مداد سفید
دست نوشته های حمید رضا مقسمی 
قالب وبلاگ

mohammad ali falahatinejad

رشته وزنه برداری یکی از مدال آورترین رشته های ورزشی در کشور ما بوده و ورزشکاران ملی پوش در این رشته در رقابت های جهانی و المپیک مدالهای زیبایی برای کشور به ارمغان آورده و پرچم ایران را به اهتزار درآورده اند، از ورزشکارهای برجسته در این رشته می توان به نام مرحوم محمود نامجو، مرحوم جعفر سلماسی، مرحوم میر رسول رئیسی، محمد نصیری، شاهین نصیری نیا، حسین توکلی، حسین رضازاده، بهداد سلیمی و کیانوش رستمی نام برد که تمامی این اسامی بخصوص حسین رضازاده در میان مردم مشهور هستند اما در میان این قهرمانان نامی است که با وجود کسب مقام قهرمانی و درخشش در عرصه های مختلف بین المللی و رکورد شکنی بسیار گمنام و مهجور است و آن ورزشکار کسی نیست جز محمدعلی فلاحتی نژاد وزنه بردار دسته 77 کیلوگرم از نسل طلائی دهه هشتاد شمسی، فلاحتی نژاد مقامهای زیادی به دست آورد که ارزنده ترین آن قهرمانی در مسابقات وزنه برداری قهرمانی جهان سال 2003 در ونکوور کاناد بود آن هم در شرایطی که به عنوان نماینده دوم ایران به روی تخته می رفت و کارشناسان بخت کمی برای قهرمانی او قائل بودند او زمانی قهرمان شد که تمام کشور فقط نام حسین رضازاده را می شناختند و مظلومیت او باعث شد که وی مورد بی مهری و کم توجهی قرار بگیرد و کسی نامی از او نبرد.

شاید شخصیت آرام و کم حاشیه قلاحتی نژاد هم در گمنام بودنش تاثیر داشته باشد ولی از کم کاری مسئولین فدراسیون وزنه برداری و سازمان تربیت بدنی چیزی کم نمی کند افرادی که برای تبلیغات رسانه ای تنها به حسین رضازاده فکر می کردند و بقیه را قربانی نام وی میکردند، بی مهری ها نسبت به فلاحتی نژاد فقط شامل همین نمی شود سال گذشته یکی از شاگردان وی که مدتها با او تمرین کرده بود از مشکلاتی روحی که عده ای خدانشناس بعد از قهرمانی برای وی درست کردند و او با سعه صدر از آن گذشت تعریف کرد که برای آرام کردن حسادت خود نسبت به قهرمانی این مرد با افکار قرون وسطائی که در اذهانشان بود وی را متهم به استفاده از نیروهای ماوراء الطبیعه و جادو و جنبل کردند و آن شاگرد تعریف میکرد که بعضی از هم باشگاهی های وی به خاطر این اتهام واهی و احمقانه تا مدتها با وی حرف نمی زدند، شاید شاهین نصیری نیا و حسین توکلی و کوروش باقری هم در آن مقطع به همراه فلاحتی نژاد زیر سایه نام حسین رضازاده و تبلیغات دولتی در مورد او قرار گرفته باشند و به حق و حقوق واقعی خود نرسیده باشند ولی اجحافی که نسبت به فلاحتی نژاد شد با بقیه این قهرمانان قابل مقایسه نیست زیرا بعد از پایان دوران قهرمانی و بازنشستگی باقری با همراهی رضازاده مربی تیم ملی شد و توکلی هم چنین شد و نصیری نیا هم به آمریکا رفت و مربی تیم ملی این کشور شد ولی باز کسی از فلاحتی نژاد خبری نمی گرفت.

