مداد سفید
دست نوشته های حمید رضا مقسمی 
قالب وبلاگ

خلاصه

بهاء الدین محمد بن حسین عاملی ملقب به شیخ بهائی در روز بیست و ششم ماه ذی الحجه سال 953 هجری قمری در شهر بعلبک کشور لبنان فعلی به دنیا آمد. پدر وی از علمای شیعی منطقه جبل العامل بود که به همراه خانواده خود در حالیکه بهاء الدین جوان تنها سیزده سال داشت به کشور ایران تحت حکومت صفویان شیعی مذهب مهاجرت کرد. در آن دوره خاص (حکومت صفویان) بسیاری از علمای شیعی مذهب دیگر کشورها با توجه به رسمی شدن مذهب تشیع اثنی عشری به ایران مهاجرت کردند.

بهاء الدین جوان که همراه با تقوای دینی از هوش بالایی برخوردار بود خیلی زود توانست در فضای به وجود آمده خود را نمایان سازد و در زمان شاه طهماسب دستگاه حکومتی صفوی و شخص شاه از وجود چنین دانشمندی با خبر شدند ما بهره گیری از پتانسیل وجودی ایشان در دوران شاه عباس یکم صفوی صورت گرفت. شیخ در این دوران دست به کارهای بزرگی زد که ما بیشتر از آثار معماری ایشان باخبر هستیم. شاهکارهایی مانند مسجد امام اصفهان (مسجد شاه سابق)، حمام معروف افسانه ای، تهیه طومار برای سهمیه بندی آب زاینده رود، تهیه دستور نان سنگک و چندین کار دیگر که ایشان در طول عمر با برکتشان انجام دادند. ایشان در سال  1030 در شهر اصفهان بدورد حیات گفتند و به وصیت خودشان در جوار مزار امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه السلام دفن گردیدند.

مقدمه

نقش شخصیت های بزرگ در تاریخ آنچنان تاثیرگذار است که هیچ مورخی نمی تواند ادعا کند اگر شخصیت های بزرگ انسانی در تاریخ وجود نداشتند و همه مردم به یک صورت عادی بودند تاریخ و دست آورد های بشری به گونه ای امروزی بوده است. تاریخ و تمدن بشری را افرادی ساخته اند که دارای خصلت های متمایزی از دیگران بودند، خصلت هایی چون شجاعت، زکاوت، درایت، عقل، بینش، ریسک پذیری و غیره. استفاده از این صفات است که باعث به وجود آمدن خلاقیت و در نهایت تغییر مثبت و یا خدایی ناکرده منفی در یک جامعه می شود، بدون خلاقیت و خطرپذیری هیچ قدمی برداشته نمی شود و وضعیت تغییر نخواهد کرد.

برای مثال یک فیلم سینمایی را در نظر بگیرید وقتی یک سناریو (فیلمنامه) را به دست یک تهیه کننده بدهند و از وی بخواهند که این فیلم را با استفاده از عوامل و هنرمندان مختلف و با شرایط یکسان تهیه کند، بعد از ساخته شدن این فیلمها قطعاً فیلمی در نظر مخاطبان موفق تر خواهد بود که از عوامل و هنرپیشه های کاربلد و خلاق استفاده کرده باشد. زندگی بشری هم درست به مانند یک فیلم سینمایی است و وقتی زیبا و درخشان می شود که بازیگران این فیلم دارایی توانایی های خوب و بالایی باشند و حتی اگر اکثر افراد از این توانایی برخوردار نبودند می بایست شرایط رشد و تعالی حداقل افراد خلاق موجود در جامعه فراهم شده و از آنها برای کارهای مهم استفاده شود.

یکی از ادوار مهم در تاریخ کشور ما دوران صفویان است، این دوره به خاطر چند شاخصه برای مردم بسیار با اهمیت است، یکی از مهمترین آنها ثبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تعالی فرهنگی، درخشش در حوزه مذهب و عرفان و غیره می باشد که بعد از قرن ها این کشور توانست تا حدودی به خود ببیند و نام ایران دوباره بر سر زبانها بیفتاد، این مهم تنها به وسیله شاهان صفوی میسر نشده است بلکه شخصیت های فرهیخته ای که در این دوره در زمینه های مختلف سرآمد دیگر مردم بودند نقش هایی بسیار حیاتی در به وجود آمدن این تمدن دویست و چند ساله درخشان در ایران ایفا نمایند.

شخصیت هایی چون: الله وردی خان گرجی، امام قلی خان، قرچغای خان، گرگین خان، فتحعلی خان داغستانی، رستم خان آقاسی در امور نظامی، رضا عباسی، علی رضا عباسی، میرعماد، آقا میرک، محمد رضا اصفهانی در هنر، صائب تبریزی، کلیم کاشانی، محتشم کاشانی و میر رضی آرتیمانی در ادبیات، اسکندر بیگ منشی، حسن بیگ روملو، احمد منشی قمی در تاریخ نگاری و علامه هایی چون حسین خوانساری، جمال الدین محمد خوانساری، مولانا فیض کاشانی، میرداماد، میر فندرسکی، علامه مجلسی، ملا صدرا، سید نعمت الله جزایری و شیخ بهایی در علم و فقه. بنده قصد دارم به اندازه توان خود در این نوشته کمی در باره شیخ بهایی که شخصیتی کم نظیر در تاریخ است نگارش نمایم.

