار بزرگ یا ارباب (فئو در زبان لاتین به معنای زمین است) به گفته ویل دورانت فئودالیسم در در اروپا از ایتالیا و آلمان سرچشمه می گیرد، اما ویژگیهای کامل آن در فرانسه تکامل یافت. در ایتالیای شمالی و یا اسپانیای عیسوی و امپراطوری رم شرقی هرگز فئودالیسم به مرحمله تکامل خود نرسید، به عنوان مثال در امپراطوری رم شرقی یا بیزانس زمینداران کلان هرگز به استقلال صاحب استقلال نظامی و یا قضایی نشدند و هرگز سلسله مراتب تبعیت هایی که در غرب ظاهراً از لوازم ضروری فئودالیسم به شمار می رفت در بیزانس پدید نیامد. فئودال ها در دژهای مستحکمی زندگی می کردند که بر بلندی های مشرف بر زمین های کشاورزی آنها ساخته شده بود، با دیوارهای سنگی و برج و بارو های بلند و خندقی که دور تا دور دیوار پر از آب بود و برای ورود به دژ و قصر پلی متحرک وجود داشت که بروی نهر خندق قرار می گرفت و بعد از زمان های مقرر عبور و مرور و یا زمان هایی که قصر تهدید می شد از روی کانال آب برداشته می شد تا دست رسی به قصر توسط دشمنان هر چه سخت تر شود، این دشمنان ممکن بود اقوام وحشی و بربرها باشند و یا فئودالهایی دیگر که قصد تصاحب زمین های همسایگان خود را می کردند و یا کشاورزانی که از بی نوایی خود به سطوح آمده و دست به شورش دهقانی می زدند. اما نکته در این است که فضای بزرگ و اتاقها و دالان های فراوان این قصر ها به احتمال زیاد فقط برای مصون نگاه داشتن جان ارباب و نزدیکان وی نبوده، خیلی از این دالان ها به انبارهایی ختم میشده که به احتمال قوی محل نگهداری مواد غذایی و محصولات کشاورزان تحت نظارت فئودال را داشته اند و از فضای درون قصر برای برپایی جشن ها و مراسم مختلف استفاده می شده و به احتمال خیلی قوی مواقع اضطرایی مانند هجوم اقوام وحشی این دژههای مستحکم پذیرای کشاورزان تحت نظر ارباب و سایر افراد زمین های مجاور برای پناه گرفتن بوده است. نظام طبقاتی در فئودالیته به این صورت بود که راس هرم خدا قرار داشت، سپس سلطان، بعد دوک، بارون، هر و سینور، سپس اربابان درجه یک، بعد اربابان درجه دو، بعد شوالیه ها، سپس دهقانان، سر آخر آزاد ها یا سرف ها، سلطان و سلطنت در نظام فئودالی یک موحبت الهی بود (مانند بسیاری از کشورهای دیگر) و سلطان و یا پادشاه فقط از خدا فرمانبردار بود و یا از طریق موروثی (پدر به پسر) و یا از طریق جنگ و کشتار به این منصب می رسیدند، آنها املاک خود را به فئودال ها نمانیده خود می بخشیدند و گاه زمینی که برای خودشان باقی می ماند کمتر از فئودال های زیر دست خود بود در واقع آنها نماینده تیولداران خود بودند تا مردم خود. ضعف همین سلاطین در کنترل حفاظت از زمین های خود باعث به وجود آمدن زمین داران و یا فئودال ها شده بود. ارباب کسی بود که اداره افراد را بر عهده داشت و به آنان زمین می داد، ارباب را در زبان لاتین «دی نوس»، در زبان فرانسوی «سینور یا سینیور»، در زبان آلمانی «هر» و در زبان انگلیسی «لرد» می نامیدند که وظیفه آنها حفظ زمین و ساکنان ان با نیروی نظامی خود، تمرکز بر فعالیت های کشاورزی و اقتصادی در زمین های خود، یاری رسانی مالی و نظامی به پادشاه در مواقع لزوم بود. نجبا: یا اربابان درجه دو به حساب می آمدند که بجز شرکت در جنگ هیچ گونه فعالیت