|
مداد سفید دست نوشته های حمید رضا مقسمی
|
خلاصه سلسله صفویان در ایران یکی از بزرگترن و قدرتمند ترین سلسله های تاریخ ایران بعد از اسلام و بلکه در تمامی طول تاریخ ایران بوده است، آنها موفق شدند در حدود دویست و سی سال در گستره ای پهناور از خاک ایران حکمرانی کنند و این در حالی بود که شرایط زمانی آن دوره به واسطه درگیرهای گسترده بین حکومت های محلی متقارن وضعیت بسیار آشفته ای داشت و از سوی دیگر حکومت های قدرتمند همسایه مانند عثمانیان و ازبکان و گورکانیان هم نسبت به آنها سیاست های خصمانه ای داشتند. هنر صفویان در این بود که توانستند یک قدرت بین المللی و بزرگ را در آن شرایط به وجود بیاورند و نام ایران را که یک هزاره بعد از ظهور اسلام در سایه قدرت های اسلامی-عربی و ترک-مغولی قرار گرفته بود دوباره زنده نمایند. حصول به چنین نتیجه ای نیازمند داشتن شرایطی است که صفویان آن را تا حدود زیادی به خوبی داشتند. این خصوصیات و شرایط مواردی چون داشتن یک ایدئولوژی و جهانبینی متکی بر نفوذ بین مردم، سیاست های درست، دید باز نسبت به جامعه و جهان اطراف و همچنین نیروی نظامی قدرتمند بود که مانند بازوانی ستبر سلسله صفویه را در طوفانهای بزرگی که جهان عصر رونسانس و در حال تغییر را در بر گرفته بود یاری کردند تا پرچم آنها به مدت دو قرن و نیم در اهتزاز بوده و نام ایران دوباره بر سر زبانها افتاده باشد. در میان آن داشته ها البته تشکیلات نظامی منحصر به فرد صفویان جایگاه ویژه ای داشت. تشکیلاتی که فقط بر پایه سلاح استوار نبود و نیروی معنوی هم در آن اثرات زیادی داشت. مقدمه از زمانی که انسان پای بر عرصه گیتی نهاد و خود را در مواجهه با طبیعت و حیات وحش یافت، نیاز به اسلحه و نظامی گری را در خود احساس کرد. در ابتدا که همه چیز آسان بود سلاح ها هم ابتدایی بودند و مردان قبیله های ابتدایی نقش مبارزین را هم بر عهده داشتند. هر چقدر انسانها پیشرفت کردند سلاح ها و تشکیلات نظامی هم پیچیده تر شد و از حالت تدافعی به تهاجمی تغییر کرد. انسانها دریافتند که تلاششان برای تجهیز نظامی و قوی کردن نیروها هم برای دفاع در برابر عناصر مهاجم و دست یازی به داشته های دیگر انسانها برای رفع نیاز خود تلاش بیهوده ای نیست و هر چه از عمر انسان گذشت سلاح ها و نیروهای نظامی قوی و قوی تر شدند و در اثر این نیروها حکومت ها و امپراتوری ها تشکیل شدند و با غلبه همین نیروهای نظامی امپراتوری ها و حکومت ها از بین رفتند. روزگاران استراتیژی های جنگی و سلاح های برتر زیادی را در دست مردان جنگی دیده اند که ارتش های برتر را تشکیل داده اند، سلاح هایی چون ارابه های داس دار پارسیان، حربه آتش یونانی به کار گرفته شده توسط کشتی های یونانی و رومی در عهد باستان، سپرهای محکم (اسکودتو) و شمشیرهای کوتاه رومیان، سلاح های آتشین چینیان باستان، کمانهای پارتیان، فیل های هندیان، شمشیرها سر کج اعراب، اسب های کوچک و تیز تک مغولان و ترکمانان، فلاخن، قلعه کوب، منجنیقدر عصر باستان و سلاح های عصر جدید مانند تفنگ و تانک و هواپیما و موشک و در آخر هم که سلاح نابود کننده اتمی. اینها همه در روزگار خود امپراتوریها بنا کردند و امپراتوری ها ویران ساختند. یکی از این امپراتوری ها که در تاریخ جهان و کشور ما ایران با تکیه بر نیروهایی که قدرت نظامی گری هم یکی از آنها بود توانست در زمانه ای پر آشوب بر وسعتی بزرگ از خاک ایران آن دوران مستولی شده و بیش از دو قرن حکومت کند سلسله صفویان بوده است. قدرت نظامی صفویان چگونه قدرتی بوده است؟ ساختار نیروی نظامی آنها چگونه ساختاری بوده که در آن دوران آن همه موفقیت کسب کرده؟ این ساختار نظامی دارای چه سلاح های برتری بوده که رقبا را به زانو در می آورده است؟ چه نقاط ضعفی در آن وجود داشته که در بعضی از جنگ ها باعث شکست و در آخر باعث نابودی این ساختار شده است؟ باورهای مذهبی و تعصبات دینی چه اثری در قدرت و یا ضعف این نهاد داشته است؟ اینها سوالاتی است که بنده قصد دارم در این تحقیق به آن برسم. ان شاء الله مختصری در مورد دوران پیش از صفویان ایران بعد از هجوم مغولان در سال 612 هجری قمری بخصوص در نیمه شرقی آن دچار آشوب و هرج و مرج فراوانی شد، سالها طول کشید که مغولان بتوانند تمامی ایران را تصرف کنند و در این سالها سایه وحشت جنگ و کشتار خاک این سرزمین را فراگرفته بود، بعد از استیلای کامل مغولان و به وجود آمدن حکومت ایلخانان تا حدودی آرامش نسبی در کشور به وجود آمد ولی این آرامش، آرامش قبل از طوفان بود و با تضعیف حکومت ایلخانان و به وجود آمدن حکومت های متقارن ترکمانان و رقابت آنها برای به دست آوردن قدرت بیشتر آرامش تبدیل به نا امنی شد که ایران ما کمتر روی آن را در تاریخ دیده است. در این دوران پر آشوب بود که شخصی به نام شیخ صفی الدین اردبیلی در آذربایجان در طریقت تصوف نامی برای خود دست و پا کرد و مردمانی را گرد خود جمع نمود، شاید در آن دوران کمتر کسی فکر می کرد که آن افراد شیفته این مرد هسته ساختاری را به وجود می آوردند که بعد ها به یکی از نیرومند ترین قوای نظامی جهان رونسانس تبدیل خواهد شد. در طریقت تصوف شاخه گیلانی که بعد ها به صفوی تغییر نام داد سلسله مراتبی وجود داشت که این سلسله مراتب سلسله مراتب سپاه صفویان را در عصر حکومت فرزندان شیخ صفی الدین تشکیل داد. مریدان مانند سربازانی بودند که کاملاً تحت فرمان قطب و مرشد طریقت بودند و این همان ساختاری است که در ارتش های جهان بر پایه آن استوار شده است. ساختار نظامی صفویان شاید بتوان سلسله صفویه را حد فاصل و یا برزخی میان دوره ترکمانان و عصر جدید دانست و این مسئله در جمیع جهات است. دورانی بر ایران گذشت که از لحاظ اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و غیره دوره ترکمانانی بود که بر ایران و قسمتهای بزرگی از جهان اسلام حکمرانی می کردند، اما با گذشت زمان همانگونه که ابن خلدون معتقد است دوران جوانی خود را طی کرد و در دوره پیری رو به زوال قدم گذاشتند و گویی دوره صفویان دوره میانسالی و پیری این دوره بوده است. ساختار نظامی آنان در ابتدا کاملاً منطبق بر اصول نظامی ترکمانان بود ولی هر چه گذشت این ساختار دستخوش تغییرات زیادی شد تا اینکه در انتهای کارشان دیگر ساختار نظامی ایران بسیار تغییر یافته بود. در این تغییرات نقش تغییرات جهانی عصر رونسانس کاملاً مشهود است بخصوص اینکه مستشارانی چون برادران شرلی از غرب وارد ساختار نظامی ایران شده و تغییرات زیادی در آن به وجود آوردند. بخصوص در مورد استفاده از سلاح های آتشین که در ابتدای سلسله صفوی به علت تصوراتشان استفاده از آن را ناجوانمردی می پنداشتند ولی بعد از شکست در جنگ معروف چالدران تفکرات به کلی تغییر کرد و در زمان شاه های بعد از شاه اسماعیل اول استفاده از این نوع سلاح در نیروی نظامی صفوی باب شد. نکته دیگر اینکه تشکیلات نظامی صوفیان در دوره های مختلف تغییرات دارد و ساختار کلی آن بخصوص در زمان شاه عباس دچار تغییراتی شد. نقل است که : «نیروی نظامی که شاهان صفوی ایجاد کردند از قشون ثابت و نیروی کمکی تشکیل می شد. قشون ثابت را معمولاً سپاه یا لشکر می نامیدند و نیروی کمکی به حشر، خیل یا حشم معروف بود. در ابتدای این عصر سپاه متشکل از نیروهای خاصه و سربازان تحت خدمت ملی به نام یاساق یا نیروهای چریک بود. نیروهای خاصه شامل گارد سلطنتی شاه و قورچیان بود که معمولاً از قزلباش تشکیل می شد. این نیرو مستقل از وابستگی های ایلی و قبلیه ای عمل می کرد و فقط به شاه وفادار بود و نیروی ضربتی شاه نیز محسوب می شد. فرماندهی این نیروها بر عهدهء قورچی باشی بود»1 «ماهیت منصب قورچی باشی در اوایل صفویه مبهم است. اولین بار در وقایع تاریخی سال 911 هجری قمری چهار سال پس از جلوس اسماعیل ذکری از قورچی باشی به میان می آید»2 امیر الامرا: قورچیان: غلامان (قوللر): قزلباش ها: قزلباشها از یک سرباز عادی فراتر بودند، برای شناخت کامل آنها می بایست ساختار تصوف را به درستی شناخت، جالب اینجا است که تصوف در ظاهر ساختاری به دور از خشونت نظامی گری می باشد و عجیب قدرت رهبری شاهان صفوی که شمشیر سربازان و اطاعت مریدان را چنان در هم ادغام نمودند که در تاریخ ماندگار شد. اما این ساختار به مانند هر ساختار دیگری همراه با نقاط قوت، دارای نقاط ضعفی هم بود که قدرتمند ترین شاه سلسله صفوی یعنی شاه عباس را وادار به اتخاذ تدابیری برای به وجود آوردن نیروهای موازی با این قدرت کرد تا از نفوذ و قدرتشان کمتر کند. قزلباشان به روایت تاریخ چه کسانی بودند؟ پدید امدنشان اینگونه بود که : «سلطان حیدر به وضوح دریافته بود که تا طرفداران و مریدان خاندان صفوی مسلح و متحد الشکل نشوند، کسب قدرت سیاسی برای او و فرزندان او میسر نخواهد شد. وی به این حقیقت آگاه بود که متحد الشکل کردن مریدان صفوی، مرید را از نامرید، صوفی را از غیر صوفی، دوست را از دشمن و بالاخره هواخواهان ظاهری و نامطمئن را از یاران حقیق متمایز خواهد کرد. لذا، برای متقاعد کردن مریدان شیعه مذهب خود و با استفاده از تعابیر و عقاید سنتی خاندان خویش اعلام نمود که شبی مولی علی علیه السلام را در خواب دیده که او را راهنمایی کرد و چگونگی متحد الشکل کردن مریدان را به او تعلیم داد. داستان این خواب