مختصری درباره مهاجرت علمای شیعه به ایران

بعد از به قدرت رسیدن شاه اسماعیل صفوی و رسمی شدن مذهب تشیع در سال 907 هجری قمری در ایران، وضعیت کشور دچار یک شوک بزرگ شد. شوک به دلیل رسمی شدن مذهبی بود که تا چندی قبل از آن به عنوان یک مذهب یاقی و خارجی نام برده می شد. این مهم (رسمی شدن مذهب شیعه) امری نبود که تنها با شمشیر میسر گردد بلکه  برای آن نیاز بود که پایه هایی در تمامی ابعاد از علم فقه گرفته تا اقتصاد ریخته شود و ریشه این نهال آنچنان میبایست قوی می بود تا در طوفان های در پیش رو بتواند خود را حفظ نماید. برای این امر نیاز بود تا شاهان صفوی از علمای تشیع یاری بطلبند، در آن دوره علمای مذهب تشیع اکثراً به خاطر حکومت های شیعی مذهب حمدانیان عراق و شام در مناطق حله عراق و جبل العامل لبنان سکونت داشتند.

از سوی صفویان از ایشان دعوت شد تا برای پایه ریزی بنای تشیع صفوی به ایران مهاجرت نمایند و افرادی چون علی بن هلال کرکی (محقق کرکی), حسین بن عبدالصمد جباعی (پدر شیخ بهائی), شیخ ابراهیم بن علی بن عبدالعالی میسی از جبل عامل راهی ایران شدند تا با استفاده از زمینه های مساعد فراهم شده از سوی صفویان به نشر علم و فقه کرده و شاهان صفوی را در اداره امپراتوری نوپایشان یاری نمایند. البته فشار امپراتوری عثمانی که در آن مقطع از زمان متولی اداره شامات و عراق بود بر شیعیان آن منطقه هم می تواند از دلایل مهم مهاجرت تدریجی علمای جبل العامل، عراق و شام به ایران شده باشد. البته در مورد مهاجرت علمای شیعه جبل عامل و عراق و شام به ایران و علل ورود آنها به ایران در میان مورخان تفاوت آرا وجود دارد که موضوع بحث ما نیست.

تولد و خانواده شیخ بهائی

شیخ بهایی در خانواده ای مذهبی و شیعه با سابقه ای تاریخی به دنیا آمد. در مورد تولد ایشان چنین آمده است : « بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی در ششم ذی الحجه سال 953 قمری و 8 اسفند 925 خورشیدی در بعلبک متولد شد، وی از نوادگان حارث همدانی یکی از یاران علی علیه السلام است که در بعلبک متولد شد. دوران کودکی را در جبل عامل، از نواحی شام، در روستایی به نام جبع یا جباع زیست، او از نوادگان حارث بن عبدالله اعور همدانی بوده‌است (از شخصیت‌های برجسته آغاز اسلام، متوفی به سال ۶۴ خورشیدی) خاندان او از خانواده‌های معروف جبل عامل در سده‌های دهم و یازدهم خورشیدی بوده‌اند. پدر او از شاگردان برجسته شهید ثانی بوده‌است

وی هنگام ورود به ایران سیزده سال داشت. پدرش عزالدین حسین عاملی به خاطر اذیت شیعیان آن منطقه توسط دولت عثمانی از یک سو و دعوت شاه طهماسب صفوی برای حضور در ایران، به سوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان بزرگ ایرانی یافتند، در آن سکنی گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول شد. وقتی او ۱۷ ساله بود (۹۷۰ ق)، پدرش به شیخ‌الاسلامی قزوین به توصیه شیخ علی منشار از سوی شاه طهماسب منصوب شد. ۱۴ سال بعد، در ۹۸۴ قمری، پدر شیخ برای زیارت خانه خدا از ایران خارج شد اما در بحرین درگذشت. شیخ بهایی درقزوین فارسی آموخته و به مدت سی سال دراین شهر پرورش یافته و پرورش داد. شخصیت علمی و ادبی و اخلاق و پارسای او باعث شد تا از ۴۳ سالگی شیخ‌الاسلام اصفهان شود و در پی انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان (در ۱۰۰۶ قمری)، از ۵۳ سالگی تا آخر عمر (۷۵ سالگی) منصب شیخ‌الاسلامی پایتخت صفوی را در دربار مقتدرترین شاه صفوی، شاه عباس بزرگ برعهده داشته باشد»1

ورود به ایران و آغاز رشد

شیخ که در کودکی به سر می برد بنا به دلایلی که پیشتر گفته شد بین مورخین در مورد آن اختلاف است به همراه خانواده خود وارد ایران شد « هفت ساله بود که همراه پدر از جبل‌عامل به ایران آمد. این هجرت با توصیه شیخ ‌علی مشار عاملی صورت گرفت. زندگی در خانه پدری پارسا و عالم و معاشرت با عالمان عصر، همراه با کوشش‌های مداوم، زمینه مساعدی را برای دانش‌اندوزی این نوجوان بااستعداد فراهم ساخت» 2 «نخستین استاد شیخ بهایی پدرش بود که نزد وی زبان و ادبیات عرب، تفسیر و حدیث را آموخت. علوم عقلی را در قزوین از محضر ملاعبدالله قزوینی، عالمی که در دانش و تقوا کم‌ نظیر بود و با مقدس اردبیلی ارتباطی تنگاتنگ داشت، فراگرفت»3

و «ملاعلی مذّهِب که در علوم ریاضی مهارت داشت، حساب، هندسه، جبر، مقابله، هیئت و نجوم را به شیخ بهایی جوان آموزش داد. همزمان شیخ بهایی محضر مولانا افضل قاضی را که در تدریس قانون ابوعلی‌سینا تبحر داشت، درک کرد شخصیت دیگری که وی دانش‌های نقلی را نزدش خواند محمد ابی الطیف مقدسی بود. شیخ بهایی احادیث و اخبار اهل بیت«ع» را از والدش و میرداماد روایت می‌کرد. او در مدتی کوتاه‌تر از ادوار متداول تحصیلی، در دانش‌های متعارف سرآمد گردید»4 شیخ بهائی همانند بسیاری از نوابغ تاریخ مراحل پیشرفت را خیلی زود طی نمود و به عنوان شخصی برجسته در زمینه های مختلف علمی و دینی مطرح شد

چندی بعد «ایشان با عالمان زمان خویش ارتباطی مداوم داشت و بین وی و معاصران دانشورش از طریق بحث‌های حضوری، مکاتبات و ملاقات‌ها تبادل علمی و فرهنگی صورت می‌گرفت. او با وجود جامعیت علمی، همواره از مشورت با مشاهیر دانش و فرهنگ بهره می‌برد، برخی از افرادی که شیخ بهایی با آنان مراوده و مکاتبه داشت عبارتند از: قاضی نورالله شوشتری صاحب کتاب احقاق‌الحق که توسط متعصبین افراطی مذهب عامه به شهادت رسید. شیخ لطف‌الله عاملی عیسی بانی مسجد شیخ لطف‌الله در میدان امام اصفهان، مولی حسین اردبیلی صاحب کتاب شرح اصولیه. او با علمای اهل سنت هم در مسافرت‌ها و دیدارها، مناظره‌هایی داشت و همین ارتباط‌ها به ایجاد اتحاد بین جوامع تشیع و تسنن مؤثر بود»5

همچنین «سید محمد باقر حسینی استرآبادی معروف به میرداماد (داماد شیخ علی‌بن عبدالعال کرکی) در عبادت و انس با قرآن کم ‌نظیر بود و در علوم عقلی و نقلی تبحر داشت. این شخصیت فرزانه از دوستان شیخ بهایی بود که در درس پدر او عزالدین هم شرکت می‌کرد و در همین جلسات با شیخ مذکور رابطه دوستانه‌ای برقرار کرد. جالب آنکه این دو دانشور در برخی از مسایل علمی و فکری با یکدیگر اختلاف نظر داشتند، ولی این تفاوت در برداشت‌های فقهی، کلامی و فلسفی هرگز موجب نگردید که آن دو بزرگوار با هم برخوردهای نامطلوب اخلاقی داشته باشند و در کمال تفاهم و صمیمت با یکدیگر معاشر و مأنوس بودند، مخالفان و دشمنان و تنگ‌نظران تنگ‌مایه کوشیدند این دو فروغ فروزان را از هم جدا کنند، ولی وقتی برخوردهای متقابل احترام‌آمیز و همکاری‌های علمی و خدمات اجتماعی مشترک آن دو نفر را ‌دیدند، خاموش ‌شدند»6

ورود به حریم شاهان صفوی و علت خدمت به آنها

در ابتدای بحث عرض شد که دولت شیعی مذهب صفوی نیاز داشت تا از بزرگان شیعه مذهب که در علوم و فنون مختلف تخصص داشتند برای پیشبرد اهداف خود کمک بگیرند. این زمینه ها شامل مذهب و فقه می شود و علمای دین اغلب افراد متدینی هستند و عوام از متدینین انتظار دارند که با هر حاکمی دست دوستی ندهند. در این زمینه هم شاید سوال تاریخی به وجود بیاید که چه دلایلی وجود داشته که علمای مذهب تشیع در ایران و عراق و سوریه و لبنان در کارهای مختلف شاهان صفوی را یاری داده اند؟ شاهانی که در زمینه رفتار و اخلاق کارنامه ای از خود بر جای گذاشته اند که یک دید تاریخی متوازن در مورد آن نقدهایی داشته باشد؟

بنده (نگارنده مقاله) به شخصه فکر می کنم علمای تشیع با بعضی از اعمال خلاف شرع و اخلاق شاهان صفوی مخالفت داشته اند ولی هدف ایشان از این همکاری رشد نهال تشیع اثنی عشری که به دست همان شاهان صفوی بر خاک ایران نهاده شده بود بوده اند ولو با در نظر داشتن بعضی از کارهای خلاف اخلاق و عرف و شرع بوده است لازم به ذکر است که در آن دوران از تاریخ کمتر پادشاه بود که مست قدرت نشود. در فقه شیعه اثنی و عشری مسئله ای وجود دارد به عنوان نیابت عامه، نیابت عامه به این معنا است که در زمان غیبت کبری امام عصر عج حکومت به نیابت از ایشان می بایست در دست یک فقیه شیعه جامع الشرایط باشد و چون در آن دوره علمای شیعه توانایی به دست گرفتن قدرت سیاسی و اداره کشور را نداشتند لذا از فرصتی که به دست آمده بود استفاده کرده و با دادن نیابت از طرف خود به شاهان صفوی به یک تعامل در امور جاری دست یافتند ولی این بدان معنا نبود که با همه رفتار شاهان صفوی موافق بوده اند.

شیخ بهائی در زمان نوجوانی خود یک بار به خدمت شاه طهامسب رسیده بود و در آنجا هم افاضه کلام نموده بود ولی این دیدار آنچنان تاثیر مهمی بر جای نگذاشته بود «روزهای آخر پاییز 966 شاه طهامسب صفوی که آوازه کمالات شیخ عزالدین را شنیده بود خواستار ملاقات با وی گردید شیخ عزالدین به همراه شاگردش شیخ بهاء الدین و عده زیادی از بزرگان و روحانیون برای تهنیت گویی بعثت رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه به خدمت شاه طهماسب رسیدند »7 سالها بعد یکبار دیگر اینبار شاه طهامسب ایشان را به دربار فراخواند «در سال 980 که آوازه شیخ بهائی به همه جا پیچیده بود شاه طهماسب طالب ملاقات با او شد و گفت: شنیده ام مجالس رسمی حوزه به انحصار شیخ در آمده است و این مسئله باب رفت و آمد های ایشان به دربار صفوی گردید»8

شیخ بهائی حضور شیخ بهائی در دربار صفویان به صورت جدی در زمان شاه طهماسب صفوی بود ولی چهار سال بعد از حضور شیخ بهائی در سرای سلطان صفوی او درگذشت و جانشین وی شاه اسماعیل دوم عمری کوتاه داشت و پس از یک و سال و نیم درگذشت و جانشین او سلطان محمد خدابنده نیز در زمینه به کارگیری علما و فضلا آنچنان که جدش شاه طهماسب علاقمند به فاضلان حوزه دین و علم بود از خود علاقه ای نشان نداد و تا مرگش در سال 996 هجری قمری آنچنان باید و شاید در مورد شیخ بهائی مطلبی به دست ما نمی رسد. ولی اوج شکوفائی شیخ بهائی همزمان با اوج شکوفائی دوران صفوی در زمان شاه عباس یکم است که وی توانست با به کارگیری مردان بزرگی چون شیخ بهائی وضعیت کشور را از یک کشور ویران به یک قدرت بزرگ در جهان تبدیل سازد.

با به قدرت رسیدن شاه عباس صفوی وی به دلایل مختلف که عمده آن دور بودن از سر حدات عثمانی دشمن جدی انها بود اقدام به تغییر پایتخت از شهر قزوین به شهر اصفهان نمود. با این اقدام اکثر رجال مملکت ایران هم به ناچار مجبور به هجرت از قزوین به اصفهان شدند. شهر اصفهان برای پایتختی پادشاهی صفوی نیاز به تغییراتی داشت. شاه عباس برای تبدیل این شهر به یک شهر زیبا و بزرگ انچنان که امروزه شاهد آن هستیم از علما و دانشمندان و معماران زیادی بهره جست که شیه بهائی سر آمد آنان بود.

طومار:

بعد از هجرت به اصفهان هر روز شیخ بهائی در هنگام رفتن به محل کار به امور جاری مردم رسیدگی می نمود. در یکی از روزها متوجه دعوای خونین کشاورزان منطقه جی اصفهان بر سر تقسیم آب رود زاینده رود گردید. بعد از پرس و جو شیخ بهائی متوجه اشکالات اساسی در نحوه تقسیم آب زاینده رود که منبع اصلی آبیاری کشاورزان در آن مقطع بود شد. شیخ بهائی به فکر یک تقسیم نامه عادلانه، قابل اجرا و تنظیم شده ای برای آب زاینده رود افتاد تا این مشکل اساسی را ریشه ای حل نماید و این اتفاق مهم سبب به وجود آمدن تنظیم نامه ای برای آب زاینده رود شد که به طومار موسوم گردید.

بر اساس این طومار «کل آب رودخانه به 33 سهم کلی و 275 سهام جزئی تربین 7 بلوک آبخور آن که از حدود 70 کیلومتری غرب اصفهان تا 120کیلومتری شرق این شهر ادامه داشته است تقسیم شده است.(حسینی ابری، 1379، 71) تقسیم آب بر اساس طومار از 75 روز بعد از نوروز تا آخر آبانماه به مدت 160 روز مجری بوده و در فصول سرد سال که نیاز به آبیاری وجود نداشته است، به اصطلاح رودخانه آزاد بوده، و هر کس به هر میزان نیاز داشته است میتوانسته از آن بهره برداری نماید. از ویژگیهای اصلی طومار یکی این است که، در آن هیچ روستا و مزرعه در کل منطقه و هیچ باغ و محله ای در داخل شهر از قلم نیفتاده است»9

مسجد شاه

شیخ بهائی که در اکثر علوم روزگار خود توانا و سر آمد بود در معماری نیز آثار گرانبهایی دارد، یکی از آنها مسجد شاه (امام) اصفهان است که امروز هم پار برجا است. عمق بزرگی کار وقتی مشخص می شود که ما این اثر هنری و معماری بزرگ را با زمان ساخت آن مطابقت دهیم. شاه عباس بزرگ بعد از اینکه به دلایل سیاسی (دور بودن از امپراتوری عثمانی) پایتخت را از قزوین به اصفهان تغییر داد در آن شهر دست به عملیات عمرانی فراوانی زد تا آن شهر را در خور امپراتوری پرقدرت خود بنماید. میدان زیبای نقش جهان و ابنیه تارخی اطراف آن، بازار، پل اله وردی خان (سی و سه پل)، عالی قاپو و ... بناهایی بودند که برای این مهم ساخته شدند.