قتصادی نداشتند، خانه هایی داشتند که با مستخدمین خود در آن ساکن بودند. شوالیه ها: با موروثی شدن املاک فئودال ها این پسران ارشد بودند که مالک کل اراضی می شدند به این ترتیب فرزندان پسر کوچکتر بدون اراضی می شدند به همین جهت ارباب پسران دیگر را برای تعلیم شوالیه گری (شوالیه در زبان فرانسوی به معنی سوارکار است) نزد ارباب دیگری می فرستاند آنها از سن کودکی در سوارکاری و استفاده از شمشیر مهارت می یافتند و در چهارده سالگی دستیار شوالیه دیگری می شدند و به همراه او به جنگ می رفتند و کارهایی نظیر حمل اسلحه ها، مراقبت از اسرا، بردن اسب یدک و ... را انجام می دادند و بعد از چند سال طبق مراسم و تشریفاتی به شوالیه تبدیل می شدند.کلیسا برای مهار قدرت شوالیه ها بنیاد شوالیه گری را با یک سری سوگند مذهبی عجین ساخت تا در آینده از انها برای جنگ های مذهبی استفاده کند. دهقانان: طبقه فرودست جامعه فئودالیته بودند که به دو گروه دهقانان آزاد و غیر ازاد تقسیم می شدند، کشاورزان آزاد شامل اعیان، روحانیون، سربازان حرفه ای، صاحبان مشاغل، بازرگانان بودند که با اندک تعهد و یا هیچ تعهدی نسبت به فئودال مالک اراضی خویش بودند. سرف ها: و یا کشاورزان غیر آزاد (سرف از کلمه لاتین سروس گرفته شده) کشاورزانی بودند که فاقد آزادی بودند و تعدادشان به مراتب بیشتر از کشاورزان آزاد بود سرف ها در زمین های متعلق به ارباب کشاورزی می کردند و تا مادامی که بهای سالانه زمین را پرداخت می کردند ارباب از جان و مالشان محافظت می کردو ارباب هرگاه اراده می کرد می توانست انها را از زمین خود بیرون کند.این طبقه محروم که اکثریت جامعه قرون وسطی را تشکیل می دادند سراسر عمر خود را در زادگاه خود می گذراندند و گاه در طول عمر بیشتر از صد و یا صد و پنجاه نفر را نمی دیدند، لباسشان از یک زیرپوش پارچه ای و پوتین و نیم تنه ای از پشم تشکیل می شد، غذایشان لبنیات و سبزی جات و گوشت و نان سیاه که از گندم خالص بود و به دلیل نداشتن غذای خوب و رعایت نکردن بهداشت عمر تقریبی آنها سی سال بود اما در قرن سیزدهم میلادی کمی وضع کشاورزان اروپایی بهتر شد به این صورت که در قرن دوازدهم با روی کار آمدن حکومت های مقتدر در بیشتر کشورهای اروپایی امنیت بهتر و بیشتری برای کشاورزان ایجاد شد و اوضاع مساعدی برای کشاورزان به وجود امد، پیامد این اوضاع افزایش رشد جمعیت و نیاز به محصولات کشاورزی بیشتر بود به همین جهت کشاورزان محصولات بیشتری تولید می کردند و مازاد تولدی خود را به بازار عرضه می کردند و مقداری از عایدات خود را پس انداز می کردند. سرف ها با پس اندازشان ازادی خود را می خریدند و کشاورزان آزاد هم با این پول زمین خریده و دیگر مجبور به دادن سهم به ارباب نبودند ولی در قرون پانزدهم و شانزدهم به دلیل جنگ های بین دول و فئودالها وضع کشاورزان باز وخیم شد. در چند دوره و در نقاط مختلف اروپا مردم تحت ستم فئودالها به خشم آمده و دست به قیام زدند که از مهمترین این قیامها می توان به قیام جان بال و وات تیلور در انگلستان، قیام ژاکری در فرانسه، قیام جان هوس در بوهم (چک)، قیام چومبی ها در فلورانس (چومبی نام کارگران روزمزد صنعت نساجی در فلورانس ان زمان بوده)، قیام رکونیستی در کاتالونیا (اسپاینا) نام برد که بعد از جنگ های صد ساله بین دو کشور انگلستان و فرانسه رخ داد، این جنگ ها که از سال 1330 میلادی تا 1453 میلادی طی دو دوره رخ داده بود باعث مشکلات عدیده اقتصادی در اروپا بخصوص دو کشور عمده درگیر جنگ یعنی انگلستان و فرانسه شد، بر اثر این جنگ ها مالیات ها بسیار زیاد شده بود و اربابان و فئودال ها بهره های اربابی را بالا برده بودند، این قیامها اکثراً با شکست مواجه شدند ولی نتیجه آن رشد تفکر آزادی بخشی در بین طبقه محروم جامعه قرون وسطی بود که باعث پیدایش تفکرات جدید در این قاره شد که نه تنها بر اروپا بلکه بر کل دنیا تاثیر گذار بود، مردم اروپا که بیشتر طبقه محروم سرف ها بودند یک مرحله جلوتر رفته و خواهان حقوقی بالاتر از قبل و حتی همپایه با اربابان خود بودند و همانطور که فئودالیسم یک مرحله از برده داری جلوتر بود اینکه جامعه باید وارد مرحله بعدی می شد. شاید امروزه نظام فئودالیته یا ارباب و رعیتی یک نظام منسوخ باشد و مردم بهره کشی فئودالها از کشاورزان را غیراخلاقی و غیرانسانی فرض کنند ولی باید این نظام را نسبت به زمان خود و دوره قبل از آن تبیین کرد به این صورت که دوره قبل از فئودالیته اروپا مصادف بود با نظام برده داری رایج در امپراطوری روم که اکثر مناطق اروپای آن زمان را در اختیار داشت، سقوط امپراطوری روم باعث از بین رفتن نظام برده داری سابق شد که مردم زیادی به صورت برده در زمین های کشاورزی اربابان خود به کار گمارده می شدند و از کوچکترین حقوق اولیه هم برخوردار نبودند اغلب با برده ها مانند حیوانات رفتار می شد و بعضی اوقات مانند یک کالای مصرفی ، با سقوط امپراطوری رم نظام برده داری رایج هم جای خود را به نظام فئودالیته داد در این نظام جدید بردگان جای خود را به دهقانان آزاد و غیر آزاد (سرف ها) دادند که از حقوقی به مرابت بالاتر از بردگان برخوردار بودند و برای کار خوددستمزد دریافت می کردند در واقع فئودالیسم قدمی رو به جو نسبت به برده داری بود و در زمان خود با توجه به شرایط محیطی اروپا اجتناب ناپذیر و جرقه های تفکراتی که در قرون معاصر جهان را متحول کرد مانند سوسیالیسم و کومونیسم و ... در همین دوران زده شد. شهر و شهرنشینی در قرون وسطی
بعد از سقوط امپراطوری رم که نماد شهرنشینی در اروپا بود شهر سازی در این قاره به مدت چند صد سال متوقف شد، زندگی مردم به خاطر روی کار آمدن سیستم جدید حکومتی فئودالیته بیشتر در روستاها بود و اشراف از قصرهای خود به روستاهای تحت نفوذشان احاطه داشتند. تا مدتها خبری از شهر سازی در اروپا نبود تا اینکه در خلال واقعه جنگ های صلیبی صلیبیونی که برای این جنگ ها اعزام می شدند در راه خود با شهر بیزانسیوم یا کونستانتینوپل و در بلاد اسلام هم شهرهای مسلمین و تجملات و زیورآلات زندگی شهری آشنا شده و آن را می دیدند که باعث می شد در هنگام مراجعت در اطراف پادگان های خود، حول و حوش سواحل دریا و رودخانه ها، چهار راه های طبیعی و یا ویرانه های شهر های روم باستان اقدام به شهرسازی اولیه می کردند. چند تئوری در مورد ساخت شهرهای قرون وسطیی وجود دارد که یکی به ترتیب نظریه پادگان که توسط بورگ و تیلند مورخان آلمانی و انگلیسی مطرح شد و شهر ها را تکامل یافته دژها و پادگانهای