در تواریخ عهد شاه اسماعیل و شاه طهماسب که تاریخ جهانگشای خاقان یکی از آنان است شرح داده شده است»8 نهضت آنان «نهضت قزلباش را می توان یک نهضت مرکب قومی-مذهبی بر شمرد که در این دوره (قرشن شانزدهم میلادی و نهم هجری) در آسیای صغیر و کلاً در یک کمربند جغرافیایی پدید آمد که از مرز لبنان و سوریه تا مرز آذربایجان امتداد داشت. عناصر این نهضت از میان قبایل ترک نزاد بودند ولی اصطلاح قزلباش (افرادی با کلاه های سرخ) به لحاظ قوم شناختی مبهم است. این اصطلاح در هر کجا که جدا از قومیت به کار رفت بار ایدئولوژیک پیدا کرد و با مفهوم ایرانی درآمیخت. این نهضیت تا زمان شاه اسماعیل پدیدار نشد و سپس در ارتباط با تشیع رسمی صفوی که فرآیند جذب بدان تحقیر و نوعی بدعت برشمرده شد، در محظور قرار گرفت و تغییر یافت»9 «تعداد نسبی سپاهیان قزلباش از 60 هزار تن تجاوز نمی کرد، انضباط کاملی نداشتند و مواجبشان را از دولت دریافت می کردند. این عامل بعلاوه گسترش نفود و قدرت سران قزلباش بخاطر تسلطی که بر نیروهای تحت امرشان داشتند طی چند دهه آنها را کانون دسایس و توطئه های درباری نموده بود. بدین جهت شاه عباس تصمیم گرفت با ایجاد اصلاحات در سپاه مخصوصاً در امر تشکیل کادرهای ثابت و دائمی که بیشتر از میان غلامان گرجی و و ارمنی انتخاب می شدند، قدرت سران ایلات و امرای نظامی قزلباش را به مقدار قابل توجهی تقلیل دهد. از مقایسه دو فهرست اسامی سرکردگان نظامی مربوط به سالهای 984 و 1038 که اسکندر بیک ترکمان در تاریخ خود ارائه داده، می توان به کاهش نفوذ قزلباش ها پی برد»10 قزلباشان از ایلات عمده ترک اذربایجان تشکیل می شدند ولی در میان انها ایلاتی از سایر نواحی مانند کردستان، تالش، فارس، گرجی، ارمنی، چرکسی و حتی افغانستان هم در اواخر صفوی وجود داشتند که تات ها نامیده می شدند. بعدها با پیوستن ایل ها و قبایل کوچک قزلباش به یکدیگر ایل بزرگ شاهسون (به معنی شاه دوست) تشکیل شد. ایلات ترکمان قزلباش هفت ایل اصلی: استاجلو، بهارلو، تکلو، روملو، شاملو، افشار، قاجار و قزلسفی بودند. که از میان این قابیل دو قوم افشار و قاجار به وسیله بزرگشان یعنی نادرقلی افشار و آقامحمدخان قاجار بعد از حکومت صفویان موفق به تشکیل حکومت شدند که افشارها کوتاه مدت ولی قاجارها مدتها بر ایران حکمرانی نمودند. تفنگچی ها: تفنگچی لر آقاسی (فرمانده تفنگچیان) که بر قوایی مرکب از دهقانان و پیشه وران ایرانی فرماندهی دارد در قشون ایران دارای رتبه سوم است. تفنگچی های نیرومند و چالاک پای پیاده مردانه می جنگند هم با شمشیر و هم با تفنگ، گاه نیز با سپر خود را بر می دارند. تعداد آنها از پنجاه هزار تن کمتر نیست. با اسب به میدان جنگ می روند و در نزدیکی خصم از اسب پایین می پرند و پیاده می جنگند. نیروی سوار پیاده جنگیدن را دون شان خود می داند به همین جهت تفنگچیان را علف شمشیر می نامند. این هر دو قسمت نیروی نظامی یعنی غلامان و تفنگچی ها در دوره شاه عباس اول (1629-1587م) که به علت کاردانی و لیاقتش به حق کبیر لقب یافته تاسیس شده است»12 توپچی ها: اهمیت توپ حیاتی بود «از آغاز تشکیل قشون صفوی، توپ جزء رایج اما کم اهمیت قشون بود. در ابتدا تعداد معدودی توپ در قشون بود که چندان کارآمد نبودند. در واقع قدرت توپخانه صفوی با به چنگ آوردن توپخانه سلطان مراد آق قویونلو با یراق و خدمه آن فراهم شد. بدین ترتیب شاه اسماعیل اول صاحب توپخانه شد و عده ای افراد نظامی جهت استفاده از این توپ ها و ساخت آن مورد استفاده قرار گرفتند. که به توپچی معروف گردیدند»13«شاه عباس دوم نیروی آتشبار را از نو سامان داد و از بقیه قشون جدا کرد. یک واحد جدید به وجود آورد که توپ آهنی سبک را شامل می شد که طبق معمول سوار بر ارابه های متصل به هم بودند تا در یک زمان یک خط دفاعی تشکیل دهند»14 فرمانده توپچی ها شخصی به نام توپچی باشی بوده است. «توپچی باشی بر قوای بحری نیز فرمان می راند، به طوری که هرگاه جنگی دریایی در پیش باشد در عین حال امیر البحر نیز هست. معهذا ایرانیان دارای نیروی دریایی جنگی خاصی نیستند و آنچه هست به چند کشتی کوچک مسلح تجاری محدود است که در خلیج فارس و دریای خزر امد و شد دارند. اسباب و وسایل خاص توپخانه در جبه خانه که قلعه تبرک خاص آن است نگهداری می شود. تقریباً می توان گفت که از توپ قابل حمل و متحرک خبری نیست. توپهایی که پس از رانده شدن پرتغالیها در شهر های هرمز و کنگان و لار به جای ماند امروز زینت قصرها شده است»15 سلاح های عصر صفوی همانطور که در قسمت ساختار سلاح های عصر صفوی عرض شد با توجه به شناسایی خدمه سپاه تا حدودی نوع