ولی اینها کافی نبود، نیاز به ساخت یک مسجد بزرگ برای حکومت مذهبی صفویه که بزرگی و زیبایی آن جلال و جبروت شاه را به رخ مردم و سیاحان و سفرای خارجی بکشد بسیار احساس می شد به همین منظور شاه عباس در سال 1020 هجری قمری از عالم زمان شیخ بهائی کمک ساخت تا وی را در ساخت این مسجد یاری نماید. قرار بر این شد که این مسجد در ضلع جنوبی میدان نقش جهان ساخته شود ساخت این مسجد به درازا کشید و عمر دو بزرگ این عصر یعنی شیخ بهائی (رحمه الله) و شاه عباس صفوی به اتمام آن کفاف نداد و بعد از مرگشان پایان یافت. در این اثر معماری بزرگ بجز شیخ بهائی افراد بزرگ دیگری هم نقش داشته اند از جمله نقاشی کاشی ها توسط  علی رضا عباسی و طراحی کاشی های سقف نیز توسط استاد رضا عباسی صورت گرفت و در نهایت بنای مسجد در سال 1038 پایان یافت.

حمام شیخ بهائی

کمتر ایرانی را می توان یافت که در مورد حمام عجیب شیخ بهائی نکته ای نشنیده باشند و برایشان سوال به وجود نیامده باشد که ماجرای این حمام افسانه ای چه بوده است که امروزه آوازه آن هنوز وجود دارد. روایت عامیانه در مورد آن این بوده که شیخ بهائی در اصفهان حمامی را طراحی و ساخته بود که گرمای منبع آب آن توسط شمعی و یا شمعهایی تامین می شده که هیچگاه خاموش نمی شده اند. بعد از مرگ ایشان عده ای که گفته شده از خارجی های کنجکاور بوده اند برای اینکه راز این آتش خارق العاده را بیابند وارد قسمت آتش دان آن شده و باعث خاموشی آن می شوند و سر آخر نه دیگر هیچگاه آن آتش روشن می شود و نه ان افراد کنجکاو به ماجرای درون آن پی می برند. اما روایت تاریخی و مستند این ماجرا چیست؟

آمده است که : «شیخ بهائی روزی بعد از نماز مغرب و عشا در حال پاسخگویی به سوالات مردم بودند و در میان مردم استاد علی معمار از معماران برجسته آن دوره نشسته بودند. سوالاتی در مورد طهارت از شیخ می شود و ایشان بعد از پاسخگویی در حالیکه گویی خطابشان به استاد علی معمار باشد می گویند: طرح و نقشه ساختمان حمامی را در محله دردشت تهیه کرده ام، همت والای استادی را می طلبد که عادت آن را صورت دهد و دعای خیر مسلمانان را بدرقه خویش سازد»10 استاد علی معمار این موضوع را افتخار دانسته و در مورد آن با شیخ به گفت گو و تبادل نظر مشغول می شود. بعد از چندی استاد معمار متوجه فرق های اساسی بین این حمام بخصوص در قسمت گلخن (آتش دان) آن با سایر حمام ها می شود

استاد معمار در مورد گلخن کوچک حمام متعجب شده و از شیخ سوال می کند «جناب شیخ، محفظه درونی گلخن طرفیت احتراق کامل را ندارد، بر حجم آن بیافزاییم تا فضای چرخشی شعله حاصل شود و نصیب کافی به گرم کردن دیگ اصلی برساند. شیخ بهائی در پاسخ می گوید: استاد، حجم وسیع گلخن به کار حمامی می آید که پشته پشته بوته بر آن ریزند و آتش آرایند. گلخن منظور ما به فضای محدود بیشتر از چند شمع کاریش نیست»11 سپس شیخ استاد معمار را به خانه برده و اصول تولید آن آتش و گرمایش حمام را به ایشان توضیح می دهد که بعد از گذشت این همه سال هنوز در پرده ابهام باقی مانده است. صحبت هایی که در برخی از کتب و مقالات در مورد استفاده از هیدروژن و یا کشف انرژی های تازه توسط ایشان میشود تنها حدسیات است و سند معتبری در مورد آن وجود ندارد

نان سنگک

یکی از ابداعات مهم شیخ بهایی ابداع نان سنگک است، به جرات می توان گفت نان سنگک بعد از این همه سال هنوز بهترین نان مردم ایران است، هم از لحاظ مزه، نحوه پخت و میزان مواد غذایی و سبوس درون آن، این مسئله (رتبه اول در میان نان های ایرانی) چیزی نیست که نیاز به سند داشته باشد و سند این مدعا ذائقه خود مردم است. شکل این نان، طرز پخت آن، شکل تنور و وضعیت درون آن، وضعیت چانه خمیر به گونه ای برنامه ریزی شده تا از سنگک یک نان خوب و مفید بسازد. در این باره آمده است که: «شاه عباس برای رفاه حال لشگریان خود که غالباً در سفر احتیاج به نان و خورش موقت و فوری داشتند و لازم بود به هر شهری می‌رسند نانواهایی باشند که بتوانند به قدر مصرف سربازان نان تهیه نمایند و غذایی باشد که خورش نان قرار دهند، درصدد چاره برآمد و حل این مشکل را از شیخ بهایی که از دانشمندان ایران بود خواست

چون در سفر لشکریان مجبور به تهیه آرد از شهرهای مختلف بودند و آرد هر شهر با شهر دیگر از نظر نوع گندم آن تفاوت داشت باید طوری این نان پخته می‌شد که از هم وا نرود و قابل استفاده باشد، پس آرد آن مخلوطی از انواع آردها بوده و همچنین باید با سبوس گندم نیز برای سهولت در هضم مخلوط می‌شد همین است که رنگ آن تیره بوده و به خاطر وجود انواع آرد قدرت چسبندگی آن کم است و باید حتما بصورتی که می‌بینید باید روی سنگ پهن شود تا نریزد لذا شیخ بهایی نیز تنور سنگکی را ابداع نمود. این اختراع به قدری با دقت و هوشیاری طراحی و عملی شده که پس از گذشت چند صد سال هنوز به همان صورت اولیه پخته می شود و نانی که از تنور سنگکی بدست می‌آید، محبوب‌ترین نان ایرانی است. این است که شیخ بهایی از علما و دانشمندان قرن دهم هجری را باید مخترع نان سنگک و شکل تنور آن دانست»12

شهر نجف آباد

تاسیس شهر نجف آباد در استان اصفهان یکی دیگر از کارهایی است که انجام آن در دوره سلطنت شاه عباس صفوی صورت گرفته و در منابع تایخی آمده است که این کار به توصیه شیخ بهائی و به خاطر رخ دادی که در آن مقطع زمانی به وجود آمده بوده صورت گرفته است. در دوره حکومت شاه عباس صفوی در حدود سال ۱۰۲۲ ه‍.ق مقداری هدایا و نذورات و جواهرات و پول نقد که بار چندین شتر بود از طرف شاه عباس برای حرم علی بن ابی‌طالب علیه السلام به نجف فرستاده شد.  قافله شتران در این سرزمین بازایستادند و تلاش شتربانان برای حرکت دادن شتران به جایی نرسید. خبر به شیخ بهایی رسید. شیخ در ری فرمودند: دیشب در عالم رؤیا شاه نجف را زیارت کردم. فرمودند: شتران را برهانید و بارشان را به صرف آباد کردن این محل مصرف کنید که اصلح همین است.

شرح حال این داستان را نویسنده توانا ابوالقاسم پاینده در کتاب قدمگاه خود به زیبایی بیان می‌دارند «بیرون شهر معجزه رخ داده بود، چند شتر که با بارهای سنگین از سکه‌های نقره شاه عباس، به راه نجف می‌رفت، پنج فرسنگی پایتخت (اصفهان) در یک دره وسیع ریگی و میان دو رشته کوه، خفتند و دیگر برنخاستند. تلاش شتربانان بی‌اثر بود. یک روز و دوروز گذشت. شتران هنوز خفته بودند. کاروانسالار درمانده شد و به پایتخت خبر داد. همان شب شیخ بهایی مشاور و محرم شاه امام خفته در نجف را به خواب دید که فرمود شتران را رها کنید و اموال را همان جا صرف کنید که صلاح کار همین است؛ و بنایی به نام من بسازید که چنین خواسته‌ام. اراده امام انجام شد. آب آنجا نبود. از راه دور آوردند. درآن ریگزار بنا و صحن و ضریح و گنبدی ساختند با دو باغ در دو سو»13

بعضی از کارهای دیگر

اعمال مفید شیخ بهائی آنقدر زیاد است که فهرست آنها در حوصله این مقاله نیست و البته بعضی از آنها از کارهایی را که به ایشان نسبت می دهند سندیت تاریخی قاطعی برای آن نیست. به طور مثال در بعضی از روایت های تاریخی ساخت مسجد چهار باغ اصفهان که امروزه به مدرسه چهارباغ موسوم است به شیخ بهائی نسبت می دهند و در مورد ابتکار ایشان برای ساخت این بنا بروی لجنزار سخنهایی ارائه می گردد که وقتی بنده سال ساخت این بنا را با سال حیات پربرکت ایشان مقایسه کردم متوجه شدم که همخوانی ندارد. و یا افسانه هایی هم در مورد روحیات عرفانی ایشان ذکر می گردد مانند داستان بچه موشی که شیخ او را در سبدی زندانی می کند و مادر بچه موش برای آزادی فرزندش چندین بار با سکه های طلا نزد او می رود و الی آخر (برای کل داستان به کتاب شیخ بهائی نوشته اسفندیار معتمدی رجوع شود)

اما افعال دیگری هم هستند مانند ابتکار ساختن فوراه های آب برای عمارت هایی که ایشان می ساختند و با استفاده از دانش علمی خود آنها را به گونه ای طراحی می نمودند تا آب بدون اینکه متوری داشته باشد از آنها به هوا فواره بکشد و باعث زیبایی عمارت و حیرت بازدید کنندگان شود.  دیگر از کارهای علمی که به بهائی نسبت می دهند طرح ریزی کاریز نجف آباد اصفهان است که به نام قنات زرین کمر، یکی از بزرگترین کاریزهای ایران است و از مظهر قنات تا انتهای آبخور آن ۹ فرسنگ است و به ۱۱ جوی بسیار بزرگ تقسیم می شود و طرح ریزی این کاریز را نیز از مرحوم بهائی می دانند. دیگر از کارهای شیخ بهائی، تعیین سمت قبله مسجد امام به مقیاس چهل درجه انحراف غربی از نقطه جنوب و خاتمه دادن به یک سلسله اختلاف نظر بود که مفتیان ابتدای عهد صفوی راجع به تشخیص قبله عراقین در مدت یک قرن و نیم اختلاف داشته اند. 

این قبله یابی که با استفاده از ابزارهای آن زمان صورت پذیرفته، تنها هفت درجه با جهت واقعی قبله اختلاف دارد. تزیینات عمده این مسجد از کاشی‌های خشت هفت رنگ است. در مدرسه جنوب غربی مسجد، قطعه سنگ ساده‌ای به شکل شاخص در محل معینی تعبیه شده است که ظهر حقیقی اصفهان را در چهار فصل سال نشان می‌دهد. نقشه و ساخت حرم مطهر رضوی نیز به شیخ بهائی منسوب است و ماجرایی دارد به این صورت که ایشان تمام مراحل ساخت و تکمیل حرم مطهر را تحت نظارت داشتند و در نظر داشته اند که در پایان کار کتیبه با نام ایشان بر سر در نصب شود ولی در انتهای کار سفری برایشان پیش می آید و در بازگشت از سفر متوجه می شوند که ساختمان حرم به پایان رسیده و تولیت حرم در این باره توضیحاتی به ایشان می دهد که برای بیشتر دانستن این مسئله مراجعه شود به کتاب دلشدگان اثر محمد لک علی آبادی.

در یکی از مقالاتی که در مورد کارها و افعال شیخ بهائی می خواندم نام زیبای مقاله برایم بسیار جالب بود و آن نام این بود «اصفهان، نمایشگاه آثار شیخ بهائی» و به راست برای درک مقام علمی شیخ کافیست مدتی در قسمت قدیمی شهر اصفهان که از زیباترین شهرهای تاریخی جهان بوده و امروزه از آن به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام یاد می شود، گذر کرده و به بناهای موجود در آن با دیده دقت و علم بنگرید. زیبایی این شهر تاریخی مدیون افرادی است که یکی از بزرگترین آنها شیخ بهائی می باشد

شیخ در عرصه ادبیات

همانطور که از بزرگان علم و دین انتظار می رودکه از خود آثار فرهنگی برای مردم عصر خود و آیندگان برجای بگذارند. شیخ بهائی نیز از این قاعده مستثنی نیست. شیخ در علوم زمان خود مانند ریاضیات و احادیث، فقه، تفسیر و غیره دارای تالیفات بسیاری است که بالغ بر نود و پنج کتاب و رساله می باشد. از مهمترین انها می توان به : 1-جامع عباسی: از مهمترین و معروفترین رساله های علمی در فقه است که البته این کتاب را شیخ در یک ابتکار نو به زبان فارسی تالیف نموده اند که تا پیش از این سابقه نداشت و اکثر کتب فقهی به زبان عربی بوده است.2-الزبنده فی الصول: مهمترین اثر شیخ است در اصول که تاریخ نگارش آن در سال 1018 صورت گرفته است. 3- کشکول: معروفترین اثر شیخ بهائی است، این کتاب شامل شعرها و نثرهای مورد علاقه شیخ بهائی است که بعضی از آن از خود وی می باشد

4-اربعین: شیخ بهائی این کتاب را در سال 995 ه . ق به اتمام رساند، این کتاب چهل حدیث منتخب شیخ بهائی است به همراه شرح و توضیحات محققانه او در حاشیه احادیث، ظاهرا او این کتاب را پیوسته در سفر و حضر به همراه داشت و از روی آن، برای دانشجویان تدریس کرده، آنهارا به حفظ آن وادار می کرد. بر این کتاب حاشیه هائی نیز نگاشته شده است. همچنین این کتاب توسط محمد بن علي بن خاتون عاملي با نام ترجمه قطب شاهی به فارسی ترجمه شده است 5-مثنوی سوانح الحجاز یا نان و حلوا: این کتاب آمیخته ای از مواعظ، طنز، حکایت، تمثیل و لطایف عرفانی و معارف انسانی است با زبانی روان و دلنشین. 6- صمدیه: این کتاب را شیخ بهائی برای برادر خود عبدالصمد نگاشته و موضوع آن در مورد  علم نحو است 7- مفتاح الفلاح: که شش باب دارد و ...

اساتید و شاگردان شیخ بهائی
این عالم بزرگوار تاریخ ایران، تشیع و اسلام به طور حتم از مکتب درس اساتیدی بهره جسته اند و خودشان هم شاگردانی را پرورش داده اند. ایشان  فقه و اصول، تفسیر، حدیث و ادبیات عرب را نزد پدرش شیخ عزالدین حسین عاملی فراگرفتند، «منطق و کلام و معانی و بیان و ادبیات عرب را نزد نجم ابن شهاب، معروف به ملاعبدالله بهابادی آموختند»14 «کلام و فلسفه را از مولانا افضل قاینی مدرس سرکار فیض کاشانی فرا گرفت. طب را از حکیم عماد الدین محمود، طبیب ویژه شاه طهماسب و مشهورترین پزشک ایران در آن دوره آموخت .صحیح بخاری را نزد ابی الطیف مقدسی فرا گرفت»15 «شیخ عبدالعالی کرکی (متوفی 993) فرزند محقق کرکی ؛ محمّدبن محمّدبن ابی اللّطیف مقدسی شافعی ، که بهائی الجامع الصحیح و دیگر آثار محمدبن اسماعیل بخاری و نیز الجامع الصحیح مسلم را از طریق او نقل می کند.اجازة روایت شیخ بهائی از صحیح بخاری یکی از اسناد کم نظیر است»16

شاگردانی که شیخ بهائی تربیت فرمودند باعث اتفاقی بزرگ در علم و هنر و فقه در جهان اسلام و کشور ایران شدند که ما امروزه از آن با نام مکتب اصفهان یاد می کنیم. افرادی چون ملاصدرای شیرازی ، ملا محمد تقی مجلسی و ملا محسن فیض کاشانی. این افراد خود به تنهایی جهانی را متحول نمودند ملاصدار کسی است که در فلسفه به مقامی رسید که گفته می شود شاید تنها راه حل اتصال بین دو مکتب فلسفی عقل گرایی و تجربه گرایی توسط ایشان حل شده باشد. ملا محمد تقی مجلسی معروف به مجلسی اول که در فقه ید طولایی داشتند و دو کتاب از ایشان به نام های روضة المتقین و لوامع صاحبقرانی به یادگار مانده و از همه مهمتر فرزندی تربیت کردند که بعدها از بزرگترین محدثان تشیع شدند (علامه محمد باقر مجلسی).

مرگ

شیخ بهائی در چهارم شوال سال 1030در شهر اصفهان درگذشت. در مورد مرگ ایشان هم روایتی افسانه ای وجود دارد به این دصورت که روزی شیخ به همراه شاگردان خود برای خواندن فاتحه به قبرستان می روند و بر سر قبرها می نشستند و فاتحه ای نثار درگذشتگان می کردند تا به اینکه به قبر بابا رکن الدین می رسند. ظاهراً شیخ آوایی می شنوند که سخت تکان می خورند از شاگردان خود می پرسند شنیدید چه گفت؟ آنها می گویند نه، شیخ بهائی از آن پس حال دیگری داشتند و همواره دعا و گریه و زاری می کردند و بعد از مدتی شاگردانش از ایشان سوال می کنند آن روز چه شنیدید؟ ایشان می فرمایند: بابا رکن الدین به من گفت آماده مرگ باشم. شش کاه بعد در شوال سال 1030 بدرود حیات می گویند و نزدیک به پنجاه هزار نفر در تشیع پیکرشان شرکت می کنند. بر جنازه او علامه مجلسی اول نماز می گذارند و بعد طبق وصیت خودشان پیکرشان به مشهد مقدس برده می شود و در جوار امام رضا علیه السلام به خاک سپرده می شوند.

حمید رضا مقسمی

منابع
کتاب شیخ بهائی، اثر اسفندیار معتمدی
تاریخ ایران کمبریج، صفویان
صفویان راجر سیوری

ارجاعات
1-روزنامه همشهری، 21 مهر 1387، صفحه 11
2-اعیان الشیعه، سیدمحسن امین، ج ۹، ص ۲۳۴
3- فوائد الرضویه، ص ۲۴۹
4-طبقات اعلام الشیعه، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج ۵، ص ۸۶ـ۸۵، عالم آرای عباسی، اسکندر بیک‌منش، ج ۱، ص ۱۵۶
5- شیخ بهایی زاهد سیاستمدار، ص ۵۰ـ۴۹
6- هدیه الاحباب، محدث قمی، ص ۱۰۹، مجمع الرجال، قهر پایه‌ای، ج اول، ص۳
7-معتمدی، اسفندیار، شیخ بهائی، انتشارات مدرسه،  1394ص  
8-معتمدی، اسفندیار، همان، ص 63
9- سید حسن، حسینی ابری، جغرافیا و مطالعات محیطی سال اول زمستان 1388 شماره2
10- معتمدی، اسفندیار، ، همان، ص 224
11- معتمدی اسفندیار، همان، ص 226
 12- سالنامه کمیته نانوایان تهران، 19 اردیبهشت 1326

13- محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، انتشارات نشر معروف، بی تا، ص 570  
14- مؤلف مشهور «حاشیه بر تهذیب منطق» معروف به «حاشیه ملا عبدالله
 15-روضات الجنات، ج 7، میرزا محمدباقر خوانساری، کتابخانه اسماعیلیان
 16- اسکندر بیگ منشی ، ج 1، ص 156


موضوعات مرتبط: ادیان و عرفان، تاریخی، علمی
[ جمعه دوم آذر ۱۳۹۷ ] [ 21:18 ] [ حمید رضا مقسمی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نوشتن رو دوست دارم, نه اینکه بلد باشم, نه بلد نیستم فقط دوست دارم. همین. نوشته های این وبلاگ همگی دستنویس خود بنده است و استفاده بدون اجازه از نوشته ها پیگرد قانونی داره.

حمید رضا مقسمی
لینک های مفید
لینک های مفید

امکانات وب