مداد سفید
دست نوشته های حمید رضا مقسمی 
قالب وبلاگ

در حالیکه حضرت محمد صلوات الله علیه آخرین روزهای عمر مبارک خویش را می گذراند تقریباً شبه جزیره عربستان در تسلط کامل ایشان و مسلمین قرار گرفته بود و به گفته ویل دورانت چیزی در حدود هفت میلیون نفر (که اغلب آنها را اعراب تشکیل می دادند) در این گستره جغرافیایی به آیین اسلام گرویده بودند. بعد از رحلت ایشان در سال 23 هجری (632 میلادی) خلیفه اول مسلمین ابوبکر بلافاصله بعد از سپری کردن بحران مشروعیت (جنگ های رده) به فکر دست اندازی به سرزمین های مجاور قلمروی مسلمین که تحت کنترل دو امپراتوری بیزانس و شاهنشاهی ایران بود افتاد. اعراب از طریق مزدوران عربی که در سپاه شاهنشاهی ساسانی مشغول به خدمت بودند و یا بازرگانانی که برای تجارت به ایران سفر می کردند با جغرافیا و سیستم حکومتی و از همه مهمتر مشکلات سیاسی که در دو دهه گذشته این شاهنشاهی را ضعیف کرده بود آشنا شده بودند و این توان را در خود دیدند که با یورش به مرزهای ایران بتوانند به اهدافی چون دست یابی به ثروت های افسانه ای ساسانیان، گسترش دین اسلام و دست یابی به موقعیت های جغرافیایی ممتاز مانند شاه راه جاده ابریشم برسند به این جهت حملات اعراب مسلمان از سال 633 میلادی در زمان خلافت ابوبکر آغاز و در زمان خلافت عمر دومین خلیفه ادامه یافت و مسلمین به فتوحات زیادی در قلب سرزمین ایران دست یافتند، در زمان خلافت عثمان ایران بجز معدود مناطقی مانند دیلمان و طبرستان به دست مسلمین افتاد و با به خلافت رسیدن علی بن ابی طالب علیه السلام چهارمین خلیفه این حملات متوقف گردید. 

تصرف خاک ایران به دست اعراب مسلمان حمله ای همه جانبه نبود زیرا آنها تنها با شمشیرهای خود نیامده بودند بلکه این هجوم یک حمله همه جانبه نظامی، دینی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بود. مسلمین با خود خدایی جدید، کتابی جدید، زبانی جدید، اقتصادی متفاوت و فرهنگی متفاوت آورده بودند و آن هم به کشوری که سخت به اعتقادات دینی و فرهنگی و اجتماعی خود پایبند بود و آن را بهترین دینها و فرهنگها می دانست و جامعه ایرانی به یکباره با یک تضاد بسیار شدید مواجه گشت. اعراب به جهت انجام چنین فعالیت عظیمی که همه جانبه می نمود این موضوع را به روشنی درک کردند که تنها با سپاه و نظامی گری نمی توان به این مهم دست یافت به همین جهت از زمان خلافت عمر بن خطاب کوچ دادن قبیله های عرب به داخل فلات ایران آغاز شد تا هم پشتوانه ای برای حضور سیاسی و نظامی آنها باشد و هم تلاش برای ایجاد یک هژمونی همه جانبه بر ملت ایران توسط آنها محقق شود. اولین اقدام برای اینکار هم ساخت شهری در محل شکست رستم فرخزاد سردار سپاه ساسانی به دست سعد بن ابی وقاص در قادصیه بود که نام این شهر را «کوفه» نهادند. این شهر محل اصلی برای پیشبرد مقاصد سیاسی و نظامی و فرهنگی در داخل خاک ایران بود اهداف و سیاست های برنامه ریزی شده در این شهر به مرحله اجرا در می آمد. مردم ایران در مواجه با اعراب با شرایطی مواجه شدند که امروزه از آنها با نامهایی چون ادغام اجتماعی(social integration)، تغییر اجتماعی (social chang)، تعاملات اجتماعی(social relation) و تحولات اجتماعی (social transformation) یاد می شود که حاوی اطلاعات ارزشمندی برای نسل امروز می باشد.

ادغام اجتماعی social integration 

بعد از ورود فاتحان دو اتفاق مهم در زمینه جا به جایی اجتماعی در ایران افتاد، ابتدا عده زیادی از سپاهیان ایران و افرادی که در برابر سپاه متجاوز به دفاع پرداخته بودند و سپس به اسارت اعراب در آمده بودند به عنوان اسیر یا عناوین دیگری چون برده و کنیز به قلمروی اعراب برده شدند، از سوی دیگر عده زیادی از سپاهیان و قبایل عرب که وارد خاک ایران شده بودند در خاک ایران ماندگار شده شروع به زندگی کردند که البته مورد دوم یعنی حضور اعراب در ایران درصد بسیار بیشتری را شامل می شد و تعداد زیادی از قبایل، خاندان ها، گروه های سیاسی، خانواده ها و افراد عرب به دلایل زیادی مانند به دست آوردن غنیمت های جنگی (که در مرحله اول فتوحات علت عمده بود) ترویج دین اسلام، فرار از دست حاکمان مانند ورود سادات علوی و خوراج، شرایط اقلیمی و ... بود که البته ارتباط با مردم بومی بستگی زیادی به این نیات داشت . برخورد ایران و اعراب ولو با خشونت و یا مهربانی باعث شد خواه یا ناخواه میان این دو نژاد متفاوت یعنی هندو آریایی ایرانی و سامی عربی ادغام صورت بگیرد آن هم در تمامی زمینه ها. قبلیه های عرب که بیشترین این مهاجرت ها بر عهده آنها بود اغلب در مناطقی ساکن شدند که با آب و هوا و خلق و خوی آنها سازگاری داشت به همین جهت درصد حضور اعراب در دشت ها و صحراهای فلات ایران مانند قم، کاشان، خراسان و ... بسیار بیشتر از مناطق کوهستانی غرب و یا جنگلی شمال ایران بوده است. به طور مثال در شهر کُمندان که بعد از ورود اعراب خاصه طایفه اشعریان به آن قم نام نهاده شد دو رفتار متفاوت از مردم بومی گزارش شده است به این صورت که [ در قم هرچند در ابتدای حضور آنها را به گرمی پذیرا شدند، در ادامه و به هنگام نماز، به آنها دشنام دادند و سنگ پرانی کردند]1

در مناطقی مانند سمرقند ادغام اجتماعی دو قوم باعث حل اختلافات می شود [از روايت طبري در باب اختلاف بومیان سمرقند با اعراب مهاجر، ميتوان به آميختگي عرب و عجم در شرق ايران پيبرد. آنگاه كه بوميان سمرقند نزد عمربن عبدالعزيز از قُتَيبة بن مسلم به علت اسكان اجباري اعراب در شهر شكايت كردند، عمر دستور داد تا قاضي داوري كند. قاضي حكم به جنگ عربها و بوميان داد تا پيروز ميدان مشخص شود؛ اما مردم سمرقند جنگ را نپذيرفتند] 2 و آمده که چنین گفته اند [ این قوم با ما آميختهاند و ما با آنها، آنها از ما و ما از آنها ايمن شده ايم...] 3 البته در مناطق مختلف اتفاقات مختلفی رخ داد و ممکن بود در منطقه ای برخورد شدید بین دو گروه رخ دهد و یا این برخورد دوستانه باشد البته در مورد برخورد دوستانه این اتفاق احتمالاً در اثر سیاست اعراب نبوده [روابط دوستانه و مسالمت آميز اعراب و ايرانيان، پيامد برنامهاي آگاهانه از سوي كارگزاران مسلمان نبود، بلكه دگرگونيهاي تدريجي به دنبال آميختگي اعراب و ايرانيان، در نتيجه همزيستي، مصاهرت، تجارت و...، در ايجاد اين فرايند مؤثر واقع شد]4 انگیزه ها و نمایان شدن چهره ها هم در این روابط موثر بوده اند به طور مثال قطعاً رفتار اعراب در زمان های متفاوت حکومتی مانند زمان حکومت خلفای راشدین و حکومت امویان با مردم بومی مناطق فتح شده فرق داشته است در این زمینه مردم خراسان مثال خوبی هستند [در خراسان، برخورد اوليه بوميان با حضور اعراب، بي اعتنايي بود؛ با اين فرض منطقي كه اين مهاجران هم مثل بسياري از چادرنشينان بدوي، بزودی اين منطقه را ترك خواهند كرد؛ اما آنگاه كه اعراب بر پرداخت ماليات و جزيه پافشاري كردند، اين بي تفاوتي به دشمني و ستيز تبديل شد و در بسياري از بخشهاي آن شورشهايي برپا شد]5

عوامل ارتباط

بعد از پایان مقاومت های منظم ارتش شاهنشاهی ایران و خاصه بعد از کشته شدن یزدگرد سوم و قبول شکست از سوی اکثریت جامعه ایرانی به وجود آمدن ارتباط میان فاتح و مغلوب لازم می نمود. اعراب صحبت کردن به زبان پارسی را هم نمی دانستند . تفاوت فقط در زبان نبود آشنایی به خط و دیوانسالاری، آشنا نبودن با نوع اقتصاد ایرانی که متکی بر کشاورزی بود و متفاوت با اقتصاد اعراب که متکی بر تجارت بود و سنن و رسوم متفاوت دو گروه لازم می نمود گروهی میان فاتح و مغلوب واسطه باشد تا بتواند ارتباط بین آنها را برقرار کند به همین جهت طبقاتی مانند دهگانان و سپاهیان و بزرگان ایرانی که منافع آنها ایجاب می نمود با فاتحان همکاری کنند این نقش را بر عهده گرفتند [اصولاً استفاده و به کارگیری نیروهای بومی، از جمله روش های نظامی مسلمانان بود. عُمَر به عاملان مرزها نوشته بود، کسانی از «اساوره» پارسی را که به کارشان حاجت است به کمک گیرند و جزیه از آن ها بردارند]6 [بر طبق همین سیاست، بخشی از سپاهیان ایرانی از همان آغاز به خدمت مسلمانان درآمدند و ایشان را در ادامه فتوحات یاری کردند؛ چنان که از سپاه پنج هزار نفری «احنف» در خراسان، یک هزار نفر از پارسیان نومسلمان بودند]7 [این جماعت که کوچک ترین نشانی از همبستگی با دولت قبلی در آنها مشاهده نمی شد و با سقوط ساسانیان، منابع درآمد خود را از دست رفته می دیدند، نقش شایان توجهی در راهنمایی مسلمانان برای فتح سایر نقاط ایفا کردند. از جمله سپاه «اسواران» که در ابتدا سپاهی متشکل از نژاد غیر ایرانی بود که یزدگرد آنها را از «سندیان» گرد هم آورد و سپس انبوهی ایرانی نیز به آنان پیوست، همگی طی شرایطی که جزئیاتش را طبری و بلاذری ذکر کرده اند، اسلام آوردند و در محاصره ی شوشتر با ابوموسی اشعری همراه شدند]8 

 تعاملات اجتماعی social relation

بعد از تسلط کامل اعراب دوران تبادلات و تعاملات اجتماعی بین دو گروه ایرانی و عرب آغاز شد. آنها نیاز به داشتن رابطه با یکدیگر داشتند زیرا بر اثر جبر و یا اختیار هر چه که بود در کنار هم زندگی می کردند و این نیاز تعامل بین این دو گروه را به وجود می آورد [ جذب شدن عرب ها در میان بومیان (ایرانیان) تا پایان دوره اموی گسترش یافت و نمونه های بسیار زیادی از عرب های ایرانی شده را می توان یافت که فارسی سخن می گفتند یا جامه ایرانی پوشیده و رفتار و منش ایرانی بر میگزیدند حال آنکه در زمان اموی یک مرد عرب که با لباس های ایرانی در جامعه ظاهر شده بود مجازات شد] 9 مشخص است که در زمان تقریباً یکصد سال حکومت اموی به دلیل گرایشات شدید عربی و نژاد پرستی آنها تعاملات اجتماعی بسیار کمرنگ بوده ولی در زمان های بعد از آنها خاصه در حکومت عباسیان که منشاء به قدرت رسیدن آنها خراسان و این به قدرت رسیدن با تکیه به عناصر ایرانی از جمله ابومسلم خراسانی بوده تعاملات فرهنگی به صورت بسیار جدیتری دنبال شده است.

اما در این تعاملات ایرانیان با اینکه گروه مغلوب را تشکیل می دادند به هیچ وجه تحت تاثیر کامل گروه غالب و فرهنگی عربی قرار نگرفته اند و بیشتر از اینکه تاثیر گرفته ابشند تاثیر گذاشته اند دلیل این مدعا هم حفظ شدن زبان و فرهنگ ایرانی با وجود تسلط چند صد ساله اعراب مسلمان بر خاک ایران است. [ ایران در هر زمانی شخصیت و واقعیتی را که از اوان تاریخ مضبوط جهان داشته است، از دست نداده است. ایران از لحاظ فرهنگی بیشتر تاثیرگذار بود تا تاثیرپذیر به عنوان نمونه در عصر حاضر هنوز هم قبطیان مصر جشن ایرانی نوروز را با نام نیروز جشن می گیرند]10 در این میان با وجود اینکه زبان عربی زبان کتاب خدا بود و می بایست قرآن و تکالیف دینی با این زبان انجام می شد باز هم زبان عربی زبان محاوره ای ایرانیان نشد و حتی در قسمتهایی از ایران مردم نماز را با زبان عربی می خواندند (رجوع شود به گفتگوی بین علی بن موسی الرضا علیه السلام و عده ای از ایرانیان که نماز را پارسی ادا می کردند). جالب اینجاست که این تعاملات اجتماعی فقط در محدوده مردان نبوده بلکه در این میان به رابطه میان بانوان ایرانی و عرب هم اشاراتی شده چنانچه [همسر سَلم بن زياد در سمرقند در سال 61 هجری صاحب فرزندي شد و براي جشن زايمان زيورهاي زن شهريار سغد را به عاريت گرفت و بازپس نداد]11 و این احتمال هم می رود که خردسالان هم در این باره نقش های مهمی را ایفا کرده باشند.

تغییر اجتماعی social chang

برای یافتن تغییر اجتماعی به وجود آمده در بدنه ایران به واسطه حمله اعراب می بایست یک تعریف از تغییر اجتماعی داشت که همه روی آن توافق نظر داشته باشند. «تعییر اجتماعی بر عکس عبارت است از پدیده های قابل رویت و قابل بررسی در مدت زمانی کوتاه به صورتی که هر شخص معمولی نیز در طول زندگی خود یا در طول دورة کوتاهی از زندگیش می تواند یک تغییر شخصاً تعقیب نماید ، نتیجة قطعی اش را ببیند و یا نتیجة موقتی آن را دریابد . علاوه بر این تغییر اجتماعی در محدوده یک محیط جغرافیائی و اجتماعی معینی صورت می پذیرد» این تعریفی بود که در دوره درسی از تغییر اجتماعی به ما آموزش داده شد .اجتماعات بشری از ابتدای تاریخ بر اثر عوامل مختلف از اقیلمی گرفته تا سیاسی و اقتصادی دچار تغییر می شدند که شدت و حدت این تغییرات با شدت عوامی آن تغییر در رابطه مستقیم بوده است. حمله اعراب به ایران هم تغییراتی را در بدنه کشورمان در مدت زمان کوتاه به وجود آورده است که البته در مناطق مختلف و در زمان های مختلف نوع تغییر، شیوه اعمال تغییر و شدت آن متفاوت بوده است.

به طور مثال مناطق غربی شاهنشاهی ساسانی مانند تیسفون و انبار که از قبل از اسلام شاهد ترکیب جمعیتی مختلط ایرانی و عرب بوده دچار تغییرات زیادی شده که این تغییرات با توجه به نزدیکی جغرافیایی به شبه جزیره عربستان، برخورد با اعراب در اوج عصبیت مهاجمان (یعنی موقعیت زمانی ابتدایی) و شرایط اقیلمی شبیه به مناطق عربی این تغییرات زیاد و گسترده بوده است ولی در مناطقی مانند گیلان و طبرستان که هم از نظر جغرافیایی صعب العبور بوده اند و هم اسلام با مهاجران به آنجا وارد شده نه زور شمشیر و موقعیت زمانی متفاوت با سالهای اولیه اسلام باعث شده تغییرات کمتری در اجتماعات آن دیار صورت بگیرد. یکی از این تغییرات اجتماعی نامگذاری عربی یا تعریب است که باعث شد خیلی از چهره های به نام تاریخ ایران زمین به واسطه نامگذاری عربی به نفع اعراب مصادره فرهنگی شوند. مسئله دیگر نسب ولاء که رسمی جاهلی است می باشد که باعث می شد فرد و یا عده ای از ایرانیان به اصطلاح در پناه قومی از اعراب قرار بگیرند و به آنها موالی آن قوم گفته شود که بعدها به کار بردن این موالی برای تحقیر ایرانیان استفاده می شد.

در این باره ولهاوزن می گوید: [نامگذاری عربی یا همان تعربی از سوی ایرانیان و پیوستن آنان به قبایل عرب برای به دست یابی حقوق و مزایایی بود که اعراب از آن برخوردار بودند] 12 تغییر عمده دیگر مردم ایران در نحوه زندگی مرتبط با اقتصاد بود، سابق بر این مردم ایران مالیات هایی بسته به نوع شغل و معیشتشان به کارگزاران حکومت ساسانی پرداخت می کردند ولی با هجوم اعراب به ایران قضیه فرق کرد و آنها در صورت مسلمان شدن می بایست مالیاتهایی مانند خمس و زکات پرداخت می کردند و در صورت باقی ماندن در آیین خود می بایست مالیات سنگینی به نام جزیه پرداخت می نمودند که همین جزیه باعث شد تا خیلی از مردم ایران در اثر فشار اقتصادی ناشی از آن مجبور به پذیرش آیین اسلام شوند تفاوت در اقتصاد متکی بر تجارت عربی با اقتصاد متکی بر کشاورزی ایرانی که زیر مجموعه هایی مانند تقویم را هم شامل می شد باعث شد تقویم خورشیدی ایران تحت تاثیر تقویم قمری اعراب قرار بگیرد و بسیاری از سنن و رسوم فرهنگی کشور در اثر این اتفاق نابود و یا کمرنگ گردند.

تحولات اجتماعی social transformation

همچنین برای یافت تحولات اجتماعی سرزمین ایران بعد از هجوم اعراب مسلمان ابتدا می بایست یک تعریف از تحول اجتماعی مورد قبول ارائه داد. «معمولاً تحول اجتماعی را مجموعه ای از تغییرات می دانند که در طول یک دوره طولانی طی یک یا شاید چند نسل در یک جامعه رخ می دهد . بنابراین تحول اجتماعی بر اساس تعریف فوق مجموعه فرایندهائی است که در یک مدت زمان کوتاه نمی توان آن را ملاحظه کرد . تحول اجتماعی را می توانیم به مثابه منظرة واحدی بدانیم متشکل از توده ای از جزئیات که جز از ارتفاع زیاد قابل رویت نیست» به عقیده بنده (نگارنده مطلب) به عنوان یک عضو کوچک در دریای تاریخ نگاری و تاریخ پزوهی ایران مهمترین تحول اجتماعی ایران بعد از حمله اعراب پذیرش دین اسلام در میان اکثریت جامعه کشور بود که البته این مهم همانطور که یک تحول اجتماعی نیازمند آن است در طول زمان زیاد چیزی در حدود سه قرن صورت گرفت که عوامل زیادی از جمله ترس از مهاجمان، مسائل اقتصادی، باور قلبی و ... در آن نقش داشت. لازم به ذکر است که مشکلات عدیده آیین مزدیسنا و روحانیون مرتبط با آن در این پذیرش بی رابطه نبود.

تحول مهم اجتماعی دیگر از بین رفتن نظام طبقات اجتماعی بود که شاهنشاهی ساسانی بسیار بر آن پای می فشرد. این معضل اجتماعی (نظام طبقاتی) باعث به وجود آمدن نارضایتی در میان ایرانیان شده بود که در بعضی از اوقات این نارضایتی ها به شورش هم ختم می شد و قیام مزدک بامدادان و تلاش او برای از بین بردن این نظام موید این مطلب است و داستان نوشیروان و کفشگر نشان دهنده آن. شعار اسلام تساوی بود و این باعث شده ولو در ظاهر هم که شده نظام طبقاتی از بین برود [انتقال اسرای جنگی ایرانی به مدینه و شهرهای دیگر و مشاهده ساده زیستی خلفای اسلامی از جمله مولای متقیان علی (ع) و والیان سرزمین های اسلامی، از دیگر عوامل ترغیب ایرانیان به اسلام بوده است] 13 این فروپاشی در تمامی طبقات یکسان نبود به طور مثال طبقه شاهان و شاهزاده ها و درباریان در همان ابتدا فروپاشید ولی سایر طبقات نه [ از همان ابتدا موبدان جايگاه اجتماعي خود را از دست دادند و در تاريخ جديد ايران نقش مهمي ايفا نكردند و به طور كلي به حاشيه رانده شدند. نظاميان نيز بيشترشان در همان ابتداي فتوحات، غير از افرادي كه در جنگها و لشكركشيها از بين رفتند، ميدانهاي جنگ را رها كردند يا به صورت گسترده تسليم اعراب شدند و با آنها در فتوحات بعدي سهيم شدند، مانند حمراء ديلم كه پيش از دبيران و دهقانان به خاطر نياز  اسلام آوردند و در شمار مواليِ قبيله تميم درآمدند. اداري و ديواني حكومت به آنها، جايگاه خويش را حفظ كردند. در وضع كشاورزان نيز تغييري ايجاد نشد، فقط اربابان آنان تغيير كردند و صنعتگران و پيشهوران و بازرگانان نيز به علت رشد 3 شهرها و رونق تجارت، اوضاع و احوالشان بهبود يافت]14

نتیجه

کشور ما ایران از ابتدای تاریخ شرایط و موقعیتی های متفاوتی را تجربه کرده است از دوران شکوه و جلال تا شرایط شکست و خواری اما در تمامی این دورانها هیچ چیز از اعتبار فرهنگی و هویتی آن کاسته نشده. حملات زیاد اقوام مختلف از یونانی و رومی گرفته تا عرب و مغول با اینکه دوران سختی را برای کشورمان رقم زده ولی رفتار مناسب مردم کشور در مواجه با این وضعیتها و درک خوب شرایط باعث شده بقای انسانی و فرهنگی ملت ایران تا به امروز حفظ شود. یکی از حملات گسترده به خاک کشورمان از سوی اعراب مسلمان صورت گرفت که وضعیت نابسامانی را برای کشور ما به وجود آورد. اما ایرانیان که مسلمان شده بودند این حمله را درک و شکست را پذیرفته و خود را برای آینده اماده نمودند. ایرانیان اسلام را پذیرفتند اما زبان و فرهنگ خود را مانند دیگر ملل مغلوب عربها مانند مصریان و بربرهای شمال آفریقا از دست ندادند و به قول مرحوم آقای مطهری خدماتی متقابل بین اسلام و ایران رد و بدل شد. امروز ایران اسلامی است ولی ما عرب زبان نیستیم و فرهنگ خودمان را داریم و این مسئله به علت تلاش اجداد سختکوشمان بوده است. یادشان گرامی باد.

حمید رضا مقسمی

استاد: جناب آقای دکتر حسن باستانی راد

مقالات:

پيامدهاي اجتماعي مهاجرت قبايل عرب به ايران. نوشته خانوم زهره دهقانپور

جامعه ی ایرانی در مواجهه با اعراب مسلمان. نوشته حسین مفتخری

پیامدهای فرهنگی مهاجرت قبایل عرب به ایران تا پایان دوره اموی نوشته آذرتاش آذرنوش و زهره دهقانپور

پذیرش اسلام از سوی ایرانیان اجبار یا اختیار، نوشته مختار مسعود

ارجاعات

1.قمي،254؛ قس: تاريخ ايران پژوهش كمبريج، 4/31-30.

2.دهقانپور، زهرا، مقاله پيامدهاي اجتماعي مهاجرت قبايل عرب به ايران

3. تاریخ طبری، جلد ششم، صفحه 568، 1368

4.چوكْسي، جمشيد گرشاسپ، ستيز و سازش، صفحه 50، ترجمه نادر مير سعيدي، تهران، ققنوس، 1381ش.

5.دانیل، التون، اسکان اعراب در ایران، نیویورک، 1982

6. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج 2، ص 335

7. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، تصیح رضوان محمد رضوان، ص389

8. بلاذری، همان، ص 366

9. طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج 5 ص 473

10. لوی، روبن، میراث مشترک، نظری اجمالی بر حوزه فرهنگ و تمدن شرق ایران و ماوراءالنهر از کوروش تا تیمور، ص 80

11. بلاذری، همان، ص399

12. ولهاوزن، یولیوس، تاریخ دولت عربی، قاهره، ترجمه حسین مونس، ص 470

13. ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ج8، ص269-244

14. نيكو، محمود، «مهاجرت قبايل عرب به خراسان و پيامدهاي فرهنگي آن در دو قرن اول هجري»، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تربيت معلم، 1386 


موضوعات مرتبط: تاریخی
[ شنبه هشتم آذر ۱۳۹۹ ] [ 8:30 ] [ حمید رضا مقسمی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نوشتن رو دوست دارم, نه اینکه بلد باشم, نه بلد نیستم فقط دوست دارم. همین. نوشته های این وبلاگ همگی دستنویس خود بنده است و استفاده بدون اجازه از نوشته ها پیگرد قانونی داره.

حمید رضا مقسمی
لینک های مفید
لینک های مفید

امکانات وب