مداد سفید
دست نوشته های حمید رضا مقسمی 
قالب وبلاگ

نادرشاه افشار

خلاصه

سلسله حکومت های افشاریه و زندیه اگر بتوان به آنها سلسله گفت مدت کوتاهی در کشور ایران حکومت کردند، چیزی در حدود شصت سال (افشاریه از 1738 تا 1750 و زندیه از 1750 تا 1794 میلادی) این مدت شاید در تاریخ مدت بسیار کوتاهی باشد بخصوص برای دوره افشاریه که تقریباً منحصر می شود به دوران کوتاه سلطنت نادرشاه افشار، اما به واسطه وجود دو شخصیت بسیار تاثیرگذار در این دو خاندان یعنی نادرشاه افشار و کریم خان زند که هر دو بانیان حکومت خاندانشان بوده اند باعث شد میزان اتفاقات و تاثیرات آن اتفاق ها بر کشور ما در این دو دوره بسیار زیاد باشد. این تاثیرات فراوان هم قسمتی از پارچه چهل تکه فرهنگ کشور ما را تشکیل داده و امروزه چیزی که ما به عنوان یک شخصیت ایرانی به عنوان فرهنگ یدکی می کشیم تاثیرگرفته از اعمال و رفتار این دو خاندان است. زبان و ادبیات، پوشش، دین و هنر که از پایه های تشکیل دهند هنر ایرانی ما است در دوره افشاریه و زندیه دستخوش دگرگونی هایی شده اند، به طور مثال مذهب تشیع امامیه که به شدت در دوره صفوی مورد تبلیغ قرار می گرفت و دین رسمی کشور بود در دوره افشار و زند تبلیغات ادامه نیافت و اکثر مورخان بر این باور هستند که نادر شاه معتقد به مذهب تسنن بوده و در مورد کریم خان هم زیاد سندی وجود ندارد، ولی هر دوی آنها هیچ حرکتی در جهت ترویج آنچه به آن اعتقاد داشته اند را نکرده اند.

مقدمه

کشور ما ایران در طول تاریخ چند هزار ساله اش پادشاهان و سلسله های زیادی به خود دیده است که در زمان هایی کوتاه و یا بلند بر خاک این سرزمین حکومت کرده اند و به واسطه خلق و خویی که داشتند تاثیرات مثبت و یا منفی زیادی بر بدنه جامعه ایرانی گذاشته اند. بعد از حمله اعراب به ایران و منقرض شدن سلسله ساسانی تقریباً به مدت 900 سال هیچ حکومت ملی قوی در خاک کشور ما به قدرت نرسید تا بتواند نام و هویت ایران را به شکل درست احیا کند تا اینکه در اوایل قرن دهم هجری قمری شاه اسماعیل صفوی توانست با استفاده از قدرت معنوی خاندان خود که از بازماندگان شیخ صفی الدین اردبیلی بودند و رسمی کردن مذهب تشیع در برابر مذهب تسنن خلفای عثمانی یک هویت ملی مذهبی ایرانی به وجود بیاورد و نام ایران را دوباره بر سر زبانها بیاندازد. او و جانشینانش توانستند با توسل به این موضوعات بیش از دو قرن بر ایران حکومت کنند تا اینکه به دست افغانها منقرض گشتند. حضور بیش از دو قرنی صفویان در ایران باعث به وجود آمدن تغییرات و تاثیرات بسیاری در جامعه ایرانی شد. هنر، ادبیات، صنعت، پوشش، ارتش، آموزش، زبان و بسیاری از مسائل دیگر در کشور ما در این دوره دچار تغییرات بسیاری شد که ذکر آن بحث این مقاله نیست.

بعد از سقوط سلسله صفویان به دست افغانها عوض کردن بنیانهایی که این خاندان به وجود آورده بودند کار ساده ای نبود شاید بعضی از ارکان آن بعد از پانصد سال هنوز هم دستخوش تغییر نشده باشد. به همین دلیل حکومت کوتاه مدت نادرشاه افشار ولو شخصیت ایشان بسیار آهنین و با صلابت هم بوده باشد نتوانسته است تغییرات چندانی در روند تاریخی ایران به وجود بیاورد، همچنین حکومت وکیل الرعایا کریم خان زند و چانشین وی که مدت بسیار کوتاهی طول کشید هم چنین قدرتی نداشت که بتواند تغییرات اساسی و بنیادن مانند آنچه اسماعیل صفوی و جانشینانش در ایران به وجود آورند، بیاورد. یکی از عمده دلایل این عدم تاثیر جنگ های بسیاری بوده که در این دوره بین مدعیان تاج و تخت و همچنین با سایر اقوام بیگانه صورت گرفته و همین جنگ های زیاد و اثرات آن باعث کوتاه بودن مدت حکومت دو خاندان افشار و زند بر خاک ایران بوده است.  اما این صحبت به این معنا نیست که در این شصت سال هیچ تاثیری در روند تاریخی و فرهنگی و دینی ایران صورت نگرفته باشد و اعمال صورت گرفته از سوی رجال و مردم عادی در این دو دوره اثراتی داشته که در این مقاله بنده قصد دارم تا حدودی در مورد آن تحقیق بنمایم.

افشاریه

کمی در مورد پیشینه نادرشاه و خاندان افشار و نحوه به قدرت رسیدنشان در ایران

نادرقلی در روز شنبه ۳۰ آبان ۱۰۶۷ در دستجرد درگز خراسان از طایفه قرخلو که شاخه‌ای از ایل افشار بود به دنیا آمد. ایل افشار از ایل‌های ترکمان بودند در اوایل دوره صفوی برای نگاهبانی از مرزهای ایران در برابر هجوم ازبک‌ها از آذربایجان به خراسان کوچانده شدند. جوانی نادر مصادف گشت با زوال سلسله صفویان و حکومت افاغنه و سایر مدعیان سلسله صفوی از این خاندان به همین جهت نادر قلی خود را به جانشین غیر آخرین سلطان صفوی شاه سلطان حسین نزدیک نمود و پشتیبانی شاه طهماسب دوم صفوی را جلب کرد و توانست در سال ۱۱۳۷ هجری قمری ملک محمود را شکست دهد و حاکمیت شاه ایران را در خراسان برپا نماید. شاه طهماسب نیز، نادر قلی را والی خود در خراسان اعلام کرد و پس از آن نادر نام خود را به  طهماسب قلی تغییر داد. بعد از مدتی و با قدرت گرفتن نادر او توانست شاه طهماسب دوم را به بهانه شکست از عثمانی از سلطنت خلع و پسر خردسالش شاه عباس سوم را بر تخت بنشاند و خود او نیابت سلطنت را بر عهده بگیرد. بعد از مدتی و با کسب اعتبار به واسطه پیروزی های درخشانش شاه عباس سوم را کنار گذاشت و در یک شورای فرمایشی در نوروز سال 1736 میلادی خود را به پادشاهی ایران منصوب و سلسله افشار را بنیاندگذاری کرد که حکومتشان که منحصر به نادرشاه بود و تنها 14 سال به طول انجامید ولی بانی تغییرات زیادی شد.

هنر در عصر افشار

همانطور که عرض شد مدت کوتاه سلطنت نادر (سیزده سال و اندی) بیشتر به نبرد و تحکیم قدرت صرف شد به همین جهت فرصت زیادی برای پرداختن به هنر که از پایه های فرهنگ هر جامعه است وجود نداشت «در جو ناآرام زمان نادرشاه نقاشی درباری از تحول باز ماند» 1 «فقط نقاشی های دیواری بزرگ که احتمالا رابط میان نمونه های اواخر قرن یازدهم و اواخر قرن دوازدهم هجری در سبک زند و شامل چند پرتره از نادرشاه هستند ، موجود است. گاه گفته می شور که هنرها در آشفتگی های سیاسی نمو می یابند و البته این امر در مورد دوره تیموری صادق است ؛ اما قرن دوازدهم یکی از آشفته ترین دوره های سیاسی- تاریخی ایران، دست کم در نقاشی است و شاید عقیم ترین و غیرخلاقانه ترین زمانهاست که شاهد خرد شدن سبک بومی در طوفان اندیشه ها و اصول اروپایی بود»2 «از مهمترین ویژگی های نقاشی ایران در قرن دوازدهم ، زوال و کاهش تذهیب کتب است. هنرمندان به جای تذهیب کتاب ، هنر خود را صرف نقاشی رنگ روغن و هر چه بیشتر تزئین اشیاء کوچک (قلمدان، آیینه دان، صندوقچه و لفاف و جلد کتاب) با خمیر کاغذ لاکی یا چوبی می کردند»3

شاید بتوان گفت که اگر هنر نقاشی روند محکم رو به رشدی نداشته لااقل متوقف هم نشده است «در دوره افشاریه، شیوه درباری صفویه و عوامل اروپایی و مغولی آن از طریق روابط شاگرد و استادی تشخیص داده می شود. به طور کلی ویژگیهای اروپایی نسخه مصور این دوره، همچون سایه اندازی رنگ ، برجسته نمایی، جامه سازی و ژرف نمایی، همه سطحی است و ادراک تصویری و مضمون کار به طور خطاناپذیری ماهیت ایرانی خود را محفوظ داشته است» 4 «بیشتر نقاشی های این دوره در قالب مرقع است مجموعه ای از نقاشی و خوشنویسی که گاهی اوقات در قالب های پرشکوه و بعضی اوقات در قالب های کسل کننده ظاهر می شود. نقاشی دوره افشاریه، تاثیر شیوه نقاشی اروپایی را تصدیق کرد، ضمن اینکه قوانین و اصول نقاشان نسل گذشته را حفظ نمود و تنها تفاوت موجود، تغییرات در جزئیات لباس است در ضمن ، نارضایتی و خیزش مردم در زمینه هنرها در تلاش برای ایجاد نوعی سبک نسبتا رئالیستی متجلی شد، گو اینکه در گیر قرار دادهای بی روح و سرد آکادمیک بود . برخی از عناصر جدید رئالیسم (واقع گرایی) مردمی و عامیانه در چهره نماری های متعدد نادرشاه آشکار است»5

نقش هندیان در فرهنگ و هنر این دوره

یکی از مهمترین اقدامات نادرشاه افشار حمله به هندوستان بوده است. نادر بعد از مراجعت از این جنگ مقدار زیادی غنیمت به همراه آورد که بعضی از این غنایم در حال حاضر پشتوانه پول ملی کشور ما می باشد «موازی بیست هزار نفر شتر در سرکار خاصه شریفه موجود بود و موازی چهار هزار نفر شتر را جواهر و مرصع آلات پادشاهی بارگیری نمودند و موازی دو هزار نفر شتر دیگر را هم تخت و نیم تخت زرین و سیمین مکلل به جواهر بود و دو هزار دیگر را اسباب اسب و یدکی و مرصع و اسباب که اصطبل را لازم است و موازی دو هزار نفر شتر دیگر را از قبیل زرینه آلات مرصع چون جام و زیر جام بلورین کنده کاری مکلل به جواهر و طرحی یشم و طلا و سرپوش هایی بلورین و غیرهم که عقل از تصور آن ها عاجز بود بارگیری نمودند و موازی شش هزار نفر شتر دیگر را اشرفی (سکه) شاه جهان آبادی بار گرفتند و موازی بیست و چهار هزار راس استر بردعی را زر سفید و نقره آلات بار بستند، تخت طاووس را هفتاد شتر می کشیدند» 6

به همراه این غنایم عده زیادی هم از صنعتگران و استادکاران نیز وارد ایران شدند که تاثیرات زیادی بر فرهنگ و هنر این مرز و بوم گذاشتند «علاوه بر غنایم فوق گروه کثیری از هندی ها به عنوان اسیر همراه سپاه نادری به ایران اعزام شدند، محمد کاظم مروی از هفتاد هزار افغانی و هندی که در سپاه نادر حضور داشتند سخن به میان آورده است» 7«از این عده چهل هزار نفر سرباز هندی بودند که در ایالات مغرب رود سند، نادر آنان را به سپاه خود افزود، علاوه بر این نادر نهصد و سی استادکار و هنرمند هندی را با خود به ایران آورد. از این عده، صد و سی نفر نویسنده، دویست نفر آهنگر، سیصد نفر بنا، صد نفر سنگتراش و دویست نجار بودند. وی این هنرمندان را بدان خاطر به ایران آورد که در ایران تحولی از نظر فرهنگی و هنری ایجاد نماید. چون در فتنه های پس از سقوط صفویه و تسلط افغان ها هنرمندان و صنعتگران در ایران کم شده بودند. هنرمندان هندی می توانستند صنایع هنری ایران را مجددا رونق دهند و به همین جهت نادر حکم کرد که قبل از حرکت از هند نقشه شهر شاه جهان آباد را بردارند و همراه بیاورند تا از روی آن نقشه شهر جدیدی را برای پایتخت خود در یکی از نقاط مناسب مملکت بسازد. در زمان اقامت در هند نادر با علاقه خاصی به گردآوری اهل حرف پرداخت و از هر جمعیتی گروهی را با خود به ایران آوردگویا نادر درصدد بوده است احتمالا در خراسان برای خود پایتختی درست کند و از وجود هنرمندان هندی برای برپایی این شهر نمونه استفاده نماید.

به هر صورت، به همراه آوردن این گروه هنرمندان و وجود تعداد کثیری اسرای هندی و هنرمندان آن سرزمین در ایران تاثیرات مثبت برجای نهاد گرچه نمی توان از حضور و تلاش آنان بعنوان یک انقلاب هنری و رنسانس فرهنگی و هنری نام برد، اما حضور نادر در هندوستان و دیدن آثار هنری و معماری آن سرزمین خصوصا دهلی باعث علاقه مندی وی به تحولات علمی و فرهنگی و هنری در ایران گردید، با وجود آنکه در زمان پادشاهی نادر از جنبه هنری و فرهنگی ایران پیشرفت زیادی نکرده است و جای مکتب هنری افشاری در بین مکتب هنری صفویان و قاجاریان خالی است باید عنوان نمود که صفویان حدود 250 سال و قاجاریه 140 سال حکومت کردند درحالی که حکومت افشاری کوتاه و در بیست سال حاکمیت نادر شاه خلاصه می گردد. با این وجود در دوره نادرشاه نیز تحولات فرهنگی و هنری بوجود آمد که این تحول خصوصا پس از بازگشت وی از هندوستان بود و از آنجا که اسرا و هنرمندان و صنعتگران و نجاران و بنایان و حجاران هندی در بوجود آمدن آثار و بناهای دوره نادری نقش مؤثری داشتند»7 «معماران، نجاران، خاتم بندان، درودگران و نقاشان و غیره که در کسب و هنر خود در شهر یکتا بودند را انتخاب نمود. اگرچه از تعداد و تخصص این هنرمندان آگاهی وجود ندارد ولی در منابع موجود عصر افشاری به آنها اشاره شده است»8

لباس و پوشش

بخشی بزرگی از فرهنگ هر کشور به پوششی است که مردم آن فرهنگ برای خود انتخاب می کنند. نوع پارچه، رنگ آن، طرح آن و نحوه پوشیدن لباس همه و همه نشان دهند نوع تفکر و بینش مردم هر دوره و زمان می باشد. در زمان نادر شاه افشار که ایران بزرگ به ناحیه های مختلف با آداب و رسوم مختلفی تقسیم می شد پوشش مردم در هر ناحیه با ناحیه دیگر فرق داشت کما اینکه هنوز هم لباس محلی اقوام مختلف ایران با هم متفاوت است. اما در کلیات این پوشش با دوره قبل فرق هایی کرد «در دوره نادرشاه افشار و خاندان او از تجملات لباس ها کاسته شد و جامه ها فرمی ساده تر به خود گرفتند. از خصوصیات جامه های این دوره کوتاه شدن دامن پیراهن ها (بلوز) و قبا بود و فرم شلوار(تنگ یا گشاد) و جنس وتزیینات آن اهمیت بیشتری پیدا کرد. در دروه زندیه عموما زنان پیراهن تنگی در بر می کردند که پارچه آن اغلب از نخ و ابریشم بود. یقه گرد (بدون یقه) که در وسط آن چاکی بوسیله روبان یا دکمه در زیر گلو بسته می شد.

در دوره نادرشاه افشار و خاندان او از تجملات لباس ها کاسته شد و جامه ها فرمی ساده تر به خود گرفتند. از خصوصیات جامه های این دوره کوتاه شدن دامن پیراهن ها (بلوز) و قبا بود و فرم شلوار(تنگ یا گشاد) و جنس وتزیینات آن اهمیت بیشتری پیدا کرد. در دروه زندیه عموما زنان پیراهن تنگی در بر می کردند که پارچه آن اغلب از نخ و ابریشم بود. یقه گرد (بدون یقه) که در وسط آن چاکی بوسیله روبان یا دکمه در زیر گلو بسته میشد. در مواقع احتیاج روی پیراهن، اغلب ارخالق( کت بلندی است که تا نصف بدن را می پوشاند)آستین سنبوسه یا کلیجه( کت بلندی که تا روی ران می رسید روی ارخالق می پوشیدند) آستین کوتاه می پوشیدند.زنان این دروه مانند مردان، شلوار گشاد و بلندی که از پارچه های راه راه که بطور مورب دوخته می شد به پا می کردند و روی آن دامن گشاد و نسبتا بلندی می پوشیدند که تا وسط ساق پا می رسید.زنان در این دوره روی سرخود توری یا پارچه زیبایی را بطور آزاد انداخته و با زیور وزینت، موهای خود را می آراستند. کفش آنها نعلین یا ساغری نوک برگشته بود که فقط اندکی از سر انگشتان پا در داخل آن قرار می گرفت. زنان هنگام خروج از منزل چادر سیاه یا بنفش یا نیلی تند به سر می کردند و روی خود را با روبنده، کاملا می پوشاندند»9

جایگاه زنان

یکی از مهمترین شاخصه هایی که در مورد فرهنگ یک جامعه مطرح است نگاه آن جامعه نسبت به زن است، «گزارش‌های متعددی از همراهی زنان در لشکرکشی‌های کوچک و بزرگ و همچنین حضور آن‌ها در صحنه‌ای جنگ وجود دارد بدیهی است که حضور زنان در لشکرکشی‌ها و جنگ‌ها نیازمند کسب تواناییهایی نظیر سوارکاری بود در ضرب‌المثل‌ها عامه، زنان را ترسو تلقی می‌کردند ولی چنان‌که از مدارک متعدد بر می‌آید زنان در بیشتر مأموریت‌های خطرناک سود می‌جسته‌اند زنان این دوره مسافرت می‌کردند و مسافرت‌های آن‌ها بیشتر زیارتی بوده‌است.ژان اوست که در عصر نادرشاه به ایران آمده در سفرنامه اش می‌نویسد (در حالی که؟ یکی از کردها به چادرم آمد تا مرغ‌های خود را بفروشد یک دختر دوازده تا سیزده ساله داشت که تنها یک پیراهن ساده نخی بدنش را پوشانیده بود سرش برهنه بود وی ک حلقه آهنی به قطر دو سانتی‌متر از یکی از پرک‌های بینی اش آویزان بود اینگونه حلقه‌ها را زا برای زینت به کار بردند. حلقهٔ کسانی که ثرومنابعکت مند بودند از طلا یا نقره بود) درس خواندن و علم اندوزی زنان در این دوره تابعاز شرایط اجتماعی و سیاسی خاص آن بوده‌ است از جمله زنان محترم این عصر می‌توان خدیجه سلطان، صاحب سلطان بیگم، فاطمه سلطان بیگم، سمگر بانو بیگم را نام برد»10

ادبیات در عصر نادر

در دوره سیزده -چهارده ساله قدرت نادر شاه افشار بیشتر زمان وی صرف جنگ و نظامی گری شد و کمتر فرصت یافت در زمینه های مختلف اقداماتی انجام دهد. در دوره نادر کمتر آثار ادبی به نثر و نظم نگاشته شده است اما مسئله ای در این میان وجود دارد که کمتر کسی به آن توجه نموده است. قسمتی از ادبیات و فرهنگ ما را حماسه تشکیل داده است و ادبیات حماسی هم جزء مهمترین اقسام ادبی در کشور ما ایران زمین بوده است. در تاریخ کشور ما نادر شاه افشار با اینکه عمر سلطنتش بسیار کوتاه بود از لحاظ حماسه نقش مهمی در ادبیات نثر و نظم ما ایفا کرد. حتی در داستان های افسانه ای که مردم ایران سینه به سینه نقل می کنند و نام و نشانی از راوی آن در دست نیست نادر شاه افشار یکی از مهمترین ارکان آن به حساب می آید. برای مثال دو سلسله تاثیرگذار در قبل و بعد از افشاریان یعنی صفویه و قاجاریه با وجود آن همه تاثیری که در کشور ما ایران داشتند شخصیتی  با آوازه نادر وجود ندارد و در نتیجه حماسه و یا ادبیات حماسه ای مهمی هم وجود ندارد. نادر تاثیرگذارترن شاه ایران بعد از اسلام در ادبیات حماسه ای است ولو در زمان کوتاه دولتش ادبیات رونق زیادی نداشته باشد

دین

نادر خود چه دینی داشت؟

یکی از بزرگترین سوالاتی در در مورد تاریخ عصر نادر مطرح است همین سوال می باشد. مورخان مختلف در مورد اینکه نادر مسلمانی سنی مذهب و یا شیعه مذهب بوده با هم اتفاق نظر ندارند و حتی برخی از آنان در مورد اینکه نادر اصولاً به دین اهمیت می داده دچار شک و تردید هستند به طور مثال گفته شده «نادر، به خیلی از مباحث دینی باور نداشت و آن را به تمسخر می‏گرفت؛ چنان‌که در یکی از مباحثاتش با دیگری پرسید: آیا در بهشت جنگ و غلبه برخصم هست و چون طرف جواب منفی داد، نادر گفت: پس بهشت چه لذتی دارد؟» 11 البته با توجه به اینکه نادرشاه مدت زمان کمی حکومت کرد و اکثر زمان این مدت کوتاه را هم معطوف به نبرد با رقیبان داخلی و خارجی کرد حائز اهمیت است و ممکن است عدم اهمیت ایشان به مسئله مذهب و برخی از مسائل دیگر مانند کشو داری و هنر و ادبیات و غیره به همین دلیل باشد. اما باز هم در تاریخ مسائلی هست که نشان می دهد ایشان در مورد دین و مذهب حکومت هم دغدغه هایی داشتند و برای آن اقداماتی انجام داده اند. باید این مسئله را هم مورد توجه قرار داد که سلسله صفوی که نادر جانشین آنها شده بود حکومتی بر پایه اعتقاداتی دینی و مذهبی و عرفانی بود و این مسئله جایگاه مهمی در میان مردم و یاران متعصب آنها داشت و به همین دلیل نادر به عنوان جانشین آنها می بایست از خود تمایل دینی ارائه نماید.

حال این تمایل دینی چه بود؟ «برخی از مورخین بر آنند که نادر به مناسبت تبعیت از اجداد خویش در مذهب پیرو طریقه تسنن بوده و اصرار او در برانداختن مذهب تشیع و برقرار ساختن مذهب جعفری در ایران دلیل این مدعا قرار داده اند و احاکمی را که نادر پس از حرکت به داغستان در بابت ترویج مذهب شافعی در ایران منتشر کرد مدرک عقاید دینی وی شمرده و او را شافعی مذهب پنداشته اند. ولی در حقیقت هیچیک از این حوادث را نمی توان ناشی از عقاید باطنی نادر شاه دانست زیرا چناچه از وقایع دوران پادشاهی نادرشاه بر می آید این پادشاه نظامی سیاست لشکرداری و حفظ کشور را از دستبرد همسایگان نصب العین خویش قرار داد و برای برانداختن اختلافات سیاسی بین ایران و کشورهای مجاور که شاید علت العلل آن را وجود تبایین مذهبی می دانست اتحاد مذهب را لازم می شمرد و در حقیقت می خواست مذهب را فدای مصالح سیاسی کشور کند و از این راه بنیان سلطنت جانشینان خویش را محکم سازد والا با اندکی دقت در وقایع زندگی نادر معلوم می شود که وی اساساً در مذهب عقاید ثابت پابرجایی نداشته و خود درصدد آن بوده است که مذهب جدیدی بهتر از مذاهب عصر خویش درست کند»12

ایجاد مذهب جدید

نادر برای اینکه بتواند مشکلات دینی درون و برون مرزی کشور را حل نماید تصمیماتی در این حوزه گرفت، او سعی کرد یک دین و یا شاید یک مذهب جدید ارائه نماید «بعد از مراجعت از هندوستان حکم کرد که انجیل را ترجمه کنند و بعضی از رهاب روم و ارمن به مدد میرزا مهدی ترجمه ناقصی کرده و به نظر وی رسانیدندو او با حضار قسیسان مسیحی و علمای یهود و ملاهای اسلام فرمان داد و گفت تا ان ترجمه را بر وی بخوانند و او بعد از آن که به نکات مضحکه آمیز ادیان ثلاثه را مسخره کرد، در آخر گفت که اگر خدا حیاتی بدهد خود دینی به از جمیع ادیان احداث خواهد کرد»13 او اختلافات به وجود آمده میان ایران و کشورهای دیگر بر اساس مذهب را در نظر گرفت که شاید عمده دلیل آن لعن خلفای سه گانه پیش از علی بن ابی طالب علیه السلام توسط مذهب تشیع بود و همچنین در نظر داشت همین مذهب تشیع در میان مردم ایران اتحادی علیه بیگانگان به وجود آورده و مقابله با ان بخصوص با علما و ملایان شیعه که نفوذ عجیبی در میان مردم داشتند و نیابت عامه از سوی آنها به شاه داده می شد بسیار دشوار است

نادر برای حل این موضوع سه روش در پیش گرفت، ابتدا با سیاست مشت آهنین او در برابر ملایان وزنه رابطه دین و دولت به شدت به سوی دولت سنگین کرد، وی اینکار را در شورای دشت مغان که برای جانشینی خود ترتیب داده بوده انجام داد به این صورت که او ابتدا با هر کس که مخالف اعقایدش بود به سختی برخورد کرد تا بقیه افراد از ترس دچار شدن به عقوبت مشابه مخالفت نکنند، به همین جهت اولین برخورد با امیر محمود ملاباشی صورت گرفت تا بقیه علما حساب کار به دستشان بیاید، مورد بعدی پذیرش مذهب شیعه در اصل برای حفظ نظم داخلی بود ولو اعتقاد نادر بر خلاف آن می بود و مسئله بعدی که از همه مهمتر بود ایجاد تغییراتی در تشیع و به وجود آوردن یک مذهب جدید به نام جعفری با محوریت امام ششم شیعیان جعفر بن محمد صادق علیه السلام و حذف لعن خلفای سه گانه بر منبر و احترام به علی علیه السلام به همراه خلفای سه گانه بروی منبر توامان بود و ارائه این مذهب جدید به مخالفان خارجی بخصوص خلیفه عثمانی تا با رسمیت شناختن آن و قرار دادن ان کنار مذاهب چهارگانه اهل تسنن کدورت ها از بین برود.

نادر برای مورد اول چنین کرد که «سیاست مذهبی نادر در همان دشت مغان مورد مخالفت قرار گرفت به طوری که امیرمحمود ملاباشی هنگامی که اعلام نمود در باب مذهب، احکام خدا و احادیث پیامبر راهنما است و پادشاهان نباید در آن تغییر و تجدیدی انجام دهند. شاه افشار دستور داد او را خفه کنند و سپس دستور داد کلی املاک و روحانیون را مصادره و به سپاه اختصاص دهند»14 «زمانی که نادرشاه عقاید خود را درباره مذهب جعفری، خاندان صفوی و منع لعن خلفای راشدین ابراز کرد، عده‌ای از ترس یا با توافق، با او همراه شدند و عده‏ای از علما با او مخالفت کردند. نیروی واگرا در جبهه ملاباشی جمع شدند و ابراز عقاید خود را به او سپردند. نادر همه را مجبور می‏کرد که نظریات خود را بیان کنند. ملاباشی شاه‌تهماسب دوم عنوان کرد. در باب امور مذهبی، راهنمای ما احکام خدا و احادیث پیغمبر است. سلاطین نباید تغییر و تجدیدی در آن بکنند. لهذا از اعلی‌حضرت ملوکانه، استدعا دارم که آغاز سلطنت را به برانداختن مذهبی که برقرار است نفرمایند. این اقدام نتایج خطرناکی خواهد داشت»15 «ملاباشی در چادر خود گفته بود که: «هرکس قصد سلسله صفویه نماید، نتایج آن در عرصه عالم نخواهد ماند. جاسوسان این خبر را به سمع همایون رسانیدند که یوم دیگر، طناب به حلقش انداخته در حضور اقدس خفه نمودند و دیگر احدی را یارای آن نبود که در آن باب سخن اظهار نماید»16

ارائه مذهب جدید به دشمنان

نادرشاه افشار می دانست که عمده دشمن خارجی ایران امپراتوری عثمانی است که خود را زعیم اسلام و سلطان عثمانی خود را خلیفه مسلمین می داند، او همچنین دریافته بود که این دشمنی باعث شده که مشکلات زیادی برای کشور ایران به واسطه جنگ های فراوان که علت اصلی آن مذهب بود به وجود بیاید. به همین جهت و برای اینکه یک بار برای همیشه این مشکل را حل کند تا سایه آن را از سر حکومت خود و جانشینان احتمالی اش بر دارد. به همین جهت پس از اینکه مذهب جدیدش جعفری را بنا نهاد با ارسال سفیر به دربار سلطان عثمانی ان را ارائه نمود و خواست تا سلطان عثمانی در مقام خلیفه مسلمین این مذهب را به عنوان یکی از مذاهب اهل سنت قبول و برای آن هم ستونی در مکه مکرمه قرار بدهد «نادر می دانست که ترک ها (منظور عثمانی ها است) از بدعت شاه اسماعیل صفوی (منظور رسمی کردن مذهب تشیع است) استفاده کرده و به این بهانه مناطق اردلان (کردستان) و آذربایجان را به ناحق به چنگ آورده بودند و بخصوص این نکته در عهده نامه میان او و سلطان عثمانی ذکر شده بود»17 به همین جهت نادر درصدد بر آمد که کاری کند تا این مسئله دیگر باعث مشکل نشود

نادرشاه افشار بعد از اینکه مذهب جدید خود یعنی جعفری را در ایران پایه ریزی کرد و دشمنان را سرکوب نمود با ارسال سفیر خواست تا ان را توسط سلطان عثمانی رسمی نماید « حکومت عثمانی گر چه مایل به ادامه منازعات نبود و خود درگیر مشکلات جدی مالیاتی و اقتصادی بود، ولی از استقرار قدرت یک فرمانروای نیرومند در ایران بیمناک بود. از این رو هنگام آمدن سفیر در ژانویه 1742 به دفع الوقت می گذرانید و نه چیزی می بخشید و نه تقاضایی مطرح می کرد. نادر از این رفتار منفی خوشش نمی آمد و هشدار داد که شخصاً برای حل و فصل مسائل مذهبی به دیدار سلطان عثمانی خواهد رفت. سرانجام به درخواست نادر در مورد اینکه به شعائر مذهب جعفری در مکه اجازه داده شود مردود اعلام شد»18 این مسئله در همینجا کان لم یکن باقی ماند و نادر نتوانست در مورد آن تلاش جدی دیگری انجام دهد و جانشینان وی هم که فاصله بسیاری با شخصیت او داشتند در مورد مذهب اقدام خاصی انجام ندادند و مذهب تازه به وجود آمده جعفری از نوع نادرشاه افشار هم با مرگ وی از میان رفت و باردیگر تشیع و روحانیون  قدرت سابق را به دست آوردند

زندیان

مختصری در مورد کریم خان و روی کار آمدن زندیان

پس از قتل نادر شاه افشار در سال 1126 ه.ق. جانشینان او نزاع‌های فراوانی نمودند. کشور ایران وارد مرحله‌ای از عدم ثبات سیاسی و اقتصادی شدیدی گردید و به دلیل عدم قدرت دولت مرکزی خوانین و حکام نواحی طغیان نموده و در صدد کسب قدرت بیشتر و رسیدن به منصب پادشاهی برآمدند. علی قلی خان، ابراهیم خان، شاهرخ و سلیمان دوم هر کدام مدت کوتاهی سلطنت کردند. احمدشاه درانی از سرداران افغانی نادر در شرق ایران، محمدحسن‌خان قاجار در استرآباد و آزادخان افغان در نواحی شمال ایران در صدد تشکیل حکومت و کسب قدرت بودند. در این آشفتگی‌ها، فردی به نام کریم خان زند از طایفه زند و یا وند نیز درصدد به دست گرفتن قدرت برآمد. کریم خان زند از تیرهٔ زند بگله بود. تیرهٔ زند بگله مهم‌ترین تیرهٔ طایفهٔ زند به حساب می‌آمده‌است؛ و از اصلی‌ترین طوایف مادها محسوب می‌شوند. طایفهٔ زند گروهی بودند با معیشت شبانی که از اراضی دامنهٔ زاگرس به دهستان پری و کمازان در نزدیکی ملایر کوچ کرده بودند. معمولاً زندها را شاخه‌ای از قوم لر و از طوایف لک به حساب آورده‌اند. یقیناً از نواحی شمال لرستان کوچ کرده و به وسیله شاه عباس صفوی در اطراف ملایر و بروجرد اسکان داده شده‌اند.

کریم خان هم قصد به دست گرفتن قدرت را داشت ولی هنوز سایه مشروعیت حکومت صفوی در ایران وجود داشت «پس از مرگ نادر کریم‌خان نیرویی به هم زد و پس از چندی با دو خان لر بختیاری به نام‌های ابوالفتح‌خان بختیاری و علیمردان خان بختیاری ائتلافی فراهم ساخت و کسی را که از سوی مادری از خاندان صفوی می‌دانستند، به نام ابوتراب میرزا شاه‌اسماعیل سوم را به شاهی برگزیدند. در این اتحاد علیمردان خان بختیاری وکیل‌الدوله (نایب‌السلطنه) بود و ابوالفتح‌خان بختیاری حاکم اصفهان و کریم‌خان زند نیز سرلشکر سپاه بود. اما چندی که گذشت علیمردان خان بختیاری، ابوالفتح‌خان بختیاری را کشت و بر دیگر همراهش کریم خان زند شورید ولی سرانجام پیروزی با کریم‌خان زند بود»19 و او توانست بعد از یک سلسله نبردها با سایر مدعیان نهایتاً در سال  1163 سلطه خود را بر منطقه وسیعی از خاک ایران اعمال نمود و عملاً سلسله زندیه را تشکیل داد. کریم خان خود را شاه ننامید و لقب وکیل الرعایا را به خود داد که در مورد علت آن مورخین ادعاهای زیادی را مطرح نموده اند

در مورد شخصت او نکات مثبت زیادی در تاریخ آمده است به گونه ای که وی را از خوشنامان تاریخ ایران می دانند «ویلیام فرانکلین در زمان جعفر خان زند پسر برادر کریم خان زند به ایران آمده بود، در سفرنامهٔ خود می‌نویسد اگر به شاهی بتوان لقب کبیر داد آن شاه حتماً می‌توانست کریم خان باشد به‌طوری‌که کارهای او امروز هم شاهد این مدعی است. شاید امروز ایرانیان به کریم خان احترام بیشتر از آن زمان قایلند اما او را به مراتب کمتر از آن زمان یعنی سال ۱۲۱۵ که ملکم در ایران بود می‌شناسد و با شخصیت بسیار استمنایی اش آشنایی دارد او بسیار راحت و آسان دشواری‌های میدان جنگ و سخت‌گیری‌های سپاهیگری را تحمل کرده‌است کریم خان از یک تربیت خانوادگی صحیح برخوردار نبود و حتی خواندن و نوشتن نمی‌دانست و از این رو بسیار جالب است که پس از آشفتگی‌های ناشی از سقوط صفویه و حکومت نادرشاه، احتیاج به رهبری خردمند و توانا داشت»20

اجتماع

اجتماع یکی از مهمترین شاخصه های تشکیل دهنده فرهنگ یک جامعه می باشد، برای بررسی فرهنگ دوره زندیه می بایست در مورد اجتماع آن دوران کشور ایران تحقیق شود. زندیان با وجود مدت زمان کوتاهی که در کشور ایران حکومت کردند (چیزی کمتر از نیم قرن) به واسطه آرامش نسبی که در دوران آنها به ویژه در دوره کریم خان زند وجود داشت وضعیت اجتماعی ایران از یک ثبات برخوردار بود «در دورهٔ زندیه مردم به شهرنشینی و روستا و نشینی و عشایر تقسیم می‌شدند. مهم‌ترین شغل مردم عادی در این دوره کشاورزی و دامپروری بود طبقات ثروتمند به تجارت و بازرگانی می‌پرداختند در این دوران عناصر شهرنشینی کمتر در امور مملکتی و لشکری سهم داشتند. امور خاص دولتی با توجه به ایلی بودن ایران اغلب با سران ایلات و قبایل بود؛ و مردم شهرنشینی غالباً به امور دادو ستد و تجارت می‌پرداختند. طبقهٔ باسواد و تحصیل کرده در شهرها و در مشاغل درباری یا نزد اعیان و نجبا و به تجارت تقرب داشتند»21

سنن اجتماعی مردم در این دوره

سنن های اجتماعی مردم جزء لاینفک فرهنگ اجتماع می باشد در مورد سنن اجتماعی این دوره آمده است که : «جای شگفتی است که ایران در تمام طول تاریخ خود صورت ظاهر را حفظ کرده‌است شاید این حفظ ظاهر نتیجهٔ سلیقهٔ خاص او در برخورد با مسائل است ویلیام فرانکلین سیاح انگلیسی که در سال ۱۲۰۱ از ایران دیدن می‌کرد، می‌نویسد ایرانی‌ها به خاطر رفتار خوب، ادب و مهمان نوازی هایشان نسبت به مسافرین بیگانه (پارسی‌های مشرق زمین) هستند آن‌ها از بیگانگان با محرابی پذیرایی می‌کردند و مخصوصاً نسبت به اروپایی‌ها احترام به خصوصی قائل بودند آن‌ها بسیار مهمان نواز بودند و افتخار می‌کردند که کسی در خانهٔ آن‌ها مهمانشان باشد. اگر به دیدن کسی می‌رفتی نمی‌توانستی بی‌آنکه قلیان کشیده باشی یا چیزی خورده باشی خانهٔ میزبان را ترک کنی چون در این صورت میزبان آزرده می‌شد ایرانیان در برابر همگنان خود و کسانی که از نظر درجه و مقام از آن‌ها بالاتر بودند به نحو اغراق‌آمیزی مؤدب بودند. معروف است که ایرانی علاقه‌مند به زیبایی کلام و جملات، در گفتگو بوده و است. در این دوره نیز کوشش می‌رفت که کلمات و جملات تا جایی که ممکن است زیبا و پر استعاره ایوا شود؛ و اغلب هنگام صحبت ابیاتی از شعرای بزرگ گذشته یا معاصر آورده می‌شد. این طرز صحبت عادت همهٔ مردم بود ود و ثروتمند و ندار و باسواد و بی سواد می‌کوشید که حرف خود را به زیباترین نحو ممکن بزند.

اعتقاد به جادوگری و پیشگویی و طلسم در زندگی ایرانیان نقش مهمی را بازی می‌کرد شاید اصلاً کسی یافت نمی‌شد که یک یا دو دعا همراه خود نداشته باشد این دعاها روی تکهٔ کاغذی نوشته یا روی قطعاتی از نقره و طلا حک و بر بازو بسته می‌شد یا از گردن آویزان بود طلسم‌های مردم غنی و صاحب جاه که معمولاً از طلا و نقره بود با یاغوت و عقیق و سایر سنگ‌های قیمتی آراسته می‌گردید. ستاره‌شناسی و پیشگویی از ترتیب قرار گرفتن ستارگان در زندگی ایرانیان نقش مهمی داشت و تقریباً کمتر اقدام مهمی بدون مشورت با ستاره‌شناس و پیشگویی انجام می‌گرفت. پیشکش و دادن هدیه به هر مناسبتی بسیار معمول بود وقتی کسی از شاه یا حاکم یا ارباب خود تقاضایی می‌داشت هرگز بدون هدیه و پیشکش نزد او نمی‌رفت. میزان ثروت و امکانات یک نفر از تعداد زن‌ها و کنیزان و خدمت کاران و تعداد اسب‌هایی که داشت معلوم می‌شد. در آن دوره به اسب توجه خاصی می‌شد و هر کس که از نظر مالی توانایی نگهداری اسب را می‌داشت از اسبش به درستی نگهداری می‌کرد و می‌کوشید که با تجهیزاتی مثل زین و برگ میزان توانایی مالی خود را نشان دهد. آن‌ها علاقهٔ زیادی به شوخی و بازی با کلمات و طرح معما داشتند و در آن زمان بزرگترین جشن سال جشن نوروز بود تعطیلات و روزهای رسمی دیگر نیز همان‌هایی بود که امروز نیز داریم اما با توجه به موقعیت آن زمان و فراقت بیشتری که مردم داشتند و با توجه به اینکه احتمالات آن زمان سرگرمی کمتری داشت این جشن‌ها و تعطیلات مفصل تر از امروز برگزار می‌شد فرانکلین می‌گوید روز عید قربان سرود مخصوص خوانده می‌شد که همهٔ ایرانیان آن را از حفظ می‌دانستند شاید منظور دعای مذهبی عید قربان بوده‌است»22

لباس و پوشش مردم در این عصر

لباس از مهمترین مسائل تشکیل دهند یک فرهنگ می باشد در این دوره «مردها کلاهی پارچه‌ای بر سر می‌گذاشتند که در حدود ۲۵ سانتی‌متر بلندی آن بود و سطح بالایش چهار گوشه داشت. رنگ این کلاه معمولاً مثل دیگر قطعات لباسشان سرخ بود فقط برای مراسم سوگواری رنگ آبی پررنگ انتخاب می‌شد. مردم ثروتمند عمامه‌ای داشتند که از شال کومان بود این عمامه هرگز در حضور شاه نیز از سر برداشته نمی‌شد همچنین کلاه سیاه پوست بره‌ای که آسترش نیز پوست بره سفید یا خاکستری بود بر سر گذاشته می‌شد عده‌ای عرق چین سرخ یا آبی یا سفید پارچه‌ای و گاهی چرمین بر سر داشتند. دولتمندان دور این عرقچین یک شال کشمیری می‌پیچیدند. پیراهن مرد عامی از پنبه بود که تاران روی شلوار آویزان بود امروز هم پیراهن آویخته بر روی شلوار بین مردم طبقات پایین و خصوصاً در روستاها معمول است این پیراهن اغلب راه راه بود و روی شانهٔ راست با یک دکمه بسته می‌شد زمستان و تابستان گردن برهنه بود تنها فرق پیراهن ثروتمندان از مردم عامی در این بود که پیراهن ثروتمندان از ابریشم ریز باف تهیه می‌شد شلوارشان نیز از پنبه یا ابریشم بود که اغلب طرحی راه راه داشت این شلوار تا روی پا می‌رسید و خیلی گشاد بود مردم متمکن روی شلوار بر کمر خود شال کشمیری و مردم ندار کمری چرمین می‌بستند. مرد ثروتمند جوراب پنبه‌ای به پا می‌کرد که روی آن نقش پرندگان در رنگ‌های مختلف بافته شده بود این جوراب روی شلوار کشیده می‌شد

مرد عامی کفش ساده‌ای به پا می‌کرد که تقریباً نوعی نعلین بود که از چرم‌های مختلف ساخته می‌شد و با بندهای چرمی بسته می‌شد. ایرانیان این زمان مانند هم دوره‌های گذشتهٔ خود زینت آلات را دوست می‌داشت و تا جایی که می‌توانستند خود را می‌آراستند بر انگشت هایشان انگشترهای متعددی داشتند و از گردن خود زنجیری زرین یا سیمین می‌آویختند و چندان آویزان بود که در لباس گم می‌شد. خانم‌ها نیز مانند مردها شلوار می‌پوشیدند هنوز هم در روستاها زن‌ها بیشتر شلوار می‌پوشند و شلوار خانم‌ها در سده دوازدهم هجری از کمر تا قوزک پا با پنبه پر می‌شد آنچنانکه شناختن فرم پا مشکل بود خانم‌های متشخص و دولتمند شلوار گشاد تری می‌پوشیدند و چنان فاصله بین شلوار و ران و ساق پا با پنبه یا شبیه به آن پر یم شد که پاها به شکل گرز درمی‌آمد پیراهن خانم‌ها از کتان و پنبه یا ابریشم بود بر این پیراهن که خیلی بالاتر از زانو بود جلویش باز بود کمربندی که روی پیراهن بسته می‌شد از چرم یا پارچه‌ای معمولی یا ابریشم بود و معمولاً ملیله دوزی می‌شد که کمربند زنان ثروتمند در قسمت جلو با یک سگک زرین یا سیمین جواهر نشان بسته می‌شد به جای کمربند گاهی شال پنبه‌ای یا ابریشمی مورد استفاده قرار می‌گرفت»23

ادبیات

ادبیات در تمام دنیا از ارکان فرهنگ جامعه است ولی در کشور ما ادبیات جایگاه دیگری دارد، کشور ما ایران کشوری است که به ادبیات غنی معروف است که این موضوع روند تاریخی دارد که قطعاً در دوره زندیان هم تاثیراتی بر آن گذاشته شده است «کریم خان خود نه از ادبیات چیزی می‌دانست و نه به آن علاقه داشت اما محیط سالمی که او به وجود آورد در نتیجهٔ امنیتی که پیدا شد رنسانس توانست بی‌آنکه تحدید شود به رشد خود اگر هم این رشد بسیار کند بود ادامه دهد. عبدالرزاق دنبلی که خود از ادبای این زمان است می‌نویسند در نتیجهٔ حکومت کریم هان و آسایش و آرامشی که او فراهم کرد شعرا و نویسندگان از گوشه انزوا و فراموشی بیرون آمده. با ترتیب بزمها و جالس ادبی دوباره به شعر فارسی رونش دادند و در اصفهان که غرق نعمت بود هر شب بزرگان دانشمندان با حضور خود در مجالس بزم او دبی شعرا مجلس آن‌ها را گرم کرد. باعث تشویق آن‌ها می‌شد یکی از مشخصات بارز تحول جدید ادبی روی برگرداندن از سبک هندی است که دویست سال تمام سبک شاعری یا بهتر بگوییم لفاظی بود با از بین رفتن سبک هندی مجدداً سبک عراقی سبک ساده استادان گذشته رونق و اوج گرفت این دوره بازگشت به سبک عراقی را برای اولین بار استاد محمدتقی بهار بررسی کرده‌است آن را بازگشت ادبی نامیده است این سبک پس از تغییراتی که در سال‌ها انقلاب مشروطیت و سال‌های اول پس از انقلاب به خود راه داد سبکی است که ما به آن می‌نویسیم»24

زنان در دوره زند

نقش زنان در دوره زند نقشی توام با احترام بوده است «زن در زندگی کریم خان جایگاه ویژه داشت. داور پاک دل خوب می دانست که اگر به نیمی از جمعیت کشورش ارج ننهد و آزادی نسبی آنان را در اجتماع در نظر نگیرد، همانند گذشته با ترفند های سیاسی زنان در فروپاشی جامعه و دودمان او اثر خواهد کرد. بدین روی حتی رقیبان او که در جنگها ،سران لشگر و خانواده آنها را به اسارت می گرفتند،حق بی حرمتی و تجاوز به زنان زند نداشتند زیرا در غیر اینصورت به پاداش سخت و بی رحمانه کریم خان دچار می شدند. خان زند، هرگز زندگی را بدون وجود زن دوست نداشت، تا آنجا که در سالهای پایانی عمر به عشق زن زیباروئی که در بزمهای شبانه او آواز می خواند، به نام «شاخه نبات» گرفتار شد. پس از زمانی کوتاه این زن به بیماری دچار شد و به دیار دیگر رفت . مرگ این معشوقه خان پیر زند را به زاری کشاند و زمانی به درازا کشید تا عشق معشوق را فراموش کرد. چندی نگذشت که دل به دلدار دیگری داد. این بار معشوقه جوان به کلمات عاشقانه کریم خان اعتنائی نکرد . پس از مرگ کریم خان زند این دختر زیبا به همسری سلطان علی محمد خان زند در آمد. ولی با روی کار آمدن آغا محمد خان قاجار و کشتار سران ایل زند به دست او علی خان که سرنوشت خود را می دانست، پیش از گرفتار شدن به دست آغا محمد خان ، همسر زیبای خود را به قتل رساند و سپس تسلیم شد»25

نمونه جایگاه زن در زمان کریم خان را می توان در تاریخ را می توان در ماجرای حمله آزاد خان افغان از دشمنان کریم خان به اردوی وی و به اسارت گرفتن تعدادی از امرای زند و زنانشان به دست آزادخان دریافت «آزاد خان با کمک دو تن از همسران خود به شناسائی زنان امرای زند پرداخت و آنان را در کنار حرم خود پناه داد. در این برنامه شناسائی معلوم شد از نامزد کریم خان زند که دختر بسیار زیبایی بود اثری نیست... به دنبال جستجو های بیسار، دختر را در خیمه یکی از سربازان ازبک، بازیافتند. اورا نزد سایر زنان بردند و ازبک را نزد آزاد خان گسیل داشتند. ازبک مورد بازجوئی شدید قرار گرفت و معلوم شد که هیچگونه تجاوزی نسبت به حریم عفت دختر صورت نگرفته است. ازبک با خلعت گرانبها رها شد و تمامی زنان اسیر به شیراز فرستاده شدند»26

هنر در دوره زند

کریمخان با آنکه بی‌سواد بود اما دانشمندان، علما و ارباب هنر و صنایع عصر خود را بزرگ می‌شمرد. دراین ایام علاوه برمعماری و عناصر وابسته به آن، سایر هنرها نیز به اوج خود رسید. اوج گسترش وتکامل درهای خاتم شیراز و سایرخاتم کاری‌ها به دوره زندیه می‌رسد. صندوق ضریح بارگاه حضرت علی(ع) درنجف اشرف، صندوق خاتم کاری آرامگاه امام حسین(ع) و قاب آینه خاتم کرمان از بهترین نمونه‌های خاتم زندی است. ادوارد اسکات ورینگ و سرهارفورد جونز در سفرنامه‌های خود از فرش‌های خانه‌های اشرافی و قالی‌های زیبای پرنقش و نگار یادکرده‌اند. در این ایام آینه‌های بزرگ از کشورهای روس و روم و شهرهای اروپایی با کمک کشتی و ارابه به شیراز می‌آمد و کارستن نیبور و سرهارفورد جونز از هنرآینه کاری زندیه نیز یاد کرده‌اند. اقدامات عمرانی کریمخان در پایتخت و اطراف آن وامنیتی که در راه‌ها ایجاد شد باعث رشد اقتصادی شیراز وتأسیس کارگاه‌های صنعتی فراوان شد. رشد صنایع نظامی مانند ساخت اسلحه سرد وگرم، توپ، زنبورک، شمشیر و خنجر، مدیون سیاست‌های تهاجمی کریمخان بخصوص درنیمه اول حکومتش بود. نیاز به این صنایع با وجود ده‌ها هزار سپاهی ایلاتی درشیراز و اطراف که اکثراً به شمشیر و خنجر مسلح بودند باعث اختصاص یکی از راسته‌های بازار به سازندگان شمشیرشد.

دین در عصر زندیه

یکی از مهمترین مسائلی که برای بررسی در تاریخ این دوره (زندیه وجود دارد) جایگاه دین و اهمیت آن نزد کریم خان زند و جانشینان او است و اینکه اصولاً کریم خان و نزدیکنان او معتقد بر کدام مذهب اسلام بوده اند. مسئله دین و دولت همیشه در تاریخ هائز اهمیت بوده است، هر وقت دولت قوی بوده به مانند زمان نادرشاه دین زیر نظر دولت اداره می شده است و هر گاه دولت در ضعف قرار داشته دین در موضوع قدرت قرار می گیرد مانند زمان شاه سلطان حسین صفوی، نکته قابل تامل این است که در زمان کریم خان زند هم دولت و هم دین در موضوع ضعف قرار داشته اند به این صورت که  به واسطه سالها جنگ کریم خان با مدعیان سر سخت حکومت دولت نوپای کریم خان با قدرت چندانی مانند آنچه نادر داشت نبود همچنین شخصیت ایشان هم شخصیت قدرت طلبی نبوده است. از سوی دیگر به واسطه اعمال نادرشاه افشار نهاد مذهب و تشیع در حالت ضعف قرار داشت و عده ای از علمای شیعه از ایران مهاجرت کرده بودند. این مسئله یک حالت ویژه در مورد رابطه دین و دولت در این دوره به وجود آورده است.

کریم خان مردی متدین و مقید به آداب و مراسم مذهبی بود، تعزیه و نوحه خوانی ماه محرم به زمان کریم خان مربوط می شود، چون کریم خان مردی متعصب نبود پیروان تمامی ادیان را محترم می شمرد، خان زند به تقلید از پادشاهان صفوی در ایام محرم به برگزاری مراسم عزاداری می پرداخت. او مرد متظاهری نبود و هرگز نکوشید تا با تظاهر به دینداری، بر میزان محبوبیت خود بیفزاید. تمام کارهای مذهبی او، کارهایی بودند بی شائبه. بردن نام امام ها بر روی سکه ها و این حقیقت که کریم خان بناهای اسلامی شیعی زیادی ساخته و مرمت کرد، نشان می دهد که او شیعی مذهب بود. اما از مطالعه زندگی او چنین برمی آید که او مسائل مذهبی را چندان جدی نمی گرفت. در باب اینکه چرا وی لقب وکیل الرعایا را انتخاب نمود گفته شده به این دلیل بوده که به واسطه شاه شدن مجبور نشود از علمای دینی که نیابت عامه را در زمان حکومت صفوی به سلاطین می دادند بخواهد و با لقب وکیل الرعایا خود را از این تشریفات مذهبی خلاص کرده است البته این مسئله ثابت شده نیست

سخن پایانی

فرهنگ مانند ساختمانی است که انسانها در طول زمان با گذاشتن خشت بروی خشت آن را ساخته اند، این روند فرهنگ سازی از ابتدای تاریخ صورت گرفته و تا زمانی که انسان در این دنیا زندگی می کند ادامه خواهد داشت. بنده و جنابعالی که در حال خواندن این مطلب هستید هم به نوبه خود نقشی در این فرهنگ داریم که مرور زمان آن را آشکار خواهد کرد که آیا این نقش مثبت بوده یا منفی؟ بزرگ بوده یا کوچک؟ ولی در هر حال تاثیرگذار هستیم. در زمان حکومت افشارها و زند ها بر ایران هم روند فرهنگ کشور ادامه داشته و از این دو خاندان بخصوص نادرشاه افشار و کریم خان زند تاثیر گرفته است ولو جمع حکومت هر دو خاندان به شصت سال هم نمی رسد. مدت کوتاه سلطنت این دو خاندان در برابر شخصیت قابل توجه و بسیار تاثیرگذار نادرشاه و کریم خان به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. در تاریخ کشور ما بخصوص بعد از اسلام کمتر شاه یافت می شود که به مانند نادر شاه روحیه دلاوری و جنگجویی داشته باشد. ولو در مورد کارهای او نقد بسیار است. نادر، اسب او، تبرزین او و حتی چکمه هایش برای مردم ایران تبدیل به اسطوره و افسانه ای شده اند که باعث بالا رفتن غرور مردم ایران می شود

اگر به سلسله های بعد از او دقت کرده باشید از زندیه و قاجاریه و پهلوی گرفته تا همین جمهوری اسلامی که خودمان در آن به سر میبریم مورخین از نام نادر به نیکی یاد می کنند و خود بنده به یاد ندارم در مورد ایشان توهینی و یا نقد جدی شنیده باشم. حتی بعضی از بزرگان در دوره های قبل و دوره معاصر به دنبال تکه پوست و یا کاغذی بودند که خود را از لحاظ نسب به نادر وصل کنند و از محبوبیت او نزد مردم عادی استفاده نمایند. نادر در فرهنگ ایران زمین نماد دلاوری است همانطور که در فرهنگ هند و افغانستان نماد قساوت و خونخواری، شاید اگر نادر در روزگار دیگری میزیست وضعیت کشور ما با حال حاضر تفاوت های بسیار زیادی داشت. در مورد کریم خان زند هم به همین صورت، شخصیت کریم خان با چرخشی صد و هشتاد درجه ای نسبت به نادر یک شمایل از حاکم مردمی را در آن دوره نمایان می سازد البته در مورد ایشان هم نقد هایی هست و اتهاماتی توسط بعضی از اقوام زده شده ولی شخصیت کریم خان نه به عنوان پادشاه بلکه به عنوان وکیل مردم در فرهنگ ما جاودان شد.

کریم خان وکیل رعایا نزد مردم محبوبت یافت نه به خاطر دلاوری های زیادش در جنگ های فراوان بلکه به خاطر نرم خویی. او امروز در نزد مردم ایران به عنوان یک شاه مردمی شناخته می شود که خوبی را فدای تاج نکرد و با عمامه خود بر مردم حکم راند و حتی جانشینش لطفعلی خان هم گفته شده که مردی دارای خصوصیات وارسته بوده است. شاید اگر لازم می بود کریم خان هم دست به جنگ هایی که نادر زد می زد ولی در زمان وی نادر با قدرت بسیاری از مشکلات را خاتمه داده بود برای همین شخصیت کریم خان آرامتر از نادر می نمود. نادر و کریم خان با هر اعتقاد دینی که داشته اند امروز جزء بزرگی از فرهنگ مردم شریف ایران محسوب می شوند یعنی اینکه مردم ایران اگر لازم باشد جنگجو می شوند و با تمام توان از کشور دفاع می کنند و در موقع لزوم عدالت پیشه و پشت بر دنیا. شاید تکه این دو در فرهنگ ما تکه بسیار زیبایی مانند سعدی و حافظ و مولوی نباشد ولی تکه ای گرانقدر است در فرهنگ ایران زمین، فرهنگی که در تمام دنیا زبانزد خاص و عام است و افتخار مردم ایران می باشد.

حمید رضا مقسمی

منابع:
کتب: تاریخ ایران کمبریج، دوره افشار، زند، قاجار، جمعی از نویسندگان، ترجمه آژند
تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در دوره زند و افشار، رضا شعبانی
از نادر تا کودتای رضاخان میرپنج، علی اصغر شمیم
مقالات: مقاله هنر افشاریه، نوشته سمیه رمضان ماهی، وبسایت تبیان
مقاله نقش اسرای هندی در تحولات فرهنگی و هنری دوره نادر شاه افشار، نوشته مهدی صلاح، سامانه مدیریت مقالات علمی

ارجاعات
1-شیلار کن بای، نقاشی ایرانی، ترجمه مهدی حسینی، ص 119
2- A Descriptive Catalogue of the Persian Painting in the Bodleian Library,p.172.
3- رابینسون، ب. و، هنر نگارگری ایران، ترجمه یعقوب آژند، ص 82
4- روئین، پاکباز، نقاشی ایران از دیرباز تا امروز، ص 145
5- اسکارچیا، جیان روبرتو، هنر صفوی زند و قاجار، ترجمه یعقوب آژند، ص 37
6- مروی، محمد کاظم، عالم آرای نادری، ج  2، ص 739
7- مقاله نقش اسرای هندی در تحولات فرهنگی و هنری دوره نادرشاه افشار، محقق مهدی صلاح، سامانه مدیریت نشریات علمی
8- شعبانی، رضا، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در دوره زند و افشار، سمت،  1393، ج 1، ص 258
9-  مقاله اینترنتی لباس و پوشش دوره افشاریه و زند
 www.cafetarikh.com/
10-حجازی، بنفشه، تاریخ هیچ‌کس برای جایگاه زن ایرانی در عصر افشاریه و زندیه. قصیده سرا، 1385. صص. ۲۱۴، ۲۱۵، ۲۱۹، ۲۲۳10
11-مینورسکی، ولادیمیر، ایران در زمان نادر شاه، رشید یاسمی، تهران: دنیای کتاب، 1381
12- شمیم، علی اصغر، از نادر تا کودتای رضاخان میرپنج، تهران، مدبر، 1375، ص 104
13- ملکم، سرجان، تاریخ کامل ایران،
14-نوذری، عزت‌الله (۱۳۸۰). تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطیت. تهران: انتشارات خجسته. صص. ۳۲۱،۳۳۰
15- مینورسکی، ولادیمیر، همان، ص 94
16-مروی، محمد کاظم، همان، ص 455
17- آوری، پیتر، تاریخ ایران در دوره افشار، زندو قاجار. ترجمه: مرتضی ثاقبی فر، جامی، تهران، 1393، ص 63
18-آوری، پیتر، همان، ص 64
19-طباطبایی، جواد. تأملی دربارهٔ ایران، جلد نخست، دیباچه‌ای بر نظریهٔ انحطاط ایران. نشر نگاه معاصر. تهران. چاپ پنجم. ۱۳۸۵. صص 106 و107
20-رجبی، پرویز، کریم خان زند و زمان او، 1376، ص 237
21- بررسی پوشاک دورهٔ زندیه بر اساس طبقات اجتماعی آن دوره، سید سعید زاهد زاهدانی. مطالعاتی ایران
22- رجبی، پرویز، همان ص 159
23- رجبی، پرویز، همان
24-رجبی، پرویز، همان
25- مقاله زن در زمان کریمخان زند، وبسایت مهر میهن،
www.mehremihan.ir
26- پناهی سمنانی، برگرفته از گلشن مراد، برگ 210، 211


موضوعات مرتبط: تاریخی
[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۸ ] [ 17:39 ] [ حمید رضا مقسمی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نوشتن رو دوست دارم, نه اینکه بلد باشم, نه بلد نیستم فقط دوست دارم. همین. نوشته های این وبلاگ همگی دستنویس خود بنده است و استفاده بدون اجازه از نوشته ها پیگرد قانونی داره.

حمید رضا مقسمی
لینک های مفید
لینک های مفید

امکانات وب