|
مداد سفید دست نوشته های حمید رضا مقسمی
|
هر سازمان و شاکله ای در این دنیا ارکانی دارد که بر پایه آن ارکان استوار می باشد، دین مبین اسلام هم که توسط خداوند متعال فرستاده شده دارای ارکانی است که این ارکان به هم پیوسته و از هم جداناشدنی هستند و ما برای درک درست و داشتن ایمان قلبی به این آیین پاک باید این ارکان را شناخته و به تمامی آن ایمان بیاوریم. بعد از ذات اقدس الهی که همه بود و نبود ما در ید قدرت لایتناهی اوست دو رکن اساسی در دین مبین اسلام رسالت حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و معجزه جاوید ایشان کلام الله مجید است که این دو از هم جداناشدنی هستند و به هیچ وجه نمیتوان یکی را بدون شناخت دیگری شناخت و یا درک کرد. اگر ما بخواهیم رسول مکرم اسلام صلوات الله علیه را به درستی بشناسیم باید کلام آسمانی خدا که قرآن است را بشناسیم و بلعکس اگر بخواهیم کلام الله مجید را به درستی درک کنیم باید فرستاده خدا که این آیات را برای ما آورده اند را به درستی بشناسیم. البته این باب از تحقیق چنان وسیع و پیچیده است که اگر بگوییم تمامی مردم دانشمند علوم آسمانی شده و در باب آن رساله و کتاب بنویسند باز هم جای تحقیق بوده و قطره ای از این اقیانوس بزرگ علم و معرفت درک نشده است. به جرات می توان گفت که حتی نام بردن از مقالات و رسالات و کتبی که در این باب نوشته شده می تواند خود به تنهایی کتابی قطور را تشکیل دهد. معهذا بنده به عنوان یک دانشجوی کوچک به فرمایش استادم جناب آقای دکتر حمید رضا صفاکیش کاشانی بر آن شدم تا به اندازه درک و فهم ناقص خود در این باب تحقیقی کنم و چند خطی را به یادگار به جا بگذارم. لازم به ذکر است این نوشته کوتاه که بنا بر حوصله کلاس درس نوشته شده می تواند ناقص، دارای اشتباه و یا دچار کاستی های فراوان باشد و چون بحث بحث بسیار بزرگی می باشد از خواننده محترم خواهش می کنم در صورت داشتن ایراد فنی آن را گوشزد کنند. برای درک درست ازیک واقعه تاریخی چه دینی و یا غیر دینی همیشه باید چند عنصر را در نظر گرفت و به زمان و مکان تجلی آن پدیده دقت کرد زیرا ما تصوراتی داریم که برخواسته از زمان حیات و مکان زندگی خود ماست و نمی توانیم با این ذهنیت به شناخت پدیده های تاریخی برویم که مربوط به صدها و یا هزاران سال قبل است، موضوع این تحقیق هم دو جنبه تاریخی و دینی توامان دارد و ما برای درک مقام رسول گرامی اسلام و کتاب آسمانی قرآن باید یک نگاه به زمان و مکان ظهور و تجلی این دو عنصر آسمانی بیندازیم و همچنین باید کمی به عقب تر هم برگردیم ، زیرا که رسول مکرم اسلام در خاندانی متولد شده اند که اصل و نسبشان به دودمان نبوت پیوند می خورد و این ریشه و سیر حرکتی اجداد ایشان به مکانی که در آنجا آیین اسلام ظهور یافته باید به دقت مورد مطالعه قرار گیرد. امیدوارم بتوانم در این مورد موفق باشم.