سلاح ها هم مشخص شده است. صفویان با اینکه در همان ابتدای تشکیل سپاهشان توپ و سایر اسلحه های آتشین را در اختیار داشتند ولی به خاطر اعتقادات شخص شاه اسماعیل و یارانش که استفاده از این سلاح ها را مخالف اصول جوانمردی می دانستند هیچ استفاده از در ابتدا از آنها نمی کردند و حتی این مسئله باعث شکست سختشان از قشون عثمانی در جنگ چالداران گردید. این مسئله (استفاده نکردن از سلاح گرم برای حفظ مرام جوامردی) تنها در میان سپاهیان صفوی نبوده است و حکومت ممالیک مصر هم چنین اعتقاداتی داشتند که باعث شکستشان در مواجه با دشمنان منجمله عثمانی گردید. سلاح سپاه ایران در جنگ چالدران همگی از سلاح های سرد بود چه در فاز تدافعی و چه در فاز تهاجمی «قزلباشان انواع زره ها و خود ها را در بر داشتند. زره انها از قطعات فولادینی ساخته شده بود که بر روی سینه و بالای بازوان قفل می گردید. این نوع زره ها در آذربایجان ساخته می شد و به نوع معروف شیرازی اش ارجحیت داشت. زره اسبان سواره نظام شباهات زیادی به نوع مشابه ساخت سوریه داشت و از جنس مس بود. برای حافظت سر از ضربه های شمشیر، گرز، نیزه و زوبین از کلاه خود های بسیار سنگین استفاده کرده بودند. آنچنان که گاه از قابلیت تحرک عملیاتی سواره ها می کاست. از این گروه تعداد نیز به نیزه، زوبین و انواع گرز و کلاه خود مسلح بودند و تعدادی دیگر تیر و کمان، گرز و سپر در اختیار داشتند.»16 همانطور که از منابع تاریخی مشخص می شود سپاه ایران در ابتدای روی کار آمدن صفویان (در دوره شاه اسماعیل اول) به سلاح های سردی همچون شمشیر، نیزه، گرز، سپر، زره و کلاه خود، تیر و کمان، خنجر و زوبین مجهز بوده است. اما بعد از شکست چالداران سلاح های آتشین مانند توپ، تفنگ و تپانچه هم به آنها اضافه شد. البته انواع مختلف و ابتدایی اینگونه سلاح ها بوده به طور مثال تفنگ ابتدایی بسیار سنگین بوده است و بروی برج ها نصب می شده و از لوله آن تعدادی زیادی ساچمه رها می شد و یا توپ ها توانایی جا به جا شدن نداشتند و غالباً ثابت بوده اند. ولی در میان سلاح های آن عصر سلاحی برای خود بنده جالب بود به نام زنبورک که شرح مستند آن را خواهم اورد. زنبورک: محلهای ساخت اسلحه ساخت اسلحه مهمترین مسئله در دوران جنگ است، در تمامی ادوار تاریخ کشورهایی موفق بوده اند که در دزمینه ساخت سلاح های جنگی روز خودکفا بوده اند و توانسته اند نیازهای نظامی خود را خودشان تامین کنند. مهم بودن این قضیه هم در مورد ساخت سلاح مطرح است و هم در مورد داشتن منابع مواد اولیه سلاح. به طور مثال در مورد جنگ بزرگ و ویرانگر مغولان با خوارزمشاهیان گفته شده یکی از دلایل حمله چنگیز به ایران به دست آوردن شمشیرهای مرغوبی بوده که در سرزمین شام ساخته می شده است. در مورد ایران عصر صفوی هم این موضوع صادق است، سپاه ایران در این دوره از سلاح هایی استفاده می نموده است که در ساخت اکثر آن خودکفا بوده و به همین جهت از قدرت خوبی برای دفع حملات اجانب در بیشتر زمانها موفق عمل می کرده است. در مورد ساخت این سلاح ها شهر های مختلفی دست اندر کاران بوده اند، شهر هایی که در تولید مصنوعات مختلف سبقه تاریخی داشته اند و از گذشته به این کار مبادرت می ورزیدند. به طور مثال در مورد شهر اصفهان که در ان دوره پایتخت ایران بوده چنین امده است «شاه عبارس هر روز بامداد پس از صرف چاشت ابتدا از اصطبلهان شاهی دیدن می کند و سپس به قورخانه می رود. در آنجا، زره ها، نیم تنه های جنگی، همه گونه سلاح، کلاه خود و سپر می سازند. زره های ساخت اصفهان فوق العاده محکم و با دوام هستند زیرا باید در برابر زبه های تبرزین و تیری که از چله کمان ماهرترین کمانکشان بیرون می آید مقاومت کنند. در همین قورخانه، زین، برگستوان و زره های مخصوص اسبان نیز می سازند»18 در همین باره «شاردن می نویسد: پایتخت اصفهان به اندازه لندن دو کرور جمعیت دارد. در راسته بازار آن تفنگ سازان، چخماق سازان، شمشیر سازان، ترکش دوزان و تیر و کمان سازان مشغول به فعالیت هستند» 19 شهر های دیگر نیز در این مهم نقش بسزا داشته اند «شیراز و تبریز نیز از شهر ها و مراکز مهمی به حساب می آمدند، که آهنگران و صنعتگران آنها در راسته بازارها دائماً به کار تولید وسایل جنگی مشغول بودند. بعد از فتح هرات توسط سپاه شاه اسماعیل وی تمامی هنرمندان و صنعتگران آن شهر را به مهاجرت تشویق نمود و با عطای کمک های کافی آنان را به تبریز کوچانید. سپس دستور داد در شهر کوی و بازار مخصوص برایشان به وجود آوردند. مابین این گروه استادان آهنگر نیز وجود داشتند که به ذوق خود انواع ماشین ها، منجنیق های سنگ انداز، تیر انداز و قاروره انداز را اختراع کرده بودند که برد آنها در رسانیدن سنگ به هدف چند برابر مشابه قدیمی آنان بود.»20 ساخت سلاح در کشور ایران آن دوران فقط منحصر به شهرهای اصفهان و تبریز نمی شد در مورد دیگر شهر ها نیز آمده است که «صنعتگران خراسانی نیز در تبریز نوعی زره و کلاه خود می ساختند که در عین سبکی و قابلیت حمل، بسیار سهمگین بود و نه تنها جان جنگ آوران را از گلوله های تفنگ، قرابینه و تیر حفاظت می کرد بلکه شکل و هیبت آنها در چشم خصم رعب انگیز می نمود، آنچنانکه مورخین سلطان سلیم هم این امر درا یاد آور شده اند»21 «دکتر جان بل انگلیسی که در زمان سلطان حسین به ایران آمده بود قم را یکی از مراکز ساخت تیغه های فولادی و شمشیر خوب معرفی نموده است»22 «کمپفر نیز به یک کارخانه اسلحه سازی مهم در ایروان اشاره نموده که دائماً در حال ساخت ادوات رزمی برای جنگ با عثمانی ها بوده است ولی جباخانه (اسلحه خانه) اصلی در قلعه قدیمی اصفهان دانسته است»23 «استادان مشهد هم در این عصر در ساخت کمان شهرت فراوان داشتند و در این شهر پیوسته به تولید آن مشغول بودند»24 درفش نقش پرچم و درفش در جنگ ها چه گذشته و چه حال بسیار مهم بوده است، دلیل این اهمیت برای شناساندن محل سپاه و دادن علامت های خاص به سپاهیان بوده که این نقش را برجسته کرده است. پرچم سپاه ایران در روزگاران مختلف به گونه ها و اشکال و در رنگ های مختلف بوده است. شاید بتوان گفت اولین بار که نماد شیر و خورشید به صورت گسترده در کشور ما نمادین شد در دوره صفویه پرچم ایران گردید. شاید در بعضی از اسناد از آن در مقاطع دیگر تاریخی هم ذکر شده باشد ولی سمبل کشور ایران شدن آن از دوره صوفی آغاز گردیده که شیر شمشیر به دست به جهت شیعه بودن کشور و نماد اسد الله علی بن ابی طالب علیه السلام و خورشید به دلیل اهمیت سال شمسی در ایرانیان بر خلاف اعراب که سال قمری را ارج می نهند بوده. البته در این زمینه بحث فراوان است. در مورد پرچم ایران و نقش آن در سپاه صفوی به سراغ اسناد تاریخی می رویم. آمده است که: «هنگامی که شاه ایران به آهنگ پیکار بیرون می رود، موضوع را به وسیله درفشی که پیوسته در پیشاپیش موکب وی می برند به عموم اعلان می کنند. از آن گذشته چتر شاهی را بر سر وی همچنان که سوار است نگاه می دارند. این چتر با احجار کریمه و گوهر مزین است چنانکه در نهایت جلال و شوکت و همچون آفتاب می درخشد. عده افراد در سپاه را می توان بدقت با شمردن بیرق ها دانست. از آنرو که هر بیرقی نشانه یک هزار تن است مانند بیرقی که گروه های صد نفری سپاه روم داشتند، پس عده سپاهیان به نسبت عده بیرق هاست. ولی لشکریان شاه ایران آنچنان که من خود شاهد آن بوده ام به اندازه ای است که به آسانی دویست هزار سوار آماده کند، در بسیاری از جنگ هایی که سابقاً در آن شرکت کرده ام دویست بیرق در آرایش جنگی شمردم در ایران تا یکهزار سوار و پیاده نباشد هرگز بیرق را نمایان نمی کنند»25 «درفش ایرانیان مانند درفش نظامی های فرانسه به شکل مثلث و به رنگ های مختلف و انواع پارچه های گران قیمت دوخته شده است. این درفش، خواه برای سواره نظام و خواه برای پیاده نظام یکسان است و بر روی آن عبارت شهادتین و یا آیاتی از قرآن مجید و یا شکل ذوالفقار (شمشیر علی بن ابی طالب علیه السلام) و یا شکل شیر خورشید نقش شده است. یکی از سمت های مهم ارتش ایران نگهداری پرچم بزرگ است که به وی (نگهدارنده پرچم) علمدار باشی می گویند»26 موسیقی نظامی موسیقی تاثیری شگرف در اذهان انسان دارد، برای به دست آوردن حالتی در درون انسان کافی است موزیکی بر آن اساس نواخت تا روحیه فرد را به سمتش سوق دهد. در تاریخ بشر همواره از موسیقی استفاده شده تا از تاثیر آن بیشترین استفاده به دست بیاید. یکی از این مواردی که موسیقی نقش عمده ای بازی کرده جنگ است. برای بالا بردن روحیه نظامی گری موسیقی می تواند نقش بسیار زیادی در بالا بردن هیجان رزمندگان بازی کند و از این رو است که در کنار جنگجویان همواره موسیقی دانانی بودند که به جای داشتن سلاح حرب در دستان خود ساز موسیقی حمل کرده و در مواقع مختلف موسیقی های مختلف را می نواختند که کمترین آن نقاره (بوغ های بلند) ی بود که در هنگام یورش در صحنه نبرد نواخته می شد. حال به این بپردازیم که موسیقی نظامی صفوی به چه صورتی بوده است؟ در آن دوره: «موسیقی نظامی آن طور که در نظر ما باید به کار تحریک و ایجاد هیجان در جنگ آوران بیاید در ایران وجود ندارد، زیرا آنها علم هم آهنگی را آنطور که گوش ما به آن عادت دارد، نیاموخته اند. اینها از شیپور های دسته بلندی در موسیقی نظامی استفاده می کنند که بعضی به قسمتی باریک و بعضی دیگر به قسمتی پهن ختم می شود و به بوق های انگلیسی شباهت دارد با این ساز صدای گوش خراشی ایجاد می کنند و با آن سر و صدای زیادی در می آورند. از این گذشته طبل های دستی را که اندازه های مختلفی دارد به صدا در می آورند. در بین اینها سنج های بزرگ پهنی را که از داخل مانند ظرف گودی هستند و در وسط طرف محدب دستگیره ای دارد و در موقع نواختن از آن استفاده می کنند، به هم می کوبند. وقتی جنگ باشد همه با هم نعره های وحشتناکی سر می دهند و می گویند به پیش به پیش، از این نعره ها زمین و زمان می لرزد و گویی زمین و آسمان به هم خورده اند»27 لجستیک یکی از مهمترین مسائل در نظامی گری مسئله لجستیک یا پشتیبانی است. این مسئله شاید کمتر به چشم بیاید ولی از مهمترین مسائل هر قشون و یا لشکر می باشد. به طور میانگین برای هر رزمنده ای که در میدان نبرد در حال جنگ است سه نفر می بایست او را پشتیبانی کنند تا وظیفه خود را بتواند به نحو احسن انجام دهد. در بسیاری از جنگ ها همین مسئله یعنی عدم پوشش دهی درست سربازان میدان نبرد باعث شکست بوده نه قصور رزمندگان. به خاطر دارم که در کتاب آناباسیس اثر گزنفون او شرح داده بود که در کنار سپاه یونانی کوروش کوچک که برای نبرد با برادر خود از ایونیا عازم تیسفون شده بود تجاری بودند که مایهتاج مورد نیاز سپاه را از مناطق اطراف خریده و به سران سپاه می فروختند. او ریز کامل آن را به دقت در این کتاب شرح داده است. در زمان صفویان هم لشکر بزرگ آنها که گویی نظم زیادی هم نداشته می بایست به درستی پشتیبانی می شده تا بتواند با حداکثر توان در میدان نبرد حاضر شود. آنها هم برای این مهم احتمال تدابیری اتخاذ نموده بودند تا اسیر مشکلات نشوند. «تهیه خوار و بار در ارتش صفویه به این صورت بود که همراه قشونی که عازم جنگ بود معمولاً تعداد زیادی از کسبه برای فروش خوار و بار و مایهتاج سربازان به همراه سپاه اعزامی حرکت می کردند و مایهتاج سربازان را در ازای پول به آنان می فروختند. ضمناً شهرها، دهات و قصبات سر راه موظف بودند وسایل آذوقه سربازان و علوفه چارپایان را در اختیار اردو بگذارند و وجه آن را دریافت کنند. هر دسته ای از سربازان در موقع استراحت به میل خود چادرهایی را نیز بر پا می کردندو به آشپزی می پرداختند. هنگامی که سربازان را به جنگ می بردند، آذوقه آنها از قبل فراهم شده بود. همواره سعی می شد فروشندگان زیادی را به عنوان داوطلب روانه سپاه کنند و این عده همه روزه در اردو هر گونه مواد مورد نیاز سربازان را به فروش می رساندند. پادشاهان صفوی به خصوص شاه عباس اول در جلوگیری از اجحاف سربازان در ضمن اردوکشی ها بسیار سخت گیر بودند و مرتکبین را به مجازات شدید می رساندند»28 برای حمل و نقل سپاه و لجستیک این سپاه با توجه به شرایط آن دوران که خودروهای درون سوز و بروز سوز اختراع نشده بودند نیاز به چهارپایان بوده است که از این چهارپایان بسته به نوعشان استفاده های مختلفی می شده است و همچنین از مناطق مختلف و با روش های متفاوت تامین می شدند. «برای بار و بنه و بخش تدارکات ارتش از قاطر، الاغ و به ندرت از شتر استفاده می کردند. شتر معمولاً برای سفرهای جنگی که در مسیر بیابانهای بی آب و علف قرار داشتند، مورد استفاده قرار می گرفت. مهمترین مراکز پرورش این حیوانات و بهترین نوع آنها عبارت بودند از: احسا، بختی، برخوار، بلخ، ترک، دو کوهان کاشغر، دیاف، سرخس، عربی، کرمانشاهان، ماوراء النهر، بجاوی و قزوین بوده است. عمده ترین نواحی پرورش اسب نیز که معمولاً آنها را با نام محل پرورششان می شناختند، عبارت بودند از: اسبان آذربایجان، آناتولی (ازمیر)، اریدان، اهوازی، بخارائی، پارسی، تاتاری، تاتاری مازنجان، تازی (عربی)، تبتی، جزیره، چغانی، راهوار ختلان و ... بوده اند. استر نیز در چندین ناحیه وجود داشته که در متون تاریخی به آن اشاره گردیده از جمله: استر ارمنی، ارانی، باب الابوابی، بردهی، خراسانی، کشی، کوره سری، مصری، بربری، و ... است. شاردن شرح جالبی از چهارپایان عصر صفوی دارد. وی یکی از مراکز مهم پرورش اسب ایران را در آذربایجان مخصوصاً روستای آجی آغاش دانسته که در انجا گله های اسب چندین هزار راسی آماده توزیع و فروش بودند»29 استراتیزی نبردها دوره حکومت صفویان در ایران را می توان ادامه دوره تسلط مغولان و ترکمانان دانست، آنها در رفتار که یکی از آن جنگ و نبرد است از شیوه هایی استفاده می کردند که الگویی مغولی و ترکمانی داشت. در نبردهای ترکمانان و مغولان استفاده از عنصر سرعت و استراتژی جنگ و گریز بسیار مهم بوده است. سرعت در گرد امدن سپاه و حرکت به سوی میدان نبرد و استفاده از ان در مانورهای جنگی نقش ویژه ای در جنگ های ترکمانان این دوره داشته است که البته با پیدایش سلاح های گرم از قدرت آن کاسته و هر چه به سمت جلو حرکت می کنیم این نوع شیوه جنگی به دلایل عوض شدن نوع سلاح ها تغییر می کند و جنگ های سریع، نامنظم و پارتیزانی جای خود را به نبرد های کلاسیک با استفاده از سپاهیان منظم می دهد. اما صفویان دقیقاً چپونه می جنگیدن: « برای جنگ و حرکت به سوی هماوردگاه ابتدا شاه قاصدان و پیک های متعدد را به ولایات می فرستاد و تمام والیان و بیگلربیگ های تحت امرشان را به اردوگاه اصلی محل تجمع قوا فرا می خواند. گاه به دلیل شرایط اضطراری شاه معطل تمامی نیروها نمی ماند و در سر راه قوای ایالات را به سپاه خود ملق کرده و شتابان به سوی جبهه ها می رفت. دلاواله در این باره می نویسد: چهارشنبه اول اوت ناگهان به شاه اخبار تازه ای رسید. فی الفور صبح اول وقت در شهر جار زدند که اردو باید بلافاصله به سوی تبریز حرکت کند»30 معمولاً قبل از آغاز هر جنگی شاه به همراه خان ها، سرکردگان سپاه و یا مسئولان درجه اول مملکت شورای ویژه ای تشکیل می داد تا در مورد مسائل مربوط به جنگ با هم کنکاش نموده و یا شرح وظایف همگی را مشخص نماید. در این شوراهای نظامی در بعضی موارد بقول شاردن به دستور شاه به کتابی که نصور می رود از تالیفات شیخ صفی الدین بوده باشد تفال می زدند. در میدان نبرد تعدادی از شاهان بخصوص شاه اسماعیل و گاه شاه عباس شخصاً حضور می یافتند و مانند یک سرباز می جنگیدند. ولی اکثر شاهان آخرین صفوی به ندرت تن به دچنین کاری می دادند. آنها اردوگاه نظامی خود را که مجموعه ای از چادر ها و خیمه ها بود در یکی از مناطق دشت یا صحرای امن نزدیک جبهه مستقر می کردند. عده ای قراول و منهی (جاسوس) نیز دائماً کار اطلاع رسانی را خط مقدم تا پشت جبهه و خرگا.ه شاه به عهده داشتند. در میادین جنگ صف آرائی لشکریان غالباً با همان ترکیب و روش به ارث رسیده از قرون قبل انجام می گرفت. یعنی کل جنگاوران به دست راست (یمینه)، دست چپ (میسره)، قلب (قول) و طلایه (چرخچی) تقسیم می شدند که نمونه شاخص آن را در جنگ چالدان دیده می شود. نبرد عموماً صبح زود و قبل از طلوع آفتاب با صدای شیپ.ورها و سایر وسایل موسیقیایی با هجوم صفهای اولیه آغاز می گشت. در اندک مدتی جنگجویان در میان غوغائی عظیم و صدای توپ و تفنگ که فضا را مملو از کرد و غبار و دود باروت می نمود به هم می آویختند. هنگامی که در معرض یک تهاجم عظیم قرار می گرفتند روششان این بود که مردم را از مرزهای تهدید شده برمیدارند و خودشان آ.نرا به طرز عجیبی ویران می کنند، چنانکه دشمن حتی یک پر گاه را هم نمی توانست بیابد. (سیاست زمین سوخته) ورزش های رزمی آماده نگه داشتن نیروهای رزمی از لحاظ توان جسمی و فکری مسئله ای مهم در تمامی ادوار تاریخ بوده است. بخصوص در زمان صلح که ممکن بوده است در اثر شرایط راحت این دوران نیروهای نظامی به اصطلاح تن پرور شده و در هنگام بروز جنگ پیش بینی نشده دچار غافلگیری شوند، به همین دلیل و برای حل این معضل از سوی حکام و خود نظامیان و حتی مردم عادی راه حل هایی بهوجود آمده بود که عمده آنان ورزش های رزمی بوده است. این ورزشها بسته به نوع جنگیدن ملت ها با هم متفاوت است. برای مثال کاراته ورزش رزمی کشور ژاپن، تکواندو متعلق به کره، کونگ فوتوآ (ووشو) متعلق به چین و کیک بوکسینگ (تایلند) می باشد. در کشور ما ایران هم از گذشته های بسیار دور ورزش های رزمی بسیاری وجود داشته که امروزه ما آن را به ورزش باستانی می شناسیم. در زمان صفویان هم این ورزشها وجود داشته «به نوشته شاردان که خود شاهد و ناظر نمونه هایی از ورزش های رزمی در ایران بوده جوانان را همچون دوران ایران باستان با ورزش های رزمی آشنا می کردند و این مسئله از چند طریق انجام می گرفت 1- با تیر و کمان 2- شمشیر بازی 3- سوارکاری 4- ورزش جرید بازی. در مورد ورزش جرید بازی در آن دوره زوبین ورزشی را جرید می نامیدند که از شاخه خرما ساخته می شده است. چون ان را از شاخه های نخل خشکیده می سازند و از سر نیزه های پرتویزان (سر نیزه های دوشاخه) بسیار بلند تر و سنگین تر است پرتاب ان مستلزم بازوی بسیار نیرومند می باشد. در ایران جرید بازانی چنان ماهر و نیرومند وجود دارند که می توانند چنین نیزه های بلند و سنگینی را به فاصله 600 تا 700 پا پرتاب کنند.» 32 نیروی دریایی بزرگترین ضعف سپاه صفوی امروزه در دنیا نیروهای نظامی غالباً به سه دسته نیروی زمینی، دریایی و هوایی تقسیم می شوند ولی در گذشته ها و قبل از اختراع هواپیما به دست برادران رایت نیروهای نظامی به دو دسته زمینی و دریایی تقسمی می شدند. متاسفانه کشور ما ایران از همان ابتدای تاریخ مدونش در دوران شاهنشاهی هخامنشی در به کارگیری نیروی دریایی دچار ضعف شدید بوده است و این ضعف صدمات گسترده ای به سپاه ایران در طول تاریخ زده است. برای این ضعف دلایل بسیاری در تاریخ ذکر شده دلایلی مانند نداشتن جنگل برای تهیه چوب مورد نیاز کشتی ها در جنوب کشور بوده است. دلیل این موضوع هر چه که بوده باعث شده این ضعف در طول تاریخ به کشور ما ضربات گسترده ای وارد شود. در زمان صفویان هم این مسئله ادامه داشته و شاید عمده دلیل عقب ماندگی ما از دیگر ملل مرتقی جهان همین مسئله بوده باشد زیرا اگر به وضعیت تاریخی و نظامی آن دوران به خوبی دقت شود ایران جزء معدود امپراتوری هایی آن زمان است که با غرش توپ ها سرزمین خود را می گسترداند و امروزه به امپراتوری های باروتی معروف شده اند. مانند امپراتوری اسپانیا، امپراتوری مقدس روم، امپراتوری بریتانیا، امپراتوری پرتغال، امپراتوری عثمانی و شاهنشاهی صفوی. تنها فرق قوای مسلح ایران با دیگر امپراتوری های هم طراز خود در عدم استفاده از نیروی دریایی بوده است در حالیکه دیگر امپراتوریها با استفاده از این نیروی ارزشمند نه تنها از موجودیت خود دفاع نمودند بلکه قدرت خود را در دیگر مناطق ناشناخته جهان در قاره های آمریکا و آفریقا و آسیا گسترش دادند. در خصوص نبود نیروی دریایی خوب در تاریخ چنین امده است: «ایران هیچگونه نیروی دریایی ندارد. اگر چه به دو دریای بزرگ محدود است و در طول ساحل دریای فارس که یکی از غنی ترین و بارآورترین دریاهای جهان است بیش از 300 فرسنگ است، تا آنجا که من می دانم شاه در این دریاها یک کشتی شخصی و یک صاحبمنصب دریایی ندارد. با این وصف من طول ساحل این دو دریا را پیموده ام، پانزده تا بیس سال است که برای مقابله با قزاقان شروع به تجهیز ناوهایی کرده اند اما این ناوها به هیچ وجه در خور داشتن نام نیروی دریایی یا جزیی از آن هم نیست، زیرا پس از دفع خطر ناوها را پراکنده و افراد دریایی را که همان ماهی گیران اجیر ماهیانه هستند مرخص می کنند.»33 سخن پایانی اهداف اصلی برای تشکیل قوای نظامی در یک جامعه حفظ امنیت درونه جامعه، مقابله با تهاجمات خارج و تامین منافع به وسیله قوه قهریه است. چند عامل در قدرت قوای مسلح یک کشور دخیل است که عبارتند از داشتن نیروی انسانی زبده، داشتن سلاح های کافی و بروز و داشتن انگیزه روحی مناسب نیروها است. صفویان در ابتدای کار خود در نیروی نظامی خود از نیروهای زبده و انپیزه ایمانی لازم برخوردار بودند. سپاهیان اسماعیل صفوی هم از لحاظ شجاعت شهره زمان خود بودند و هم اینکه مقام قطب و مرشد بودن شاه صفوی در طریقت تصوف بود که مبارزه برای او نهایت ایمان یک سالک بود. اما این سپاه ضعفی داشت و آن ضعف نداشتن سلاح آتشین بود که اسلحه برتر آن دوران محسوب می شد. نداشتن سلاح آتشین سپاه شاه اسماعیل از نداشتن دسترسی به آن نبود بلکه همان عقاید معنوی که باعث روحیه جنگاوری سپاهیان او شده بود و اعتقادات جوانمردانه باعث شده بود صفویان استفاده از این سلاح را دون مرام جوانمردی بدانند و همین اعتقاد باعث بزرگترین شکست آنان در در جنگ چالدران رقم خورد ولی این شکست هر چقدر هم که بزرگ بود ولی نتوانست صفویان را نابود سازد. بعد از این شکست بسیای از اعتقادات صفویان چه راس هرم آنان و چه نیروهای قزلباش تغییرات اساسی کرد. مقام معنوی پادشاه نزد یارانش دچار خدشه شد و از آن سو سلاح های پیشرفته وارد سپاه شد. و این روند کم شدن ایمان سربازان و پیشرفت سلاح ها موازی با هم در حال پیشرفت بود تا دوره شاه عباس که اوج این سلسله بود. بعد از مرگ شاه عباس روند نزولی قدرت نظامی سپاه ایران روز به روز شدیدتر می شد. عوامل دیگر مانند دسایس بزرگان کشور و ضعف اعتقادی و شخصیتی شاهان واپسین این سلسله هم در این امر وجود داشت. به هر حال این سپاه در پایان سلسله صفویان از هم پاشید و به تاریخ پیوست و امروز ما از قدرت و ضعف های آن یاد می کنیم. شاید تمامیت ارضی که امروز ما در کشورمان از آن برخوردار هستیم تا حدود زیادی نتیجه قدرت آنان بود که از مرزهای ایران و هویت ملی و فرهنگی و مذهبی ما دفاع کردند ولی متاسفانه این سپاه در مواردی هم دچار اشتباهاتی شده که رویکرد متوازن تاریخنگاری نمی تواند از آن چشم پوشی کند. حمید رضا مقسمی منابع ارجاعات موضوعات مرتبط: تاریخی [ یکشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۷ ] [ 22:16 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |