مداد سفید
دست نوشته های حمید رضا مقسمی 
قالب وبلاگ

خلافت نوعی از حكومت بود كه در بعد از رحلت نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه در بلاد اسلام ‍پایه ریزی شد. این سیستم حکومت از سال 11 هجری قمری، در اشکال مختلف آن یعنی خلافت راشیدن (ابابکر، عمر بن خطاب ، عثمان بن عفان و علی بن ابی طالب علیه السلام) تا سال 41 هجری قمری، خلافت بنی امیه تا سال 132 هجری قمری و خلافت بنی عباس تا سال 656 هجری قمری، چیزی در حدود 645 سال ادامه داشت. این سیستم از حکومت در دوران مختلف با فراز و نشیب‌هایی همراه بود و ابعاد قدرت خلفا و سرزمین‌های تحت حکومت آنها کم و زیاد می‌شد و حتی معارضانی چون فاطمیان در مصر، امویان در آندلس، نزاریان در ایران و قرمطیان در احساء به صورت موازی با خلفا حکومت می‌کردند. اما در کل مشروعیت حکومت بر جامعه اسلام بنا بر آیاتی از کلام الله مجید به مانند آیه 59 سورهء نساء که الله تعالی مومنان را به اطاعت از خویش، رسول الله و صاحبان امر، ملزم می‌سازد، و احادیثی از رسول خدا صلوات الله علیه به مانند حدیث امامان از قریش هستند در حیطه خلفا بود و حتی حکومت‌های دیگر در حوزه خلفات از «حکام تنفیضی» به مانند طاهریان و سامانیان و یا «حکام تفویضی» به مانند صفاریان و غزنویان، هم با تایید خلیفه مسلمین که به صورت دادن منشور و لوای حکومت بود، مشروعیت می‌یافتند.

یکی از عوامل مهم و شاید تنها علت مهم دوام حکومت خلفا، خاصه حکومت بنی عباس که بیش از ‍پانصد سال حکومت کردند، همین مشروعیت دینی بر پایه متون دین اسلام (قرآن و احادیث) بود که توسط افرادی چون روحانیون و متکلمان به مردم عادی تفهیم می‌شد،و اینکه اغلب کسانی که قصد براندازی حکومت خلفا را داشتند، یا به مانند صفاریان و خوارزمشاهیان به واسطه همین مشروعیت میان مردم، موفق به اینکار نمی‌شدند و یا به مانند دیلمیان (آل بویه) و سلجوقیان حتی بعد از فتح بغداد (مرکز خلافت) باز به دلیل وجود این مشروعیت دینی مجبور به حفظ خلیفه ولو به صورت ظاهری بودند. اما تاریخ به ما نشان داده که مبانی مشروعیت بخشی هر چه از زمان تولد این مبانی می‌گذرد کم رنگ شده و قدرت اولیه خود را ندارد. اگر اوج عصبیت (واژه استفاده شده توسط ابن خلدون) حکومت خلفا را در سال رحلت رسول الله در نظر بگیریم (11 هجری قمری) در سال 656 بسیار کمرنگ شده بود و معارضان زیادی در بلاد اسلامی داشت. اما اتفاقی که در سال 656 رخ داد با تمام مشکلات حکومت خلفا قبل از آن بسیار متفاوت بود. آن اتفاق ای بود که تهدید جدید این نظام حکومتی نه از داخل بلاد اسلام بلکه از خارج آن وارد شده بود و هیچ احترامی نه برای خلفا حتی برای دین اسلام قائل نبود. این تهدید جدید مغولها بودند.

مغولان به سرکردگی چنگیزخان به واسطه واقعه اترا (قتل تجار منسوب منسوب به مغولان توسط غایرخان حاکم شهر اترا) در سال 616 هجری قمری به ماوراء النهر لشکر کشیده و با از هم پاشیدگی سپاهیان محمد خوارزمشاه و از آنجا که قدرت مهم دیگری در مقابل آنها نبود خیلی زود از جیهون گذشته و خاک ایران را در نوردیدند. بعد از مرگ چنگیز ابتدا «اوکتای قاآن»، بعد از وی «گیوک» بر تخت سیادت مغولان نشستند. بعد از مرگ گیوک و در قوریلتا (مجمع تعین خان مغول)ی تعیین منگوقاآن، خان جدید وارث گیوک عده‌ای در پیشگاه خان مغول از نابسامانی‌های به وجود آمده توسط حکومت اسماعیلیان نزاری (وارثان حسن صباح) و خلافت عباسی بغداد در غرب قلمرو مغولان شکوه کردند. منگوقاآن برادر خود «هلاکو» را مامور رسیدگی به این دو حکومت کرد و هلاکو نه با سرعت بلکه به آرامی به ایران لشکر کشید. وی ابتدا موفق شد قلاع اصلی نزاریان چون الموت را با مذاکره با رکن الدین خورشاه (آخرین امام نزاری الموت) واداری به تسلیم و سایر قلاع را با توسل به قوه قهریه تصرف کند. بعد از آن هلاکو آهنگ فتح بغداد را کرد. در منابع آمده که وقتی سپاهیان هلاکو عازم بین النهرین شدند، در راه مسلمانان آنها را از کشتن خلیفه برحذر می‌داشتند که و می‌گفتند اگر خلیفه کشته شود خورشید دیگر طلوع نکرده و گیاهان نخواهد روئید.

اما قضیه اینبار فرق داشت. فرقش این بود که مهاجمان (مغولان) اعتقادی به آئین اسلام نداشتند تا این صحبت‌ها عزمشان را برای فتح بغداد و برانداختن دستگاه خلافت سست نماید. هلاکو به وسیله بایجو و جورماغون (سردارانش) موفق به شکست س‍پاهیان آخرین خلیفه عباسی «المعتصم بالله» شد. هلاکو معتصم را به اسارت درآودهو به قتل رسانید و طومار دستگاه خلافت و دودمان عباسیان را در هم ‍پیچید. بعد از مرگ معتصم بالله، نه خورشید خاموش شد و نه رشد گیاهان دچار وقفه گردید، و نه آنطور که سعدی برای مرگ معتصم سروده بود آسمان خون نگریید (آسمان را حق بود بر خون بگیرد بر زمین/در زوال ملک مستعصم امیر المومنین. سعدی) باری، شاید در شرایط امروز رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا دونالد ترامپ تا حدودی رفتاری شبیه به هلاکو داشته باشد. وی بر خلاف تمام موازین بین المللی در یک اقدام سریع نیکولاس مادورو رئیس دولت ونزوئلا را دستگیر و روانه زندان کرد و بعد از آن برای جنگ با ایران به خاورمیانه لشکر کشید. تهدید و ترساندن این هلاکوی قرن بیست و یکم به تبعات این رخداد شاید بی جهت باشد زیرا وی اعتقادی به مبانی به وجود آوردنده این اعتقادات ندارد تا از آن بترسد.

حمید رضا مقسمی


موضوعات مرتبط: تاریخ
[ چهارشنبه پنجم فروردین ۱۴۰۵ ] [ 21:20 ] [ حمید رضا مقسمی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نوشتن رو دوست دارم, نه اینکه بلد باشم, نه بلد نیستم فقط دوست دارم. همین. نوشته های این وبلاگ همگی دستنویس خود بنده است و استفاده بدون اجازه از نوشته ها پیگرد قانونی داره.

حمید رضا مقسمی
لینک های مفید
لینک های مفید

امکانات وب