در آن محل خشک و بی آب و علف به اذن خدا چشمه ای می جوشد که نامش را زمزم می نهند و با این آب آن محل (مکه مکرمه) آباد شد. بعد از تجدید بنای خانه کعبه حضرت ابراهیم علیه السلام به امر خداوند متعال همسر خود هاجر سلام الله علیه و حضرت اسماعیل علیه السلام را با دعایی که در آیه 37 سوره ابراهیم آمده به خداوند متعال می سپارد و خود رهسپار سرزمین کنعان می شود. حضرت اسماعیل علیه السلام در آن سرزمین با اهالی منطقه که از پیش در انجا زندگی می کردند وصلت نمود و حاصل ازدواج ایشان فرزندانی شد که عرب عدنانی را تشکیل دادند. این شجره ادامه پیدا کرد و این نسل حافظ دین حنیف ابراهیمی شدند که حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزندش حضرت اسماعیل علیه السلام با خود به آن سرزمین آورده بودند و خدای واحدی را ستایش می نمودند که نامش الله بود.اما متاسفانه به مرور زمان در این دین یکتا پرست شرک وارد شد. شرک وارد دین شد و اعراب خانه خدا را تبدیل به بت کده کرده و در آن بت ها را می پرستیدند. اعراب نه تنها در پرستش بلکه در فرهنگ و بسیاری از مسائل اجتماعی دیگر دچار مشکلات فاحشی شدند که می توان از زنده به گور کردن فرزندان دختر در بدو تولد. جنگ های قبیله ای بعضاً طولانی مدت بر سر مسائل پوچ، فخر فروشی بر اساس نظام طبقاتی و قبلیه ای بر یکدیگر و غیره نام برد. در چنین شرایطی بود که پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی که سلام خدا بر او باد دیده به جهان گشود. شجره حضرت محمد صلوات الله علیه بدین شکل بود محمّد پسر عبدالله پسر عبدالمطلّب پسر هاشم پسر عبدمناف پسر قصی پسر کلاب پسر مرّة پسر کعب پسر لوی پسر غالب پسر فهر پسر مالک پسر نضر پسر کنانة پسر خزیمة پسر مدرکة پسر الیاس پسر مضر پسر نزار پسر معد پسر عدنان پسر اذر پسر الهمیس پسر سلامن پسر الپسرت پسر حمل پسر قیدار نبی پسر اسماعیل علیه السلام. ولات حضرت محمد صلوات الله علیه توسط برخی مانند ابن هشام عام الفیل (سالی که ابرهه حاکم یمن به قصد ویران کردن خانه کعبه با سپاهی فیل سوار به حجاز حمله کرد و در راه توسط سنگ ریزه هایی که پرندگان حمل می کردند از پای در آمدند، آن سال توسط عرب عام الفیل نام نهاده شد) ذکر شده ولی به درستی معلوم نیست عام الفیل چه زمانی بوده است، اما از آنجا که رسول الله به گفته مورخین در سال 632 میلادی رحلت فرمودند و در زمان رحلت شصت و سه سال از عمر با برکتشان می گذشت می توان گفت که تولد ایشان یکی از سالهای 569 یا 570 میلادی بوده است. نبی مکرم اسلام در بدو تولد پدر گرامیشان را و در سن شش سالگی مادر مکرمه خود را از دست دادند و در کودکی تحت سرپرستی عموی بزرگوارشان حضرت ابوطالب سلام الله علیه قرار گرفتند که در دامان خود دو خورشید عالم تاب جهان هستی را پرورش داد . آیین مذهبی رسول خدا قبل از نبوت
دراین باره حضرت علی علیه السلام می فرمایند: از روزی كه پیامبر از شیر گرفته شد خدا او را با بزرگترین فرشته قرین و همراه ساخت تا به وسیله آن فرشته بزرگوارییها را بپیماید و به نیكوترین اخلاق، آراسته گردد. [3] حضرت از همان ابتدای تولد برای امانت بزرگ خدا که همان آیین اسلام بود آمده می شدند و خدا پرست بوده اند و بغیراز وجود مبارک ایشان در شبه جزیره عربستان بودند مردمان عربی که به دین یکتاپرستی که حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزندشان حضرت اسماعیل به یادگار گذاشته بودند اعتقاد داشتند و خدای احد و واحد که الله بود را مورد پرستش قرار می دادند، اعراب با نام «الله» که با کلمات «ایل» و «ال» (بابل = باب+ال یا دروازه خدا) که اسمهای خداوند در تمدن های بین النهرین و سامی نژاد است از گذشته ها آشنا بودند بعضی از آیین ها مانند ماه های حرام شب های قدر هم قبل از اسلام وجود داشته.
کلام الله مجید در بیست و سه سال نبوت رسول مکرم اسلام بر ایشان عرضه شد، البته در این باب هم دیدگاه های خاصی وجود دارد به این صورت که طبق آیات : 185 سوره بقره «شَهرُ رَمَضانَ الَّذِی اُنزِلَ فیهِ القُرءانُ» و آیه 3 سوره دخان«اِنّا اَنزَلنـهُ فی لَیلَةٍ مُبـرَکَةٍ» و آیه 1 سوره قدر اِنّا اَنزَلنـهُ فی لَیلَةِ القَدر این امر مشخص می شود که نزول کلام الله مجید در یکی از شب های قدر ماه مبارک رمضان صورت گرفته است در حالیکه آغاز بعثت رسول خدا صلوات الله علیه در ماه رجب بوده است! در این باره هم دو دیدگاه وجود دارد به این صورت که عده ای معتقد هستند که بعثت پیامبر با نزول پنج آیه اول سوره علق آغاز شده بنابر این بعثت ایشان در ماه مبارک رمضان بوده است و عده دیگر بر این اعتقاد هستند که ابتدا رسول الله در ماه رجب به پیامبری مبعوث شدند و سپس در ماه رمضان همان سال و یا سال بعد قرآن به ایشان نازل شد، بنابر این بعثت پیامبر همزمان با نزول قرآن نبوده است. [5] در مورد نزول این آیات آسمانی بر رسول الله دو دیدگاه دفعی (یکجا) و تدریجی وجود دارد، عده ای معتقد هستند که قرآن بصورت دفعی و یکجا بر حضرت محمد صلوات الله علیه نازل شده و ایشان بصورت تدریجی آن را بر مردم عرضه داشته اند ولی عده دیگری از علما بر این اعتقاد هستند که کلام خدا بصورت تدریجی در بیست و سه سال نبوت آن حضرت بر ایشان عرضه گشته است. در این باره در کتاب قرآن آیاتی هست که می توان از آنها جواب این سوال را تا حدی به دست آورد مثلاً در آیه 106 سوره اسرا خداوند می فرمایند «وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلاً» به این معنی که : و قرآن را جدا جدا نازل ساختیم تا با درنگ آنرا بر مردم بخوانی و آنرا بتدریج نازل ساختیم. و یا آیه 32 سوره فرقان «وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً کَذَلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَکَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا» کافران گفتند: چرا قرآن یکجا بر او فرود نمی آید؟ این چنین می کنیم تا بدین وسیله تو را استوار سازیم و آنرا به صورت ترتیل (تدریجی) بر تو می فرستیم. این این آیات و چند آیه دیگر مشابه این چنین استنباط می شود که نزول قرآن بر حضرت محمد تدریجی بوده است و ایشان در بیست و سه سال نبوت خود این آیات را دریافت کرد و در پایان کتاب قرآن با 6236 آیه، 114 سوره و سی جزء تقسیم شد سوره های قرآن به دو صورت دیگر هم طبقه بندی شده که بسته به مکان نزول بوده به این صورت که وقتی رسول الله در مکه تشریف داشتند سوره هایی که نازل شده مکی و وقتی ایشان در مدینه تشریف داشتند سوره های نازل شده مدنی می باشند. در باب نوشته شدن آیات خدا چون رسول مکرم اسلام در ظاهر بی سواد بودند وظیفه کتابت قرآن به عهده چند تن از نزدیکان و صحابه ایشان قرار گرفت افرادی که مشهورترین آنها علی بن ابی طالب علیه السلام، زید بن ثابت، ابی بن کعب انصاری بودند ولی از افراد دیگر که تعدادشان نزدیک به چهل نفر هم می رسد به عنوان کاتب وحی نام برده شده اشخاصی مانند: سعد بن عبید، ابوالدرداء، معاذبن جبل، ابوزید ثابت زید، ابی بن كعب، عبید بن معاویه بن یزید[6] کاتبان وحی آیات قرآن را بر اشیائی مانند پوست، استخوان کتف شتر، حریر و پارچه می نوشتند، در مورد خط نگارش کلام الله غالباً کاتبان قرآن را با خط نسخ عربی می نگاشتند [7] عده ای معتقد هستند که قرآن با خط کوفی که اقتباسی از خط سریانی و یا خط پهلوی و خط پهلوی هم اقتباسی از خط آرامی بوده نگاشته میشده ولی خط کهن ترین نسخه کلام خدا که در موزه لندن قرار دارد بیشتر شبیه خط نسخ است تا کوفی [8] در مورد جمع آوری قرآن چند دیدگاه وجود دارد که بنده با توجه به بی اطلاعی کاملاً یکی از آنها را نقل می کنم: جمع آوری قرآن در سه مرحله انجام شده است. مرحله اول: مرحله نظم و چینش آیات در کنار هم که شکل سوره ها را به وجود آورد این کار در زمان خود پیامبر (ص) و به دستور حضرت بوده و جای هر آیه را خود حضرت مشخص می نمودند. مرحله دوم: جمع کردن مصحف ها و صفحات جدا جدا و یکی کردن آنها و در جلد قرار دادن آن که در زمان ابوبکر انجام شد. مرحله سوم: جمع آوری تمام قرآن هایی که توسط کاتبان وحی نوشته شده بود و یکی کردن آنها برای جلوگیری از اختلاف قرائت که در زمان عثمان انجام شد.[9] در مورد حالات پیامبر در هنگام نزول وحی نقل شده که : از جمله حالتهای رسول خدا صلوات الله علیه هنگام دریافت وحی، احساس فشار شدید، کوفتگی و عرق کردن بوده است؛ چنان که فرمودهاند: «أحیانا یأتینی مثل صلصلة الجرس و هو أشده علی فیفصم عنی ...» یعنی: «گاهی مانند صدای زنگ میآید و این شدیدترین حالت وحی بر من است که توان مرا میگیرد»[10] حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «موقعی كه سوره مائده بر پیامبر نازل شد، ایشان بر استری به نام «شهبا» سوار بودند وحی بر ایشان سنگینی كرد، به طوری كه حیوان ایستاد و شكمش پایین آمد دیدم كه نزدیك بود ناف او به زمین برسد، در آن حال پیامبر از خود رفت و دست خود را بر سر یكی از صحابه نهاد» [11]عباده بن صامت می گوید: «هنگام نزول وحی گونه های پیامبر(صلی الله علیه و آله) درهم می كشید و رنگ او تغییرمی كرد در آن حال سر خود را فرو می افكند و صحابه نیز چنین می كردند»[12] امام صادق(علیه السلام)در روایتی فرمودند: این حالات برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) هنگام وحی مستقیم رخ میداده است.[13]
گذشته از بعضی از صفات ناپسند که اعراب در زمان جاهلیت داشتند مانند زنده به گور کردن فرزندان دختر، راهزنی و جنگ های بی دلیل به گونه ای که مولا علی علیه السلام در خطبه 26 نهج البلاغه در این باره می فرمایند: «خداوند، محمد صلّی الله علیه وآله را بیم دهنده جهانیان، و امین وحی و كتاب خود مبعوث نمود. و شما گروه عرب در بدترین یین و بدترین جاها بسر می بردید. در میان سنگلاخ ها و مارهای كر اقامت داشتید. آب های لجن را می آشامیدید و غذاهای خشن می خوردید و خون یكدیگر را می ریختید، و از خویشاوندان دوری می كردید، بت ها در میان شما سرپا بود، از گناهان اجتناب نمی نمودید» با اینکه اعراب در صفات زشت و ناپسند زیادی داشتند که به خاطر همین صفات به اعراب جاهلیت معروف بودند ولی بودند خصوصیات نیکویی که در