بعد از بازنشستگی فلاحتی نژاد مدت کوتاه مربی تیم ملی وزنه برداری ایران شد و باقری را در هدایت این تیم یاری نمود ولی بعد از مدت کوتاهی و وقتی فوت و فن کارهای او را دریافتند از کار برکنار شد، مدتی هم سر مربی تیم ملی عراق شد و چند وقتی را در کشور عراق سپری کرد ولی بعد از مدتی با مسئولان آنجا هم به توافق نرسید و به ایران بازگشت، بعد از رفتن رضازاده و روی کار آمدن فدارسیون جدید همه انتظار داشتند با توجه به شعارهای تبلیغاتی علی مرادی مبنی به اهمیت دادن و حرمت گذاشتن به پیشکسوتان همه انتظار داشتند که ولو به صورت تشریفاتی پستی در این فدارسیون به وی عطا شود تا به این وسیله امرار معاش نمیاد ولی چنین نشد و علی مرادی هم  حالی از او نپرسید، فلاحتی نژاد که نیاز به درآمد داشت در حوالی میدان قزوین تهران با افتتاح یک باب مغازه پلاستیک فروشی عزم کرد تا نان حلال سر سفره خانواده خود ببرد، مدتی خبری از او نبود تا اینکه چند هفته قبل خبر رسید وی در بیمارستان بستری شده و حال خوبی ندارد، از پسر خاله ایشان آقای ضیائی سوال کردم و جویای احوالش شدم که متاسفانه هر بار که خبر می گیرم وضع ایشان وخیم تر از قبل می شود، کلیه ها و کبدشان تا حدود زیادی از کار افتاده و ریه ها آب آورده است، گفته میشود که عفونت تمام بدن وی را گرفته و در کل حال عمومی ایشان اصلاً خوب نیست، متاسفانه هوشیاری خود را هم تا حدود زیادی از دست داده و خبرهای بد تا آنجا هم پیشرفت گه روز چهارشنبه یکی از شاگردانش گفت که به کما رفته اند.

دیروز که برای آخرین بار از آقای ضیائی که به اتفاق چندی از ورزشکاران به دیدار وی رفته بودند در مورد احوال فلاحتی نژاد سوال کردم که گفت: تشنج کرده بود. خبر خوب حضور وزیر محترم ورزش جناب آقای سلطانی فر بر بالین آقای فلاحتی نژاد و دستور ایشان به فدراسیون پزشکی و ورزشی برای پیگیری معالجات وی و عوض کردن تیم پزشکی بوده است، هزینه های بیمارستان تا دیروز مبلغی در حدود یکصد و سی و پنج میلیون تومان شده که قطعاً خانواده فلاحتی نژاد از عهده پرداخت آن بر نخواهند آمد و فکر میکنم با توجه به حضور جناب وزیر و مسئولان صندوق حمایت از پیشکسوتان ورزش بر بستر وی این مشکل هم تا حدود زیادی مرتفع شود تا نگرانی خانواده فلاحتی نژاد فقط حال قهرمان باشد نه چیز دیگری. شاید اگر بی مهری کمتری به فلاحتی نژاد می شد وضع حال و روز او امروز چنین نبود، شاید اگر یک صدم توجهی که به حسین رضا زاده شد به فلاحتی نژاد میشد او آنقدر تنها نمی شد، جالب اینجاست که مسئولان فدارسیون وزنه برداری ایران و هیئت وزنه برداری استان تهران با رفتن بر سر بالین وی خود را دلسوز نشان می دهند در صورتی که حتی حاضر نبودند کلید یک باشگاه دور افتاده را به او بدهند، آنهایی که زمان قهرمان شدن وی با عنوانش مانور تبلیغاتی می دادند در این چند سال گمنامی وی برای خالی نبودن عریضه حتی یک سر هم به او نزدند. دعا میکنم برای قهرمان ارزنده و مرد مظلوم وزنه برداری که هر چه سریعتر بهبود پیدا کنند و دوباره ایشان را سالم و تندرست ملاقات کنیم.

حمید رضا مقسمی


موضوعات مرتبط: شخصی، ورزشی
[ شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 10:8 ] [ حمید رضا مقسمی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نوشتن رو دوست دارم, نه اینکه بلد باشم, نه بلد نیستم فقط دوست دارم. همین. نوشته های این وبلاگ همگی دستنویس خود بنده است و استفاده بدون اجازه از نوشته ها پیگرد قانونی داره.

حمید رضا مقسمی
لینک های مفید
لینک های مفید

امکانات وب