قرون وسطی می دانند، نظریه دیگر پاتریمونیال است که پیروان آن معتقد هستند که شهرها در نتیجه گسترش اداره پاتریمون (ملک) فئودالها بوده است، فون بارر مورخ آلمانی هم نطریه کمون رو مطرح کرد که در آن مدعی شد شهرها و جمعیت آنها از کومن های ژرمن-مارک برخواسته است، اما عمده نظریه در مورد پدید آمدن شهرهای قرون وسطیی نطریه رمانتیستی است که پیروان این نظریه معتقد هستند که شهرهای قرون وسطی مستقیماً از شهر های رم قدیم سر برآورده اند. مردمی که در شهر ها زندگی می کردند اکثراً بازرگانان، آهنگران، درودگران، دباغان، کوزه گران و دیگر پیشه وران تشکیل می دادند که آزاد زندگی می کردند و تقریباً مالک دارایی خود بودند، شهر ها تقریباً خود مختار بودند و آزادی مردم شهر در منشورهایی گنجانیده میشد که با توجه به شرایط نواحی گوناگون با هم فرق داشت، اما اصول مشترک آنها به این ترتیب بود که 1-آزادی: هر کس یک سال و یک روز در شهر زندگی می کرد از تمام قیود زندگی ارباب و رعیتی آزاد می شد حتی اگر یک روستایی فراری بود. 2- معافیت: فرد شهری از هرگونه گار در مزرعه ارباب معاف بوده و انجام هر خدمتی به ارباب شهر ها بر عهده همه افراد جامعه شهری بود 3- دادگاه شهری: هر شهر می بایست دادگاهی مستقل داشته باشد که اعضایش از میان بزرگان شهر انتخاب می شد. 4- امتیازات تجاری: شهریان از حق خرید و فروش آزادانه در بازار شهر برخوردار بوده و می توانستند از هر خارجی که که در آنجا به سوداگری مشغول میشد عوارض بگیرند (تاریخ تمدن، ایرج ذوقی) ارائه الگویی مشخص از شهر های قرون وسطی غیر ممکن است زیرا این شهر ها تمام شکل های ممکن را دارا بودند و آزادانه خود را با تمام اشکال ممکن جغرافیایی و موقعیت های تاریخی انطباق می دادند از عمده دلایل گسترش شهرها در قرون وسطی میتوان به افزایش جمعیت و رشد تجارت در آنها نامبرد. با افزایش سریع تجارت در در شهر های قرون وسطی وجود نقاطی که بتوان در آنجا معاملات کلان انجام داد ضروری شد، بازار های هفتگی روستاها قادر به رفع نیازهای جدید نبود بر همین اساس سوداگران شروع به استفاده از روزهای جشن و تعطیل کردند بدین ترتیب اساس بازارهای مکاره قرون وسطی و حتی امروزی گذاشته شد (تاریخ قرون وسطی، ایرج ذوقی) بازارهای مکاره فعالترین مراکز بازرگانی اروپا در قرون وسطی بودند، بازرگانان کالاهایی را که تقاضای بیشتری داشتند را به بازارهای مکاره آورده و به صورت عمده می فروختند. از آنجا که بازرگانان متعدد با پول و کالا به بازارهای شهرهای مختلف می رفتند و کشورها و شهر های مختلف هر کدام پول مخصوص خود را داشتند نیاز به صراف ها در بازارهای یاد شده ضروری بود (کاسمینسکی، تاریخ قرون وسطی) این صراف ها در برابر مبلغی معین پول بازرگانان را به ارز مورد نیازشان تبدیل می کردند و چون حمل سکه ها زحمت زیادی داشت بازرگانان معمولاً پولهای خود را به صراف شهر خود پرداخته و از وی براتی می گرفتند که به موجب آن می توانستند پول مورد نیاز خود را در بازار مکاره دیگر به دست بیاورند، با توسعه تجارت در شهر ها مبادلات پولی پیچیده تر شد و صراف ها عملاً به بانکدار تبدیل شدند. کلیسا و اعتقادات مذهبی