میان آنان رواج داشت، خصوصیاتی مانند مهمان دوستی به گونه ای که اگر عربی تنها شتری داشت آن را برای غذای مهمان قربانی می کرد و یا شجاعت. علم سخنوری و شعر و ادبیات هم از خصایل نیکوی عرب جاهلیت بود که این مهم برخواسته از زبان فصیح و شیرین عربی بود و همچنین منطقه ای که در آن می زیستند. زبان عربی آهنگین ترین زبان برای شعر است و یکی از کارهایی که باعث شد زبان پارسی پهلوی از حالت خشک قبل جدا شده و به فارسی دری که شیرین است و قابلیت زیادی برای وزن های شعری دارد تبدیل شود آمیخته شدن پارسی با عربی بود. در واقعه پارسی قدیم و عربی فارسی دری را به وجود آوردند. اعراب در عصر پیامبر شعر و شاعری را بسیار می پسندیدند و گفته شده که آنها در یکی از مقاطع زمانی شمشیرها را کنار گذاشته و با شعر و مشاعره کردن به جنگ یکدیگر رفتند. در آن دوران اعراب بهترین شعر ها را می سرودند و سرودن شعر و گفتن خطابه از خصایل اخلاقی نیکو به شمار می رفت. با توجه به این اهمیت بالای شعر می باید بهترین شعرها هم از بقیه جدا می شد و در این وقت که که معلقات انتخاب شد. معلقات سبع و یا معلقات سبعه هقت قصیده زیبای عربی از شاعران به نام آن زمان به نامهای امرؤالقیس بن حُجر الکِندی، عنترة بن شداد العبسی، زهیر بن أبی سلمی المزنی، عمرو بن کلثوم التغلبی، حارث بن حلزه یشکری، لبید ابن ابی ربیعه عامری، طرفه بن العبد بود[14]. در مورد معلقات گفته شده که اعراب آن را با آب طلا نوشتند و بر دیوارهای خانه کعبه آویختند تا هر کس برای زیارت آن خانه می آید این ابیات زیبا را ببیند. البته عده ای از دانشمندان و مورخین حکایت آویختن معلقات سبع از دیوار های خانه کعبه را افسانه سرایی می دانند که پرداختن به آن در حوصله این مقاله نیست. در چنین اوضاع و شرایطی بود که رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه به پیامبری مبعوث شد و خداوند برای ختم تمام ادیان و کتب آسمانی زبان عربی را انتخاب نمود. رسول الله از بالای کوه نور به همراه کلماتی آسمانی آمدند که از لحاظ فصاحت و بلاغت چنان درخششی داشت که تمام اشعار عرب را محو کرد. گفته شده زیبایی کلام الله به قدری در دل اعراب نفوذ کرده بود که حتی کفار هم شبانه برای گوش داد آیات کلام الله به نزدیکی خانه مومنین می آمدند و وقتی رسول خدا در کنار خانه کعبه آیات قرآن را تلاوت می نمودند سران کفار و مشرکین برای اینکه این آیات به گوش سایرین نرسد و آنها را مدهوش نکند به زوار خانه خدا توصیه می کردند در گوش خود پنبه کنند تا صدای حضرت محمد را نشنوند. اما این ترفند ها هم نتوانست کاری از پیش ببرد و صدای خدا از آن دوران تا به حال طنین انداز شده و دل های بیدار را به خود جذب می کند. خداوند با آهنگ هایی متفاوت و متناسب با معنی آیه در جایی مانند والدین مهربان اندرز می دهد و نصیحت می کند، در قسمت هایی از آن از نتیجه کردار بد بیم می دهد، در قسمتهایی تاریخ گذشتگان را با شیرینی بیان می کند و در آیاتی حکام شریعت را بازگو می کند، در تمام این موضوعات ریتم و آهنگ زیبا و دلنشینش حفظ می شود. کاملاً مشخص است که این کلام نه از یک انسان بلکه کلام خالق است.
پس از آنکه عربها ایران را تسخیر کردند، چون بیشت عربها خواندن و نوشتن نمیدانستند، ایرانیان را برای کارهای دیوانی استخدام کردند. ایرانیان دیوان سالار نیز که پی به مشکلات خط عربی برده بودند تلاش کردند شیوه نوشتار را بهبود بخشند. ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی، خط نوشتاری را تکامل بخشیدند. در واقع خط عربی و فارسی کنونی، خطی است که ایرانیان در شکل گیری و تکامل آن سهم عمدهای داشتهاند»[15] در مورد اینکه چه کس و یا کسانی اینکار را کردند؟ ملیتشان چه بود؟ و در چه زمانی دست به این تغییرات زدند کمی اختلاف نظر بین مورخین است ولی گفته شده که :ابو احمد عسكری [16] گزارش میدهد: مردم چهل و اندی سال تا زمان عبدالملك بن مروان با قرآن عثمانی سروكار داشتند. سپس تغییرات فراوانی در قرائت قرآن رخ داد، این تغییرات بیشتر در عراق گسترش یافت. حجاج بن یوسف، نگرانی خود را از این امر به كُتّاب و نویسندگان خود اظهار كرد و از آنان خواست كه برای حروف مشابه هم، علایم و نشانههایی وضع كنند تا تشخیص آنها از یكدیگر ممكن باشد. گفته شده است كه نصربن عاصم، این امر را به عهده گرفت و نقطه گذاری را در حروف به كار برد.[17] استاد زرقانی میگوید: «اولین كسانی كه نقطه را در مصحف به كار بردند، یحیی بن یعمر و نصربن عاصم، شاگردان ابوالاسود دئلی بودند. [18]
حال فرض کنید این بازی شروع شود و تا چند دقیقه قبل از پایان بازی یکی از آنها با نتیجه پنج بر صفر عقب باشد و سه بازیکن اخراجی هم داده باشد. در این اوضاع اگر کسی بیاید و به طرفداران تیم باخته بگوید ناراحت نباشید شما در پایان بازی برنده خواهید شد و خوشحال شاید معقول به نظر نرسد ولی وقتی در ادامه بازی تیم در حال باخت به یکباره حمله کند و با زدن هفت گل برنده بازی شود تقریباً می شود گفت معجزه رخ داده. و حال در مورد سوره روم، در آیات اول سوره روم ما می خوانیم: «بسم الله الرحمن الرحیم» الم (1)غلبت الروم (2) فی ادنی الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون (3) فی بضع سنین لله الامر من قبل و من بعد و یومعذ الیفرح المومنون (4) به نصر الله ینصر من یشا و هو العزیر الرحیم (5)وعده الله یا خلف الله الوعده و لاکن اکثر الناس لا یعلمون (6) «به نام خداوند بخشنده مهربان» الف الم میم (1) رومیان شکست خوردند (2) در نزدیکی سرزمین و بعد از شکستشان به زودی پیروز خواهند شد (3) در عرض چند سالی كار در گذشته و آينده از آن خداست و در آن روز است كه مؤمنان از يارى خدا شاد مى گردند (4) هر كه را بخواهد يارى مى كند و اوست شكست ناپذير مهربان (5) وعده خداست خدا وعده اش را خلاف نمى كند ولى بيشتر مردم نمى دانند (6) جنگ های شاهنشاهی ایران و امپراتوری روم از سال 54 پیش از میلاد و با حمله کراسوس (مارکوس لیسینیوس کراسوس دیوس) سردار رومی به خاک ایران آغاز گشت و تا سال 630 میلادی ادامه داشت. یکی از عمده مشخاصت این برندها فرسایشی بودن آنها بود به این صورت که در هیچ یکی از این نبردها یکی از این دو ابرقدرت دنیای باستان موفق به حذف دیگری نمی شد تنها مرزها کمی تغییر می کرد و یا اینکه بازنده مجبور به دادن غرامت می شد. مرزها هم که یا رود دجله بود و یا فرات و دو قدرت در بیشتر اوقات بیشتر از این نمی توانستند پیشروی کنند. در این میان بودند ملتها و قومیت هایی که با طرفداری از یکی از این دو قدرت موازنه قدرت را در جنگ ها بهم می زدند مانند ارمنی ها که بیشتر طرفدار امپراتوری روم بودند و یا اعراب حیره که حامیان ایران بودند. این روند تا صدر اسلام ادامه داشت تا اینکه خسرو پرویز به وسیله حمایت امپراتور روم موریکیوس توانست بر رقبای خود پیروز شود و شاهنشاه ایران شد. بعد از به قدرت رسیدن خسرو شاه ایران روابط خوبی با روم برقرار بود تا اینکه به یکباره کودتایی در روم اتفاق افتاد و فوکاس موریکیوس را کشت و امپراتور روم شد. خسرو پرویز از اینکار به خشم آمد و با دادن اولتیماتوم به امپراتور تازه خواستار تحویل حکومت به جانشین موریکیوس شد، فوکاس به اولتیماتوم توجه نکرد و خسرو پرویز به روم لشکر کشید، در چنین شرایطی در شبه جزیره عربستان کفار مکه با شاهنشاهی ایران همپیمان بودند، از آن سو یهودیان هم که از دشمنان مسلمین بودند به سپاه ایران پیوسته به جنگ با روم رفتند، بر خلاف انتظارها جنگ دو ابرقدرت مانند هفتصد سال گذشته فرسایشی و با تحرکات کم در جبهه نشد و سپاهیان ایران در دو جبهه شمال به سپهسالاری سپهبد شاهین و جبهه جنوب به سپهسالاری سپهبد شهربراز موفق شدند رومیان را در جنگ های متوالی شکست داده و بین النهرین، آناتولی، سوریه و فلسطین را به تصرف در آورده و سپاهیان شاهین به دروازه های شهر کنستانتینوپل (استانبول فعلی) و سپاهیان شهربراز وارد مصر شدند. در امپراتوری روم هم هراکیلوس حاکم رومی کارتاژ بر علیه فوکاس کودتا کرد و وی را به قتل رساند و امپراتور روم شد. وی هم نتوانست مانع پیشروی سپاهیان شاهنشاهی ایران بشود و مجبور به دادن پیشنهاد صلح و دادن غرامت به سپهبد شاهین شد ولی خسرو شاهنشاه ایران آن را نپذیرفت. در چنین شرایطی بود که خیلی ها به این نتیجه رسیدند که دوران امپراتوری روم شرقی به پایان رسیده است، لازم به ذکر است که سپاه ایران بعد از تصرف سرزمین فلسطین و شهر بیت المقدس (اورشلیم) که با یاری دوازده هزار یهودی انجام شده بود کلیساهای این شهر را ویران کرده و صلیب راستین (صلیبی که پیروان آیین مسیح معتقد بودند که صلیبی بوده که عیسی علیه السلام به ان صلیب شده است) را با خود به تیسفون بردند، با رسیدن این اخبار کفار مکه و یهودیان عربستان خوشحال از این اخبار شدند و مسلمانان کمی نگران از آینده اسلام و خود ولی با نازل شدن آیات سوره روم دل مومنین به پیشگویی های قرآن آرام شد و اما بعد. در حالیکه سپاهیان ایران در جنوب همچنان در حال پیشروی بودند و در شما شاهین هم پشت دروازه های شهر کنستانتین بود و گویی ایرانیان پنجه در گلوی روم انداخته بودند هراکیلوس امپراتور روم قصد فرار از شهر به سوی کارتاژ را داشت که اتفاقی افتاد، اسقف اعظم شهر کنستانتین که خبر ویران شدن کلیساهای شهر اورشلیم و بی احترامی به صلیب راستین توسط سپاهیان ایران را شنیده بود نزد هیراکیلوس آمد و پیشنهاد داد که او با استفاده از بعض دینی به وجود آمده از این مسئله به همراه گنجینه های کلیسا سپاهی را بیاراید و به ایرانیان حمله کند. هیراکیلوس هم در عین ناامیدی چنین کرد، ظرف های نقره داخل کلیساهای شهر کنستاتین بیرون آورده شد و پس از ذوب شدن به وسیله فلز آن سکه ضرب گردید. مردم ناراحت هم گرد هراکیلوس جمع شده و به کمک سکه ها سپاهی گرد آمد. این سپاه به وسیله کشتی از طریق دریای سیاه حرکت کرد و در شمال ارمنستان آن زمان (شمال شرق کشور ترکیه فعلی) درست پشت سر سپاهیان شاهین به ساحل وارد شد. از آن سو سپهبد شاهین هم به علت مرگی مشکوک که مورخین گمان می کنند توطئه خسرو پرویز بوده باشد از دنیا رفته بود و این دو شوک باعث از هم پاشیده شدن سپاه شمال ایران شد و هراکیلوس موفق شد در یک اقدام جالب خود را به دروازه های تیسفون پایتخت ایران برساند. ایران مجبور به دادن پیشنهاد صلح و دادن غرامت شد و خسروپرویز هم توسط بزرگان کشور دستگیر و در زندان به مرگ مشکوکی از دنیا رفت. شاید هیچ کس فکر نمی کرد انقدر سریع موقعیت ممتاز سپاه ایران برای شکست همیشگی امپراتوری روم تبدیل به شکست شود ولی خداوند متعال که آگاه به تمام عمور عالم است این موضوع را با دقت توضیح داد و همگان دیدند که پیش بینی عجیب قرآن در عین ناباوری به حقیقت ختم شد.
گروه های تروریستی آیات آن را بر پرچمها و آرمهای خود حک می کنند و با این آیات دست به جنایات می زنند، بیشتر مردم عادی هم که قرآن را بر طاقچه ها گذاشته و در اعیاد و مراسمی چون سوگواری برای مردگان از کلام الله استفاده می کنند به گونه ای که اگر صدای قرآن از خانه ای شنیده شود همگان فکر می کنند عضوی از آن خانواده به رحمت خدا رفته است. به آن سوگند کذب خورده می شود و رعایت احترامش را نمی کنند، خانه نشین شده و در گوشه طاقچه خانه ها خاک می خورد. من فکر می کنم که اگر روزی قرآن بصورتی مجسم شود آن صورت شمایلی مانند یک انسان زیبا روی دارد، با صدایی شیوا و تاثیر گذار، دلم میخواهد آن روز شرمنده خداوند متعال، رسول مکرم اسلام صلوات الله علیه، اهل بیت عصمت و طهارت علیهما السلام و کلام الله نشوم و از کسانی باشم که ندا را بشنوم که «اقرا و ارفع» حمید رضا مقسمی استاد راهنما: دکتر حمیدرضا صفاکیش Hamid Reza Moghassemi منابع
[2]-مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، موسسة الوفاء، 1404 ق، ج 53، ص 1. [3]بحارالانوار، ج 18، ص 2 [4]-شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص ۴۱ [5]-چگونگی نزول قرآن از دیدگاه اسلام، مجله پاسدار اسلام، شماره 308 [6]- محمدبن اسحاق، الفهرست، تحقیق رضا تجدد، بی تا، بی جا، ص 30. [7]-حجتی کرمانی، محمد باقر، تاریخ قرآن کریم، تهران، دفتر نشرفرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹، پانزدهم، ص۲۱۲ [8]-حجتی کرمانی، محمد باقر، تاریخ قرآن کریم، تهران، دفتر نشرفرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹، پانزدهم، ص۲۱۳ [9]-شاکرین، حمید رضا، قرآن شناسی، ص 19، دفتر نشر معارف، چاپ هفتم ، 1386. [10] ابن شهر آشوب؛ مناقب آل ابی طالب؛ ج 1، ص [11]تفسیر عیاشی، ج1، ص [12]طبقات ابن سعد، ج1، ص 131 [13] بحارالانوار، ج18، ص [14] دکتر: الغنیم، یوسف، عبدالله (شعراء المعلقات) ، دار المشرق العربی، بیروت، چاپ سال ۱۹۸۵ میلادی [15]ر. ک:دائرة المعارف القرن العشرین، ج 3، ص621. جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلامی، ج3، ص60-58. ابن خلدون، المقدمة، ص 421-417 [16] ابواحمد عسكری، التصحیف و التحریف، ص13 [17] ابن خلكان، وفیات الاعیان، ج2، ص [18] مناهل العرفان، ج1، ص مقاله دین حنیف چیست؟ نویسنده: محمود سلیم الحوت ترجمه و تحقیق: منیژه عبداللهی و حسین کیانی مقاله آیا نزول قرآن دفعی بوده یا تدریجی وبسایت اسلام کوئست مقاله حالات غیر عادی پیامبر نوشته زهرا انصاری نسب، سایت تبیان موضوعات مرتبط: تاریخ، ادیان و عرفان [ یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۶ ] [ 20:44 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |