مداد سفید
دست نوشته های حمید رضا مقسمی 
قالب وبلاگ

دین اسلام در سرزمینی ظهور کرد که علم و علم اندوزی در پایینترین درجات اهمیت مردم عامه قرار داشت، اعراب بیشتر مشغول کارهای دیگر بودند تا پرداختن به مسائل علمی و نام این عصر هم جاهلیت نام داشت. بعد از ظهور دین مبین اسلام وضعیت در شبه جزیره عربستان که مهد این دین بود به کلی تغییر کرد، دین اسلام فقط یک آیین تک بعدی نبود بلکه مجموعه ای از فرامین و سفارشات الهی بود که تمامی ابعاد انسان و جامعه انسانی را شامل می شد، این فرامین از شناخت انسان، شناخت خداوند، عبادت خداوند، مسائل اجتماعی، مسائل روانی، مسائل بهداشتی و کلاً همه مسائلی را که یک انسان در طول زندگی خود با آن رو به رو است را شامل می شد، شاید مثال خوب در این زمینه همین مثالی باشد که در میان عامه رواج یافته و عنوان می کند که اسلام دینی است که از ناخن پا تا موی سر انسان را فراموش نکرده است، آری در اسلام حتی برای ناخن پا هم برنامه ای هست و توجه آنقدر زیاد بوده که گفته شده در مقطعی از دوران حیات رسول مکرم اسلام صلوات الله علیه مدتی آیات قرآن به ایشان نازل نشد و وقتی اصحاب از ایشان علت رو جویا شدند جواب رسول خدا شگفت انگیز بود: چون شما ناخن های خود را کوتاه نمی کنید.

یکی از مسائلی که اسلام توجه زیادی به آن نمود در حالیکه در قبل از آن کسی در سرزمین عربستان اهمیت چندانی به آن نمی داد علم اندوزی و علم آموزی و گسترش علم بود، شخص نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه به ظاهر بی سواد بودند ولی در مورد کسب علم و دانش آنقدر به اصحاب خویش و سایر مسلمانان توصیه نمودند که اصحاب جهاد علمی توصیه شده توسط رسول خدا را در زمره مهمترین کارهای خود قرار داده و در جهت نیل به آن کوشش فراوان می نمودند، گفته شده بعد از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر هفتاد تن از کفار به اسارات مسلمین در آمدند، رسول خدا دستور دادند که هر کدام از این اسرا اگر بتوانند توانایی خواندن و نوشتن را به ده مسلمان یاد بدهند آزاد هستند و می توانند به خانه و کاشانه خود بازگردند. بحث فراگیری علم و یا هر چیز دیگری که رسول خدا به ان سفارش می نمود مسئله ای نبود که از خود ایشان باشد بلکه دستورات الهی بودند که در آیات کلام الله مجید و یا بر اساس احادیث فراوان دیگر از آن مقام الهی عظیم شان به مسلمین منتقل می گردید.

آیاتی چند در مورد علم و علم اندوزی : «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الّذینَ لایَعْلَمُونَ إنّما یَتَذَکَّرُ اُولُوا الألْبابِ» (زمر: 9) بگو: آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟ تنها خردمندان متذکر می شوند. «قُلْ رَبِّ زِدْنی عِلْما» (طه: 114) بگو: پروردگارا علم مرا افزون کن. و از همه مهمتر اینکه شاید خدا رسول خود را با چنین کلماتی خطاب قرار داد که: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ» (علق آیات ا تا 5). بجز آیات نورانی قرآن رسول خدا صلوات الله علیه نیز احادیث زیادی در مورد با فضیلت و مهم بودن علم آموختن فرموده اند احادیثی مانند: خَيرُ الدُّنيا وَالآخِرَةِ مَعَ العِلمِ وَشَرُّ الدُّنيا وَالآخِرَةِ مَعَ الجهل. خير دنيا و آخرت با دانش است و شرّ دنيا و آخرت با نادانى (بهار الانوار، ج 79، ص 17) و یا : طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ أَلا إِنَّ اللّه‏ يُحِبُّ بُغاةَ العِلمِ. طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است. خداوند جويندگان دانش را دوست دارد (مصباح الشریعه، ص 13) و حدیث: اطْلُبُوا الْعِلْمَ‏ مِنَ‏ الْمَهْدِ إِلَى اللَّحْد، از گهواره تا گور دانش بجوئيد، و حدیث معروف اطلبوا العلم بالصين فان طلب العلم فريضة علي کل مسلم. که مسلمانان را تشویق می نمود برای فراگیری علم رنج سفرهای طولانی حتی به چین را هم به خود بدهند

در چنین شرایطی بود که اسلام متولد شد و بعد از رحلت رسول مکرم اسلام و خلفای راشیدین اتفاقی دیگر در دنیای اسلامی افتاد که برای علم اندوزان و علم آموزان میمون بود، آن اتفاق تصرف سرزمین های جدید توسط رزمندگان سپاه اسلام و باز شدن پای علوم جدید به سرزمین های اسلامی بود. مسلمین بعد از فتح سرزمین هایی چون مصر و ایران و سوریه و فلسطین و عراق که در آن دوران از مراکز علمی بزرگ جهان محسوب می شدند باب هایی از علوم را تجربه کردند که سابق بر آن امکان دست یابی بر آن میسر نبود، همچنین تازه مسلمانان سرزمین های نو هم این امکان را یافتند که در زمره مسلمانان و یا تابعین مسلمانان برای کسب علم به اقصی نقاط بلاد اسلام مسافرت کنند که برای مردم بعضی از این سرزمین ها مانند ایران که کسب علم ملزم به داشتن امتیازات طبقاتی بود میسر نبود. همانطور که از داستان معروف انوشیروان کفش گر در ادبیات ایران زمین بر می آید در دوران ساسانی در کشور ایران خواندن و نوشتن مختص طبقات خاصی از جامعه بود که این مسئله نادرست چنان نهادینه شده بود که حتی شاه دادگستری چون انوشیروان هم اجازه درس خواندن به کفاش را نداده بود.

گفتگوی تمدن ها

بعد از فتح شدن سرزمین های بزرگی چون ایران و مصر و غیره بعد از سالهای اولیه نبرد که زد و خورد ها و مقاومت ها یا همان برخورد تمدن ها در سرزمین های جدید در جریان بود با قبول شکست توسط ملل مغلوب و پذیرش آرام آرام دین مبین اسلام توسط مردم این سرزمین ها به یمن باز شدن مرزهای سیاسی بین چندین امپراتوری به وسیله اسلام راه های علم از هندوستان و ترکستان تا روم و مصر و شمال آفریقا باز شد و مرحله برخورد تمدن ها تقریباً پایان یافته و مرحله جدید که مرحله گفتگوی تمدن ها بود آغاز گردید، مردم سرزمین های جدید افکار و اعتقادات و همچنین زبان گفتاری و نوشتاری آنها با اعراب مسلمان فرق می کرد، اعراب هم متوجه شدند که شاید آنها دیدن اسلام را که دین الهی و کاملی بود قلباً پذیرفته اند لیکن سنن و آداب و همچنین علومی را که سابق بر این آموخته و در فرهنگشان نهادینه شده بود را نمی توانستند با فرهنگ عربی معاوضه نمایند. به همین جهت بعد از مدتی که پذیرش اسلام در سرزمین های جدید رو به فزونی نهاد مردم مسلمان جدید با اعراب مسلمان تحت لوای خوان مسلم شروع به بحث و تبادل نظر در زمینه های مختلف کردند که علم یکی از انها بود.

همانطور که دین اسلام و فرهنگ اسلامی وارد این سرزمین های جدید شد و مردم آنجا را تحت تاثیر قرار داد، ایرانی ها، یونانی ها، عراقی ها، مصری ها، بربرهای شمال آفریقا، رومی ها، ویزیگوت ها، کارتاژیان، نبتی ها همه افکار، فرهنگ و سنن و علومی داشتند که در قبل از جهانگشایی اسلامی یا هیچ مجال گفتگویی با هم پیدا نکرده بودند و یا اینکه گفتگوهایی در حد بسیار مختصر بین بزرگان آنها صورت پذیرفته بود، بعد از یکی شدن سرزمین های این مردم آنها فرصت یافتند تا هم دیگر را دیده و در مورد مسائل مختلف با یکدیگر گفتگو کنند، البته مرکز این گفتگو ها در مرکز قدرت جهان اسلام و یا همان دارالخلافه قرار داشت. در زمان یه خلیفه نخستین یعنی ابابکر، عمر و عثمان جهان اسلام بیشتر در حال انبساط و برخورد با تمدن های همسایه خود بود، در زمان حکومت امام اول شیعیان حضرت علی علیه السلام نیز مسائل و اختلافات داخلی جهان اسلام بیشترین دغدغه دستگاه خلافت بود تا روی کار آمدن معاویه بن ابی سفیان و بعد از آن سلسله اموی ها. در این دوران تقریباً بلاد اسلام از یک تثبیت قدرت برخوردار بود به همین جهت شام مرکز خلافت اسلام که مرکز دید و بازدید خلیفه با فرستادگان سایر بلاد بود به مرکز بحث و نشر علوم اسلامی هم تبدیل شد,

آموزش و نشر علوم از ابتدا تا بیت الحکمه

از همان ابتدای ظهور اسلام یاد گیری و آموزش علوم که آغاز گشت، مسلمین برای فهمیدن کلام الهی نیاز به فراگیری خواندن و نوشتن داشتند تا آیات رسیده از خداوند متعال تحت نام قرآن را که به صورت اصوات از زبان رسول الله صلوات الله علیه می شنیدند در جایی مکتوب نمایند تا بعدها بتوانند آنها را به دیگران آموزش بدهند، آیات الهی و احادیث نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه نیاز به فهم درست داشت به همین جهت مساجد به مکانی برای یادگیری قرآن و علوم مختلف تبدیل گشت در واقع در ابتدای ظهور اسلام مساجد پایگاه های عظیمی بودند که مسلمین از آنها برای کارهای مختلف و نه فقط عبادت استفاده می کردند. مسلمانان کم سواد و یا اکثراً بی سواد وارد مسجد شده آیات الهی و دستورات دین را فرا می گرفتند حتی به اندازه یک آیه و حتی الامکان دست خالی از مسجد بیرون نمی رفتند، آنان که از دانش بهره بیشتری می خواستند در بحث های دینی و علمی بیشتر شرکت می کردند، حلقه هایی در مساجد شکل گرفت در در این حلقه ها در مورد دین اسلام و مبانی آن بحث می شد و بعضاً علوم دیگر، هر چه زمان جلوتر می رفت اندازه دایره این حلقه ها بزرگتر و تعداد علوم بحث شده در آن بیشتر می شد.

مساجد که محل اولیه بحث و انشار علوم در اسلام بود محدودیت هایی داشت به این صورت که این اماکن در واقع خانه های خدا بودند که در دین اسلام بسیار مقدس بوده و هر کسی با هر شرایطی نمی توانست به آنجا وارد شود، غیر مسلمانان بخصوص کفار حق ورود به این اماکن را نداشته و مسلمانان نیز در صورت پاکیزه بودن اجازه ورود به آن را داشتند، همچنین در ابتدای اسلام اعراب با علوم بیگانه آشنا نبودند به همین دلیل دایره بحث های علمی محدود به علوم دینی و بعضی از علوم معرفتی می شد. اما با گسترش اسلام دیگر علوم محدود به علم دینی نبود و مسلمین با انواعی از علوم آشنا شدند که سابق بر آن شناخت چندانی از آنها نداشتند همچنین پای غیر مسلمانان و بعضاً کفار هم به این بحث ها باز شد که با محدودیت هایی که مساجد به عنوان اماکن مقدس داشتند امکان حضور آنها در آن بحث ها وجود نداشت و مسئله بسیار مهم که شاید جرقه اصلی تشکیل بیت الحکمه ها باشد این بود که علوم سایر ملل مختلف وارد شده در بلاد اسلامی در کتبی به زبان آن ملت ها بود که با عربی کاملاً فرق داشت پس نیاز بود این کتب به زبان عربی درست ترجمه شوند.

عصر اموی

بعد از شهادت علی بن ابی طالب علیه السلام و روی کار آمدن معاویة بن ابی سفیان عصر جدیدی که حکومت اسلامی پدید آمد که تقریباً صد سال به طول انجامید، حالت حکومت از مشروعه دینی به استبداد سلطنتی تغییر کرده و مرکزیت بلاد اسلام از حجاز و عراق به شام منتقل گردید، آنها مانند خلفای قبل از خود دغدغه مسائل دینی نداشتند و به همین جهت پای افراد دانشمند از سایر ملل که غیر مسلمان هم در میان آنها کم نبود به دربار ایشان باز شد افرادی چون هارون دمشقی ، نزدیکی مرکز خلافت اموی به سرزمین های روم و یونان باستان باعث شد تا بعضی از علوم این سرزمین ها وارد بلاد اسلام شده و در نتیجه لزوم بحث های علمی و ایجاد مراکزی برای اینگونه بحث ها بسیار احساس شد. در دوره اموی مراکزی برای نشر علوم احداث شد.

در عصر امویان دو گونه مراکز علمی فعال وجود داشت: اول  مراکزی که پیش از اسلام توسط اقوامی چون یونانیان، ایرانیان و سریانیان در سرزمینهایی همچون مصر، ایران و شهرهای نصیبین و رها تأسیس شده بود و غالباً به علوم عقلی و پزشکی می‌پرداخت. این مراکز در دوران اسلامی نیز تا سالها همچون فعال بود و بدون هرگونه اتکایی به دستگاه خلافت اسلامی به رونق علمی و تحقیقات خود ادامه داد. دوم مراکزی که در اثر تلاشهای مسلمانان در دوره اسلامی رونق علمی پیدا کرد و به مراکز علم و تمدن اسلامی تبدیل شد مراکز علمی پیش از اسلامی همچون حوزه‌ی علمی اسکندریه، حوزه‌های علمی سریانی و جندی شاپور؛ و مراکز علمی پس از اسلام همچون حجاز، عراق، مصر و شام را شامل می‌شوند[1]

بنی عباس و آغاز پیدایش بیت الحکمه

بعد از فروپاشی حکومت امویان که نزدیک به صد سال بر جهان اسلام حکومت کردند بنی عباس به قدرت رسیدند، خواستگاه به قدرت رسیدن این خاندان با اینکه از اعراب سرزمین حجاز بودند و اجدادشان با پیامبر اسلام صلوات الله علیه نسبت خویشاوندی داشت نه سرزمین حجاز و حتی سایر سرزمین های عرب زبان بلکه سرزمین خراسان در ایران بود، عباسیان با تکیه بر قدرت طرفدارانشان که توسط مردانی چون ابومسلم خراسانی رهبری می شدند موفق به درهم شکستن حکومت امویان شده و خود به قدرت رسیدند به همین جهت خود را وام دار مردم شرق بلاد اسلام یا همان سرزمین ایران دانسته و رفتار آنها بعد از به قدرت رسیدن تا حدود زیادی نشان از این موضوع می داد.

عباسیان مرکز خلافت را از شام به منطقه ای شرقی در سرزمین عراق فعلی تغییر دادند، در زمان حکومت دومین خلیفه عباسی منصور ملقب به منصور دوانیقی تغییر محل پایتخت عملی شد، وی برای این منظور محلی را انتخاب کرد که به پایتخت سابق امپراتوری ساسانیان یعنی تیسفون بسیار نزدیک بود. بغداد روستایی بود که شمال منطقه حاصل خیز میان رودان که توسط منصور برای پایخت جدید خلافت عباسی انتخاب شد. او برای ساخت شهر جدید برنامه های بسیاری داشت و برای اینکار وسواس و هزینه زیادی به خرج داد. منصور به منجمان متعدد دربار خود که دو زرتشتی مسلمان شده به نام های نوبخت و ماشالله و یک یهودی مسلمان شده اهل بصره روی آورد [2]

آنان به مطالعه پرداختند و نظر دادند که 30 ژوئیه 796 میلادی بهترین روز برای آغاز احداث شهر بغداد است اما منصور همچنان مردد بود، وی به معماران خود دستور داد تا نقشه دیوار های شهر پیشنهادی را بر اساس آموزه های هندسه اقلیدس محبوب خلیفه بر زمین ابتدا با خاکستر سپس با پنبه آغاشته به نفت به شکل دایره کامل در بیاورند اینها به آتش کشیده شدند تا خط آتشین به دور شهر که مرکز قلمرو آینده منصور بود درست شود [3] سرانجام منصور به ساخت چنین شهری راضی شد و در باره آن چنین گفت: «به خدا سوگند... من همه عمرم را در آن خواهم گذراند و آن خانه فرزندان من خواهد بود و بی شک به مجلل ترین شهر جهان تبدیل خواهد شد»[4] بعد از اتمام این شهر زیبا که موضوع افسانه های بسیاری چون هزار و یک شب شد لازم بود در تمام زمینه ها رشد قابل ملاحظه داشته باشد تا لقب پیشرفته ترین شهر جهان برازنده نامش باشد یکی از موضوعات که شاید از همه مهمتر می بود علم و دانش بود به همین جهت این شهر به مرکز انتشار علم در خلافت اسلامی بلکه در کل جهان تبدیل شد

هارون در زمان حیات خود علما و دانشمندان و همچنین مترجمان را که وظیفه مهم ترجمه آثار علمی سایر بلاد را داشتند بسیار تشویق می نمود و رقابت علمی بزرگی در بغذاذ پدید آمد. رقابت میان محققان مکاتب مختلف به ویژه عربی برای حمایت از دانش شدید شد، پدیده ای که فعالیت علمی و ادبی با کیفیت عالی برای سده های بعد را تضمین می کرد. [5] بعد از مرگ منصور در سال 158 قمری و (775 میلاد) بعد از وی جانشینان او مهدی و سپس هارون ملقب به الرشید هم به سنت منصور در علم آموزی و علم پروی و همچنین ترجمه کتب علمی ادامه دادند، همچنین در این دوران فن اوری ساخت کاغذ هم از چین به دست آمد به به رشد علوم کمک بسیاری کرد [6] بعد از مرگ هارون خلیفه مقتدر عباسی برای جانشینی او بین دو فرزندش امین و مامون جنگی در گرفت که مامون فرزند کوچکتر که دانش دوست بود بر امین غلبه یافته و خلیفه پنجم عباسی شد، او هم دانش دوست این روند را ادامه داد او فرمان ساخت رصد خانه و بیت الحکمه را که خانه دانش و جزء اولین دانشگاه های جهان است را صادر کرد.

بیت الحکمه

واژه بیت به معنای خانه در لسان عرب آن دوران و این زمانه برای امکان مهم به کار گرفته میشد، خانه که محل امن و امان هر انسان است می تواند محلی برای تولد و یا رشد زندگی باشد، این واژه را به نوعی می توان مقدس نامید زیرا اعراب اماکن مهمی را به پیش وند بیت صدا میزدند مانند خزانه دولتی که بیت المال بود، و یا بیت العدل، انتخاب واژه بیت الحکمه هم می تواند تدبیری هوشنمدانه باشد از تقدس بخشیدن به جنبه علم اندوزی و علم آموزی که همانطور که پیشتر در همین مقاله ذکر شد اهمیت فراگیری علم در اسلام مقدس هم بوده است. در اینکه دقیقاً کدام خلیفه فرمان ایجاد بیت الحکمه بغداد و سپس سایر بیت الحکمه ها را داد بین مورخین مختلف اختلاف نظر وجود دارد که آیا در اواخر دوران هارون الرشید این اتفاق افتاده است و یا مامون دستور آن را داده، ولی هر چه هست این محل در همان عصر ایجاد شد که کتابخانه و محلی دولتی برای گسترش علم بود.

آرا و نظرات مختلفی درباره تأسیس بیت الحکمه وجود دارد برخی آن را به خلیفه ابوجعفر منصور در سالهای ( 136 تا 158هجری )، به علت اهتمام منصور به علم و علما و اولین کسی که مسلمانان را به فراگیری علم و دانش مختلف ترغیب کرد، نسبت داده اند و معتقدند که او علما را به ترجمه کتاب های فارسی، یونانی و هندی به زبان عربی تشویق کرد. اما برخی دیگر گفته اند که زمان تأسیس بیت الحکمه به دوران خلیفه هارون الرشید سال های ( 170 تا 193 هجری) که زمان شکوفایی تمدن و علم بوده است برمی گردد. به ویژه اینکه جنبش های ترجمه و تألیف افزایش یافته و هدف از آنها غنای فکر عربی و افزایش علوم و معارف مختلف بوده است. از این رو هارون الرشید به کتاب های مختلف اهتمام ورزید و هنگام سیطره ارتش خود بر عموریه و آنکارا دستور جمع آوری کتاب ها را صادر کرد و گروهی از علما را به منظور بررسی این کتابخانه ها و آوردن کتاب های نادر و نفیس ترغیب کرد. از این رو در پی جمع آوری کتاب از دوران منصور و پسرش خلیفه مهدی خزانه ای برای حفظ کتاب ها تأسیس شد[7]

تصویری که مراجع کهن از بیت الحکمه به دست می‌دهند، با تصور پژوهش‌گران معاصر از چیستی و کارکرد آن، تفاوتی شگرف دارد. بیشتر مؤلفان معاصر، این نهاد را سازمانی دولتی، بسیار منظم و گسترده وصف کرده‌اند که همۀ فعالیت‌های علمی عصر اول عباسی در قالب آن صورت گرفته است. برخی با توجه به اینکه شواهدی اندک، اما مطمئن دربارۀ وجود بیت الحکمه در روزگار هارون دردست است، با استناد به سخن ابن جلجل پنداشته‌اند که این کتابها به بیت الحکمه راه یافته، هارون نیز بی‌درنگ ابن ماسویه را به ریاست آنجا برگزیده، به ترجمۀ آثار فرمان داده است، بیت الحکمه هیچ نقش مستقیمی در نهضت ترجمه نداشته است و مترجمان عمدتاً با پشتیبانی برخی دولتمردان دانشور و دانش‌دوست (و نه پشتیبانی دولت) به کار مشغول بوده‌اند.[8]

بیشتر مؤلفان معاصر، این نهاد را سازمانی دولتی، بسیار منظم و گسترده وصف کرده‌اند که همۀ فعالیت‌های علمی عصر اول عباسی در قالب آن صورت گرفته است. گویا علت روی آوردن محققان به گمان‌های بسیار، اطلاق عنوان گمراه‌کنندۀ ‌بیت الحکمه‌ بر این نهاد، بوده است [9]اینان براساس تشابهی که به رغم خود میان عبارت بیت الحکمه و موزۀ اسکندریه یا بخشی از آن موسوم به «‌سراپیوم کهن‌» یافته‌اند، گاه حوزۀ علمی اسکندریه و گاه جندی شاپور را الگوی بیت الحکمه، و اقدامات منسوب به اسکندر، شاهان ساسانی و بطالسۀ مصر در گردآوری آثار مختلف آنها را[10] نیز سرمشق خلفای عباسی دانسته‌اند.[11] در نتیجه اینان بیت الحکمه یا بخشی از آن را، یک دارالترجمۀ رسمی و زیر نظر شخص خلیفه، برای نگهداری و ترجمۀ آثار یونانی و دیگر زبانها به عربی دانسته‌اند که مترجمان بسیار در آن مشغول به کار بوده‌اند.[12] برخی از این فراتر رفته، اصولاً هدف از تأسیس بیت الحکمه را سامان دادن به کار ترجمه بر شمرده‌اند.[13] در نتیجه هنگام پرداختن به بیت الحکمه، به جای توجه به آنچه از این نهاد معلوم است، بیشتر از ویژگی‌های مختلف نهضت ترجمه و شیوۀ حنین بن اسحاق در ترجمه و مسائلی از این قبیل سخن رانده‌اند.[14] برخی دیگر به این نیز بسنده نکرده، ارصاد دورۀ عباسی را نیز از جمله وظایف بیت الحکمه و رصدخانۀ شماسیۀ بغداد و گاه رصدخانۀ کوه قاسیون دمشق را بخشی از بیت الحکمه دانسته‌اند.[15] برخی دیگر نیز بیت الحکمه را یک کتابخانۀ عمومی بزرگ به شمار آورده‌اند [16] بیت الحکمه یا خزانات الحکمه یک ساختمان ویژه در کاخ خلیفه عباسی بود، که در دوره های مختلف اسلامی به مکانهای مختلفی گفته می شد شامل یک اتاق با تعدادی مجسمه، نقاشی و یا طلسم و البته کتب علوم مختلف که کتابخانه سلطنتی هم محسوب می شد در آن دوران کاربردی مانند موزه های امروزی داشت [17]

نکته ای که برای بنده (نویسنده مقاله) مهم بود شور و شوق مسلمین و حتی غیر مسلمانان بلاد اسلام و خارج از بلاد اسلام در آن دوران خاص برای فراگیری علم و گسترش آن می باشد، گویی انقلابی رخ داده و یا اینکه بند ها و زنجیرهایی که پای علما و دانشمندان را برای گسترش علم بسته بوده باز شده و آنها مانند بندیانی که از بند رها شده باشند خوشحال مشغول فعالیت بوده اند، در اینکه حکومت های اموی و عباسی حکومت های غاصب و جباری بوده اند بنده هیچ شکی ندارم ولی با وجود این مشکلات آنها در توسعه و پیشرفت علم نه تنها مانع تراشی نکرده اند بلکه خود مشوق این توسعه نیز بوده اند و با خدماتی که به مترجمان و محققان می دادند راه را برای آنان باز می نموده اند، جالب تر اینکه عقاید خشک مذهب که حتی امروزه هم مانع توسعه علم در جوامع مختلف اسلامی است در آن دوران زیاد نتوانسته است مانع این علم جهادی شود که مطمئناً پشتیبانی دستگاه خلافت باعث این عمل بوده.

همانطور که پیشترعرض کردم مهمترین کار در بیت الحکمه بغداد و سایر بیت الحکمه بوده سنت جمع آوری کتاب های علمی سایر ملل و ترجمه آن به عربی بوده است، مسئله ای که با رویکرد بعضی از حاکمان سالهای ابتدایی ظهور اسلام متفاوت بوده در حالیکه آنها کتب سایر تمدن ها را مخالف اندیشه اسلامی می دیدند و دستور به نابودی آنها می دادند و حتی گفته شده بعد از فتح مصر به دست مسلمین وقتی در مورد کتب آن دیار کسب تکلیف می شود جواب چنین بوده که کتبی که مخالف قرآن هستند باید در آتش سوزانده شوند و کتبی هم که مخالف کلام خدا نیستند هم با وجود قرآن نیازی به وجود انها نیست و به گفته مورخین تا چند روز آب حمام های اسکندریه با کتاب های کتابخانه آنجا گرم می شده. ولی با تغییر این رویکرد خشن ابتدای اسلام خلفای عباسی سعی در گرد آوری سایر علوم و نشر ان داشته اند.

برخی از دانشمندان و مترجمان بیت الحکمه

ابوسهل‌فضل‌بن‌نوبخت: مترجم آثار فارسی به عربی بود، ابوالعباس نوبختی: فرزند ابوسهل که آثاری را از پهلوی به عربی بازگرداند، محمدبن‌موسی‌ خوارزمی(فوت 232 قمری): ریاضی‌دان و اخترشناس ایرانی که مبحث پراکنده‌ی دانش جبر را گردآوری کرد و کتاب جبر و المقابله را نوشت.، یحیی ‌بن‌ ابی ‌منصور: اخترشناس برجسته‌ی ایرانی که پسران موسی زیر نظر او پرروش یافتند.، بنو موسی (پسران موسی): دانشمندان ایرانی‌تبار که یکی در ریاضی، یکی در مکانیک و دیگری در اخترشناسی چیره بود و آثاری را نیز ترجمه  و نگارش کرده‌اند، حنین بن اسحاق(فوت 259 قمری): برجسته‌ترین مترجم جهان اسلام بود که در سال 214 به سفارش موسی به ریاست بیت الحکمه برگزیده، اسحاق‌بن‌حنین(فوت 298 قمری): از آثار اقلیدوس و ارشمیدوس و بخشی از رساله‌ی متافیزیک ارسطو را ترجمه کرده است، حبیش ‌بن‌  حسن(فوت 260 قمری): خواهرزاده‌ی حنین‌بن‌اسحاق و پزشک و مترجم توانایی بود که به گفته‌ی حنین‌بن‌اسحاق، 35 رساله از آثار جالینوس را به عربی ترجمه کرده است، ثابت‌بن‌قره: از بزرگ‌ترین مترجمان بیت‌الحکمه بود که با همکاری گروهی از مترجمان که زیر نظر او کار می‌کردند، توانست آثار بسیاری را از اقلیدوس، ارشمیدوس، بطلمیوس، جالینوس و آپولونیوس به عربی ترحمه کرده است، حجاج ‌بن‌ یوسف ‌بن ‌مطر: مامون او را به روم شرقی فرستاد و کتاب‌هایی را به بیت‌الحکمه آورد و ترجمه کرد. ترجمه‌ی اصول هندسه‌ی اقلیدوس و ترجمه‌ی مجستی بطلمیوس به عربی از کارهای اوست[18]

مکان بیت الحکمه

بيت‌الحكمه، چنان‌كه در برخي منابع تصريح شده است، در قسمت غربي بغداد قرار داشته، ولي از نظر وضعيت ساختمان مشخص نيست. نوشته‌اند كه در اين مركز علمي غرفه‌هاي فراواني بوده كه هريك به كاري اختصاص داشته است؛ از قبيل: غرفه‌هاي ترجمه كه به دارالترجمه معروف بوده و در هريك از غرفه‌هاي ترجمه، لغت و زباني خاص به عربي ترجمه مي‌شده است؛ غرفه‌هاي تأليف كه به علوم مختلف اختصاص داشته‌اند؛ غرفه استنساخ؛ غرفه تذهيب و تجليد و صحافي؛ غرفه‌هاي تدريس كه در هريك از آنها علمي و رشته‌اي از علوم تدريس مي‌شده؛ غرفه‌هاي مناظرات و مباحثات كلامي و علمي؛ غرفه‌هاي مخازن كتب؛ و غرفه‌هايي جهت سكونت شبانه‌ روزي دانشمنداني كه در بيت‌الحكمه بيتوته مي‌كردند.

راجع به اين غرفه‌ها و بخش‌هاي مختلف بيت‌الحكمه اشاراتي در منابع و مآخذ قديم و جديد اسلامي ذكر شده است. از جمله نوشته‌اند كه مأمون به يحيي ‌بن زياد فرّاء دستور داد كه درباره اصول نحو كتابي تأليف كند. براي سكونت او در بيت‌الحكمه غرفه‌اي درنظر گرفت كه وي به‌ طور شبانه‌ روزي در آن غرفه سكونت داشت. يحيي ‌بن زياد مطالب را تقرير مي‌كرد و كاتباني در اختيار داشت كه مطالب را مي‌نوشتند؛ چندين نفر نيز براي فراهم ساختن غذا و ديگر احتياجات وي دائم در اختيار او بودند از ديگر بخش‌هاي وابسته به بيت‌الحكمه دو رصدخانه بوده است؛ يكي رصدخانه بغداد واقع در محله شمّاسيّه كه يكي از رؤساي آن سند بن علي، يهودي مسلمان‌شده به دست مأمون بود، و ديگري رصدخانه دمشق كه در جبل قاسيون قرار داشته است. بر اين اساس، بيت‌الحكمه مركزي بزرگ با غرفه‌ها و رواق‌هاي متعدد بوده و هر رواقي به علمي و لغتي اختصاص داشته است [19]

تاثیرات بیت الحکمه ها

بیت الحکمه شهرت بسیاری در جهان اسلام دارد، زیرا نخستین کتابخانه علمی است که در آن علما، مترجمان و محققان با تشویق خلفا گردهم آمدند و بسیار برجسته شد. تأسیس بیت الحکمه منجر شد تحولات فکری و علمی در همه بخش های جهان اسلام ایجاد شود که از جمله آن کتابخانه ای بود که ابراهیم بن احمد اغلبی در رقاده مصر به علت علاقه به علما، حمایت از آنها و اهتمام به علما آن را بنا کرد تا به واسطه آن رقاده را به سطح بغداد و سامرا برساند. از این رو دست نوشته های نفیسی به آنجا آورد. علما و مترجمان را تشویق کرد تا به تألیف و ترجمه و فعالیت در علوم مختلف اقدام کنند، از این رو نقش بزرگی در انتقال علما و دانش آموزان در همه جهان مراکش و اندلس داشت و علم و تفکر را اشاعه داد، دارالحکمه اندلس توسط خلیفه اموی در اندلس در سال 350 هجری قمری تأسیس شد که به جمع آوری کتاب از نقاط مختلف پرداخت. در آن زمان قرطبه (کوردوبا) یکی از مهمترین مراکز تمدن انسانی شناخته شد که توسعه و شکوفایی در همه زمینه های علم، هنر و عمران ممتاز بود. تعداد کتاب های این کتابخانه به 400 هزار جلد کتاب رسید که توسط کارشناسان و گروه هایی از همه نقاط دنیا جمع آوری شد بود. [20]

پایان بیت الحکمه

هر پدیده ای در این دنیا تابع قوانین جبری آن است، از انسان گرفته تا گیاه و حتی بیت الحکمه، ابتدا متولد می شود، نوجوانی و بلوغ را سپری می کند و به کهنسالی و مرگ می رسد، دوران اوج بیت الحکمه در زمان خلافت مامون عباسی بوده است که گفته شده اعتقاداتی معتزلی داشته و همچنین به واسه نسب مادری فلسفه و حکمت ایرانی را هم دوست می داشته، مامون در ابتدا با امام شیعیان علی بن موسی الرضا علیه السلام به نرمی رفتار کرد و وی را ولیعهد خود نمود و در آن زمان در مرو هم مباحثی به اتفاق آن بزرگوار برپا شد. دوران افول بیت الحکمه بغداد از پایان عمر مامون عباسی و روی کار آمدن معتصم عباسی شروع شد، او پایتخت عباسیان را از بغداد که محل بیت الحکمه در آن قرار داشت به شهر سامرا انتقال داد و این انتقال قدرت و دور شدن مرکز خلافت از مکان بیت الحکمه بغداد را می توان شروع افول این دانشگاه اسلامی عنوان کرد.

بیت الحکمه بغداد در سال 656 هجری ( 1258 میلادی) دستخوش حمله مغول شد و او خزائن بیت الحکمه را بیهوده می شمرد و آن را به آتش کشید و برخی از کتاب ها را به رود دجله انداخت. گفته می شود به جای استفاده از خاک، از کتاب ها برای اسب ها اصطبلی  ساخت. از سوی دیگر هولاکوخان نیز همه کتاب هایی که علما و ادبای مسلمان و غیر مسلمان به تشویق خلیفه ترجمه و تألیف کرده بودند را نابود کرد اما همین تألیفات و ترجمه های به جا مانده به اشاعه فرهنگ میان گروههای مسلمان و غیر مسلمانان منجر شد که میراث بیت الحکمه برای همه مردم جهان بود و ارمغانی از میراث و تمدن را ارائه کرد، از این رو می توان گفت که غرب تنها از طریق مسلمانان به تمدن قدیمی و کهن انسانی دست یابد [21]

هلاکو که با کشتن خلیفه نشان داده بود احترامی برای مقدسات اسلام قائل نیست، مطمئناً بیت الحکمه را هم ارج نمی نهاده، شاید مغولها توانسته بودند بیت الحکمه را از بین ببرند ولی تاثیراتی را که این نهاد علمی بزرگ در دنیای علمی آن دوران و زمان قبل از آن گذاشت را هیچ کس نمی توانسته نابود سازد، اختراعات و اکتشافاتی که دانشمندان بزرگ وابسته به این نهاد علمی انجام دادند به سر تا سر دنیا انتشار یافت زیرا که مسلمین برعکس بعضی از ملل پیشرفته آن دوران مانند چینی ها علم را مخفی نمی کردند و حبس علم در دین مبین اسلام حرام بوده است، آنها فهمیده بودند که بسیاری از دریاها مانند اقیانوس هند محصور خشکی نیستند، زمین کروی است، فاصله زمین با خورشید و درجات آن را تا حدودی اندازه گیری کرده بودند، بسیاری از وسایل علمی را اختراع کرده و یا تئوریهایی برای اختراع آنها داده بودند و این دست آوردها هرگز از بین نرفتند.

تاثیر بیت الحکمه بر تمدن غرب

تمدن ها در تمامی اعصار و قرون در نقاط مختلف جهان به وجود آمدند و از بین رفته اند، تمدن اسلام هم که یکی از درخشانترین تمدن های تاریخ بشریت بود طبق نظریه ابن خلدون دوران کودکی و جوانی و کهنسالی خود را طی کرد و در ظاهر از بین رفت، بعد از کم رنگ شدن فروغ تمدن اسلام در غرب اروپا به ویژه در کشورهای فرانسه، انگلستان و اسپانیا تمدن جدیدی به وجود آمد که ما امروزه از آن به عنوان تمدن غرب یاد می کنیم و این تمدن تا به امروز هم در اوج خود قرار دارد و می توان گفت تمدن پیشرو و تاثیرگذار جهان امروز است. اما این تمدن چگونه ظهور کرد؟ آیا ظهور و پیدایش آن خلق الساعه بود یا به واسطه تاثیر پذیری از سایر تمدن ها به این مرحله رسید. البته در اینکه عصبیت یک قوم یا نژاد و افراد دانشمند و روشنفکر در هر سرزمین باعث تولد یک تمدن جدید می شوند شکی نیست ولی هیچ تمدنی در جهان نبوده که بدون تاثیر از سایر تمدن ها بوده باشد. برای مثال تمدن اسلام با اینکه با ایدئولوژی قوی اسلام و احکام جهانی آن متولد شد ولی در ادامه از سایر تمدن های مغلوب شده به دست مسلمین چون ایران و روم و مصر وام های زیادی گرفت و در واقع تمامی فرهنگ ها و عناصر تمدنی مغلوب مانند چرخ دنده های تمدن بزرگ اسلامی شدند که به آن زیبایی و قدرت زیادی بخشید

تمدن غرب بعد از پایان دوران تاریک استیلای نهاد کلیسا در قرون وسطا که تقریباً از سال 500 تا 1500 میلادی طول کشید تولد یافت. تولد این تمدن در عصر رونسانس بود و در عصر جدید و با انقلاب صنعتی در انگلستان در زمینه صنعت و در عصر روشنگری در فرانسه در زمینه مبانی کلامی و فرهنگ شکوفا شد که این شکوفایی تا زمان حاضر هم ادامه داشته است. اما این تمدن به یکباره به وجود نیامد، غرب اروپا که خواستگاه تمدن جدید بود بر عکس شرق اروپا در گذشته مکان تاریک و بدون تمدنی بود، سرزمین هایی مملو از درختان و صعب العبور که مردمان ژرمانیا، گل ها، فرانک ها، آنگل ها، ساکسون ها، ویزیگوت ها، اوستروگوت ها، لمباردها، آلامانها، نورمن ها، اسکات ها و بریتین ها در نزاع طولانی با یکدیگر زندگی می کردند. این مردم تقریباً بربر بجز با خود و نهایتاً امپراتوری روم غربی و روم شرقی با هیچ تمدن دیگری در ارتباط نبودند تا اینکه امپراتوری روم غربی به دست ژرمن ها سقوط کرد و تنها تمدن اروپا منحصر به امپراتوری روم شرقی یا همان امپراتوری بیزانس گردید. امپراتوری بیزانس از همان ابتدای ظهور اسلام با تمدن تازه شکل گرفته اسلام برخورد داشت که این برخورد ها اغلب خشونت آمیز بودند مانند جنگ های موته و تبوک در صدر اسلام

سایر نقاط اروپا به ویژه غرب تاریک آن بجز در ناحیه آندلوس اسپانیا که توسط مسلمین فتح شده بود ارتباط چندانی با جهان اسلام نداشتند تا اینکه جرقه اتفاقی عظیم خورده شد که دنیا را دچار تحولات شگرفی کرد و آن اتفاق آغاز جنگ های صلیبی در ابتدای هزاره دوم میلادی بود. جنگ های صلیبی نه یک اتفاق ساده بلکه برخورد قهرآمیز کل اروپای مسیحی با تمامی تمدن اسلام بود و این برخورد تمدن ها در پس خود گفتگوی تمدن ها را هم در پی داشت. امرا و سربازان صلیبی که از دوردست ترین مناطق اروپا به این جنگ ها می آمدند متوجه تفاوت چشمگیر دانش خود با مسلمینی شدند که آنها را بربر و بت پرست می شماردند. در خلال این جنگ ها و بعد از اتمام آن مسیحی های صلیبی برای سوغات دانش مسلمین را به کشورهای خود می بردند. بعضی از این سوغات کتاب هایی بود که آنها به دور از مسئولین سختگیر کلیسا به سرزمین های خود می بردند و در صدد ترجمه آنها بر می آمدند. این کتاب ها در تمامی زمینه ها بود از شعر و داستان گرفته تا دین و علم.

یکی دیگر از کانونهای برخورد نزدیک اروپاییان و مسلمانان آندولوس بود که با فتح آن توسط طارق بن زیاد غلام موسی بن نصیر لخمی زیر بیرق اسلام رفته بود و بعد از حکومت کوتاه مدت موسی بن نصیر و فرزندش تحت حکومت امویانی قرار گرفت که از دست عباسیان به آنجا گریخته بودند و حکومت امویان آندلوس را تشکیل دادند. مسلمین در آن سرزمین حمام های متعدد، مساجد متعدد، مکتب خانه ها و کتاب خانه های بسیار و شاهکارهای معماری کم نظیری چون مسجد قرطبه (کورودوبا)، مدینة الزهرا و کاخ الحمرا را ساختند و وسایلی برای کارهای روزانه در دست داشتند که اروپاییان منطقه را سخت به شگفت آورده بود.وسایلی چون چرتکه که به مانند ماشین حسابهای امروزی عمل می کرد، اسطرلاب که برای خود کامپیوتری بود که تا عصر حاضر کاربرد داشت و عدسی های مختلف که برای کارهایی چون کتاب خوانی و یا دیدن اشیای دور دست مورد استفاده قرار می گرفتند.

در میان نخستین طرفداران غربی نوآوری فکری، از جمله دستگاه محاسبه چرتکه شخصی به نام ژربر اهل اوریاک از برجسته ترین متفکران بود که بعدها به پاپ سیلوستر دوم مشهور شد. او در کودکی برای تحصیل از فرانسه به کاتالونیا که در مجاورت مسلمین آندولوس قرار داشت مهاجرت کرده بود. تجار مسلمان همواره در بازارهای کاتالونیا در رفت و آمد بودند و گرایش های فرهنگی، اندیشه ها و اختراع ها به آسانی در سراسر این مرز میان شرق مسلمان و غرب مسیحی مبادله می شد. علم ستاره شناسی پیشرفته عرب ها، شطرنج، نخستین نمایش آنچه بعدها اعداد عربی گفته شده و اسطرلاب اسلامی که قوی ترین کامپیوتر آنالوگ تا دوره جدید ما بوده است همه در کاتالونیا منتظر کشف غربی ها بود. [22]

در زمانی که حتی ثروتمندترین صومعه های فرانسه، آلمان و انگلستان شاید بیش از چند ده جلد کتاب نداشت که آموزش بیشتر آنها هم منسوخ شده بود، راهبان کاتالونیایی، به ویژه در صومعه سانتاماریا دی ریپول ضمن دسترسی به مجموعه های نسبتاً بزرگی که شامل متون عربی و ترجمه آنها بود، از آنها بهره می بردند. این متون دربرگیرنده رموز معرفت باستان همچنین علم، فلسفه و پزشگی جدیدتر عرب هم می شد. ژربر جوان به صومعه ریبول سر زد و به احتمال زیاد اطلاعاتی از فناوری پایه عربی مثل طرز کار ساعت آبی را با خود به فرانسه برد. با این حال، حتی در ریپول هم سطح آموزش بسیار ضعیف بود. نخستین رساله های لاتین در مورد اسطرلاب و فناوری های مرتبط با آن، خطاهای بسیار و ترجمه های نصفه نیمه واژگان عربی داشت، غرب تا اواسط سده دوازدهم نتوانست متون منسجمی از خود درباره اسطرلاب تهیه کند.[23]

ژربر به کشورش بازگشت و آمادگی خود را برای تدریس علوم چهارگانه موسیقی، حساب، هندسه و نجوم اعلام کرد. ژربر و پیروان وی شیفته درس ستاره ها و سیاره ها شده بودند و بر ارزش رصد دست اول آسمان ها، که دست کم راه را برای ورود نجوم عربی هموار می کرد، اصرار می کردند. در نامه ای که ژربر حدود سال 978 میلادی از شهر فرانسوی رنس به روحانی همکار خود نوشت با صراحت اعلام کرده بود که وی خود را از دست آموزه های زمین مسطح ازیدور خلاص کرده است. وی نوشته بود: در پاسخ به پرسش شما درباره عرصه نمایش مدارهای آسمانی و صور فلکی، برادر من، آن به طور کامل گرد است، محیط آن به یک اندازه مساوی از وسط به شصت قسمت مساوی تقسیم شده است. [24]

در میان مسائلی که تمدن غرب از ترجمه کتاب های تمدن اسلامی دریافت شناخت درست کره زمین بود.در میان دانشمندان مسلمان جغرافی دانها و جهانگردان متعددی بودند که به واسطه حرکت در مسیر جهاد علمی و همچنین برداشته شدن مرزهای سابق در تمدن جدید اسلامی که از اقیانوس اطلس تا چین و اقیانوس آرام را شامل می شد به راحتی حرکت کرده و با دیدار با یکدیگر اطلاعات را بین خود مبادله و بروز می کردند. در میان این جغرافی دانها مردان سرشناسی بودند مانند یاقوت حموی، ابن خرداذبه، استخری، ابن خلدون، ادریسی و البته عده زیادی از دانشمندانی که آثاری از خود به جا گذاشتند ولی برای اینکه اجر و پاداش جهاد علمی خود را نزد خدا لوث نکنند نامی از خود بر اثر علمی خود نگذاشتند. بسیاری از مردم جهان به ویژه اروپاییان به واسطه آموزه های کتاب جغرافیای ایزیدور خاراکسی جغرافی دان یونانی گمان می کردند که دنیا یک سطح مسطح است که خشکی در وسط قرار دارد و آب اطراف این خشکی را در بر گرفته و بیت المقدس هم در مرکز جهان هستی است.

یکی از این جغرافی دانها که کتاب او در غرب تاثیرات بسیاری داشت شریف ادریسی بود، ابوعبدالله محمد بن محمد ادریسی الهاشمی القرشی از خاندان شیعه ادریسی که سالها در منطقه مغرب (مراکش و تونس فعلی) حکومت کردند جغرافی دان بزرگی بود که کتاب جغرافی ارزشمندی به نام نزهة المشتاق فی اختراق الافاق (سفرهای لذت بخش به سرزمین های دوردست) از خود به جای گذاشت؛ ادریسی این کتاب را در سده ششم هجری نگاشت، ادریسی این کتاب به همراه اطلس جغرافیایی همراه آن را به راجر دانشمند علم دوست سیسیل تقدیم کرد و راجر ترتیبی داد تا این کتاب ترجمه شده و از آن نسخه برداری شود. همین دست کتابها بودند که وضعیت کشتی رانی اروپاییان را بهبود بخشیدند و آنها را متوجه وضعیت زمین کرده و صد ها سال بعد افرادی چون کریستف کلمب، امریکو وسپوچی، ماژلان، واسکودوگاما و غیره قاره آمریکا و اماکن ناشناخته دیگر را کشف کرده اند. نسخه اصلی این کتاب به دست خط شریف ادریسی در موزه ملی هامبورگ موجود است.

سخن پایانی

در تمام این اسناد و نوشته ها یا هیچ اثری از امامان و بزرگان مذهب تشیع مانند موسی بن جعفر علیه السلام نیست و یا خیلی کم بوده است، اما این عزیزان نویسنده شاید موضوعی را فراموش کرده باشند که منشاء این جهش علمی که به یکباره در جهان اسلام رخ داده کجا بوده است؟ مسلمین در فاصله چند ده سال به یکباره دچار یک جهش علمی شدند که این جهش در تمامی زمینه ها بود از صنعت و فنون تا علم کلام و پزشکی و ادبیات و غیره، نمیتوان گفت که این روند عادی بوده زیرا این درخشش حتماً منبعی داشته که در بسیاری از نوشته ها به عمد و یا غیر عمد مستتر مانده است و آن منبع خاندان رسالت بودند.

سالهای سال قبل از بیت الحکمه امام جعفر صادق علیه السلام و پدر بزرگوارشان امام باقرعلیه السلام کلاس های درس علمی داشتند و خیلی از بزرگان مذاهب دیگر و یا بزرگان بنی عباس که پایه گذار این سلسله بودند همگی شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام بوده اند، اما درس و بحث امام علیه السلام که پر رونق و زیبا بود مورد کم لطفی و حتی حسادت خلفای آخرین اموی و اولین عباسی قرار داشت و آنها به جای کمک برای رشد و شکوفائی این درس و بحث ها با تعقیب امامان شیعه و شاگردان و یاران آنها موانعی برای آنها به وجود آورده بودند. متاسفانه کینه ورزی نسبت به ایشان نه فقط در آن دوران بلکه تا به امروز هم ادامه دارد.

منشاء علم در جهانی هستی خداوند متعال است و امامان شیعه و بزرگان راستین دین اسلام علم را از منشاء آن داشتند به همین جهت درس آنها بهترین درسها و پاسخ آنها به سوالات بهترین پاسخ ها بوده است به همین جهت بود که وقتی واصل بن عطا معتزله را پدید آورد امام صادق علیه السلام فرمودند که ما نباید علم را از واصل بگیریم و خود ما منبع علم هستیم، بهترین نکته در نشان دادن این قضیه مناظره هایی بوده که مامون عباسی برای امتحان امام رضا علیه السلام بنا می نهاده و خوشبختانه اسناد این مناظره های علمی وجود دارد که بزرگان علمی مکتب عباسی نه تنها در برابر امام بزرگوار ما شکست می خوردند بلکه بعضی از آنها به مریدان امام تبدیل می شدند. ابر شاید بتواند مانع دیدن مستقیم خورشید شود ولی هرگز نخواهد توانست آن را خاموش بنماید و بالاخره این ابرها روزی از جلوی خورشید کنار خواهند رفت.

بیت الحکمه، خزانات الحکمه، نظامیه ، المستنصریه، الازهر، روزی برای پیشرفت علم و تکنولوژی در جهت خدمت به بشر به وجود آمدند و امروزه بجز الازهر همه به کلی نابود شده اند. شاید بیت الحکمه ها وجود نداشته باشند ولی پیشرفت علم و تکنولوژی همچنان ادامه دارد. متاسفانه در بیشتر کشورهای اسلامی به مانند کشور خود ما به جای الگو گیری از خصوصیت های خوب و عالی آن دوره درخشان برای روش تدریس و پرورش علم در صده گذشته از غرب به اشتباه الگو برداری شد در حالی که خود غربی ها علم را از کشورهای شرقی به یغما بردند و در کشورهای خود بومی سازی کردند. حالت تدریس خشک و کم بازده امروز دانشگاه های کشور نتیجه تقلید از دانشگاه های غربی بود که با حال و هوای مردم مسلمان منافات داشت. بنده امیدوارم روزی دوباره تمدن اسلامی به شیوه خوب و عالی با روش های تدریس مناسب به درخشش سابق خود باز گردد. ان شاء الله

حمید رضا مقسمی

منابع


[1] سپهری، محمد، تمدن اسلامی در عصر امویان، 1389
[2] ابن ندیم، اهل فهرست، صفحه 650، چاپ دانشگاه کلمبیا، نیویورک، 1970
[3] دونینی، پیر جیوانی، جهانگردان و جغرافیدانان عرب، صفحه 21، چاپ لندن، 1921
[4] یعقوبی، البلدان، ترجمه گاستون ویت، صفحه 10، فقاهره، 1937
[5] برای بحث عمیق تر در این باره نگاه شود به صلیب، علوم اسلامی، صفحه 21-22
 [6] لوینز، جاناتان، بیت الحکمه، صفحه 126، ترجمه بهرام نوازنی، انتشارات سروش 1393
[7] بیت الحکمه، نخستین مرکز علمی مسلمانان، خبرگزاری مهر، 5 مهر 1391
[8] تعریف بیت الحکمه، دایرة المعارف فقهی ویکی شیعه
[9]همان، ادامه مقاله
- 10حمزه، ۳۷، ۱۵۱-۱۵۳؛ ابن ندیم، ۲۳۸، ۲۴۰-۲۴۱؛ ثعالبی، ۴۵۹، ۴۸۵؛ گردیزی، ۲۲؛ مقدسی، ۳/۱۵۶؛ دینکرد، IX/578
[11]
 مکنسن، LII/26؛ عش، ۴۲-۴۸؛ حتی، ۳۱۰؛ شریف، ۱۶؛ سوردل، «‌بیت الحکمه »، ۱۱۴۱؛ غنیمه، ۸۷؛ نیز نک: بالتی گسدن، ۱۳۱؛ در مورد تحلیل معنای بیت الحکمه، نک: محفوظ، سراسر مقاله
[12]
 مکنسن، LI/124؛ حتی، ۳۱۰, ۴۱۰؛ شریف، ۱۶؛ عش، ۲۳-۲۴؛ کونیچ، ۹۶؛ کرنکو، ۱۰۴۵؛ الگود، ۱۰۴؛ اولمان، ۹؛ ژاکار، ۳۴-۳۵؛ لامنس، ۱۳۱-۱۳۲؛ نیز نک: سامرایی، ۳۰۹؛ زقروق، ۲۱۰؛ محقق، ۱۷۶؛ عباس، ۳۱۳؛ عبدالمنعم، ۳۸۴
[13]
مایرهوف، «‌دانش...۱ »، ۳۱۶؛ مکنسن، LII/23؛ نصر، ۱۲؛ صدیقی، ۱۸؛ اُلیری، ۱۶۶؛ تیلر، ۲۷۱؛ مک پیک، ۷۳۹؛ سمیر، ۲۳۳؛ نیز نک: سارتن، I/544
[14]
 مثلاً عش، ۹-۵۷؛ سامرایی، ۳۰۵-۳۱۹؛ تکریتی، ۱۹۷ بب؛ فانی، ۱۹بب
[15]
 نیکلسن، ۳۵۹؛ حتی، ۳۷۳-۳۷۴, ۴۱۰؛ سارتن، I/558؛ سوردل، «‌بیت الحکمه »، ۱۱۴۱، شریف، ۱۶؛ میه لی، ۷۹؛ عش، ۱۰, ۲۲، نیز ۲۳۷؛ ژولیوه، ۳۹؛ بروکلمان، GAL, I/22zzee-221; 414؛ عبیدی، ۳۹
[16]
 ابن ندیم، ۱۰، ۱۲۰، ۱۲۵، ۳۰۵، که در مورد وی هر دو عبارت «‌صاحب بیت الحکمه‌» و «‌صاحب خزانةالحکمه‌» را به کار برده است؛ نیز نک: خطیب، ۳/۳۶۹؛ یاقوت، ۳/۱۴۰۹؛ صفدی، ۱۵/۲۶۹
[17] سید محمد، سید، مقاله بیت الحکمه، آنا
[18] مقاله بیت الحکمه، سایت جزیره دانش، آدرس:
 http://jazirehdanesh.com
[19] مقاله بیت الحکمه، علی رفیعی، سایت دایرة المعارف کتاب داری و اطلاع رسانی
[20] بیت الحکمه، نخشتین مرکز علمی مسلمانان، خبرگزاری مهر
[21] همان، ادامه مقاله
[22] برنت، آموزش مفاهیم عربی، صفحه 3
 [23] دونالد،ر، هیل، مطالعات در مورد تکنولوزیهای اسلامی در قرون وسطا، 1988، صفحه 22
[24] ژربر اهل اوریاک، خبرگزاری دانشگاه کلمبیا، 1959، صفحه 37


موضوعات مرتبط: علمی
[ دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶ ] [ 16:11 ] [ حمید رضا مقسمی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نوشتن رو دوست دارم, نه اینکه بلد باشم, نه بلد نیستم فقط دوست دارم. همین. نوشته های این وبلاگ همگی دستنویس خود بنده است و استفاده بدون اجازه از نوشته ها پیگرد قانونی داره.

حمید رضا مقسمی
لینک های مفید
لینک های مفید

امکانات وب