عیسی بن مریم صلوات الله علیه در سال 622 قبل از هجرت در شهر بیت لحم سرزمین فلسطین دیده به جهان گشود، فلسطین در آن دوران تحت حکومت امپرطوری روم بود که اعتقاد به چند خدایی داشتند، با آغاز تبلیغ آئین مسیحیت توسط مسیح علیه السلام و یارانشان که حواریون نام داشتند امپراطوری روم دین جدید را قبول نکرد و شروع به تعقیب و آزار پیامبر خدا و یاران و پیروانش کرد بنا به نقل مسیحیان ایشان در سال 33 یا 36 میلادی به دست نیروهای رمی مصلوب گردیند که البته مسلمانان چنین اعتقادی ندارند و معتقدند ایشان به آسمان عروج کرده اند، بعد از این واقعه حواریون ایشان شروع به ترویج آئین جدید در اقصی نقاط عالم می کنند. مردم زیادی در خاورمیانه و اروپا به این دین جدید گرایش پیدا کرده و آن را قبول می کنند. مذهب جدید اگر چه مورد توجه عده کثیری از بی نوایان قرار گرفت ولی باعث ایجاد وحشت در طبقات متوسط و عالی جامعه روم شد، این دو گروه عیسویان را دشمن اجتماع می دانستند. هر اتفاق غیر عادی را به وجود آنها نسبت می دادند یکی از نویسندگان عیسوی در این باره گفته: اگر آب رودخانه یبر بالا بیاید و اگر رودخانه نیل طغیان نکند و اگر باران نباید و اگر زلزله و قحطی روی دهد و اگر طاعون شیوع یابد، همگی فریاد بر می آوردند که عیسویان را پیش شیران بیفکنید (مقاله زجر عیسویان، دکتر میرزا محمد حسنی) حکومت امپراطوری روم که قدرت مطلق جهان آن دوران بود این دین جدید و پیروانش را به مصابه دشمن داشت و آنان را سخت تعقیب، شکنجه و آزار می کرد و به مدت سیصد سال عده زیادی از مسیحیان را قتل عام کرد. اما این تعقیب و آزارها نتیجه نداد و روز به روز به تعداد مسیحیان اضافه شد به گونه ای که شاهان مقتدر هم در برابر نفوذ آن سر تسلیم خم کردند و در سال 301 میلادی تیرداد پادشاه اشکانی ارمنستان این دین را در قلمرو خود رسمی کرد، ده سال بعد در سال 302 میلادی گالریوس امپراطور روم به عیسویان اجازه ساخت کلیسا و انجام مراسم مذهبی خود داد و در سال 313 کنستانتین کبیر ضمن پذیرش آئین جدید آن را مذهب رسمی رم کرد و در کنارش به آئین های دیگر اجازه فعالیت داد اما ماجرا از سال 392 میلادی آغاز شد که تئودوسیوس امپراطور روم شرقی مسیحیت را تنها مذهب قانونی اعلام کرد که از این به بعد همان اتفاقاتی و آزارهایی که برای مسیحیان اروپا در سیصد سال نخست پیدایش دینشان به وجود آمده بود تا نزدیک به هزار و اندی بر علیه مخالفانشان صورت گرفت. نفوذ کلیسا بر مردم اروپا که اکثراً در قرون وسطی اروپا بود باعث شده امروزه ما با شنیدن کلمه قرون وسطی به یاد کلیسای کاتولیک و دستگاه تفتیش عقاید آن بیوفتیم، کلیسای کاتولیک در همان ابتدای پیدایشش ارتباط نزدیک و دو طرفه ای با پادشاه مسیحی اروپا برقرار کرد و سیاستی را در پیش گرفت که به آئین دو شمشیر مشهور است که در این بینش اعتقاد بر این است که خداوند دو شمشیر (نماد قدرت) فرستاده که یکی به دست پادشاه و دیگری در دست رهبران کلیسا است، این سیاست باعث شد که تا هزار سال پادشاه سفاک و خونخوار مجوز دینی از کلیسا برای شرارت های خود بگیرند و سران کلیسا هم اجازه داشته باشند در این خوان نعمت با پادشاهان شریک باشند. کلیسا به شاهان مسیحی مجوز فتح سرزمین کفار را میداد و به لشکرکشی های آنان مهر تایید دینی می زد پادشاهان هم هر جا که کلیسا نیاز به قدرت آنها داشت مانند جنگ های صلیبی با آنها همکاری کرده و برای آنها لشکر با ساز و برگ می فرستادند، البته این همکاری تا زمانی بود که یکی از طرفین قصد دست درازی در حوزه فعالیت طرف مقابل نکند و اگر این اتفاق رخ میداد طرفین با استفاده از ابزار موجود در دستشان طرف مقابل را تنبیه می کردند. اما عمده حرکت این سازمان شکنجه ها و مجازات های وحشتناکی بود که تحت عنوان تفتیش عقاید بر ضد دشمنان خود روا می داشتند، سران کلیسای کاتولیک از ترس اینکه مبادا دین و آئینشان که برای به رسمیت شناخته شدنش صد ها سال زحمت کشیده شده بود و خون های زیادی برای آن ریخته شده بود دچار انحراف شود سیستمی را به وجود آوردند که تمام افراد جامعه را کنترل کرده و در صورت مشاهده کوچیکترین انحراف آنها را مورد بازخواست قرار دهند، البته هدف اصلی کلیسا از اینکار حفظ استیلا و هژمونی دینی خود بر کل قاره اروپا بود، در قرون وسطی کلیسا با فرقه هایی به وجود آمده و پیروانشان سخت برخورد کرد و بسیاری از آنها را به کل محو ساخت فرقه ها و گروه هایی مانند کاتارها، آلبیگایی ها، والدوسیان و مانویان. آنها فقط به فرقه ها بسنده نمی کردند، عده زیادی از انسانهای بی گناه که اکثراً تشنگان راه حقیقت و ره جویان طریقت علم و دانش بودند به جرمهایی همچون جادوگری، ارتداد، رمالی متهم گردیده و به وحشیانه ترین شکل شکنجه و کشته می شدند حتی انسانهایی هم که دچار بعضی از بیماریهای نادر مانند سندرم گرگینه (که باعث رشد مو در صورت شده و انسان را تا حدودی شبیه به گرگ می کند) هم می شدند به خاطر ظاهر عجیبشان از دست آنها در امان نبودند. طاعون
اروپای آن زمان مانند امروز نبود، رعایت بهداشت در مردمان آن زمان اروپا چه روستایی و چه شهری به درستی صورت نمی پذیرفت از آن سو درکیش مسیحیت آنچنان که در دین رقیب خود اسلام به رعایت بهداشت فردی و جمعی سفارش شده بود دستورات چندانی نبود، به همین جهت شیوع بیماری رواج داشت که عمده این بیماریها طاعون یا مرگ سیاه بود که جان عده زیادی از مردم را در دوران می گرفت رعایت نکردن بهداشت از یک سو رشد نکردن علم بخصوص علم پزشکی که مانع اصلی آن کلیسای کاتولیک بود باعث شد بیماریهای گوناگون جان عده زیادی از مردم اروپا را بگیرد، یکی از اپیدمی های طاعون که در قرن چهاردهم میلادی در اروپا واقع شد باعث از بین رفتن یک چهارم جمعیت این قاره گردید، مردم آن دوران تقریباً طاعون را در میان خود پذیرفته و آن را نتیجه خشم الهی میدانستند و خود را به قضا و قدر الهی سپرده بودند و در نوشته ها و حتی آثار هنری آن دوران این واقعه دردناک به وضوح قابل روئیت است، درست معلوم نیست طاعون و دیگر بیماری ها جان چه تعداد انسان را در قاره اروپا گرفت ولی واضح است که به دلیل پیشرفت نکردن علم بخصوص علم طب که پیشتر از آن صحبت شد پزشکان از درمان آن عاجر بودند و مرگ و میر ناشی از طاعون در این قاره باعث شده بود تعداد جمعیت ساکن در شهر ها و روستاهای طاعون زده بسیار کم شده و اقتصاد آن نواحی را سخت دچار آسیب نماید. حمید رضا مقسمی موضوعات مرتبط: تاریخی [ چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 22:2 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |