|
مداد سفید دست نوشته های حمید رضا مقسمی
|
نزاع امری است طبیعی که به واسطه عوامل مختلفی از جمله مادی بین تمامی موجودات از جمله انسانها به وجود میآید. که البته انواعی از نزاع مانند نزاع دینی و اعتقادی منحصر به نوع بشر است. نزاع موضوع و یا بهتر بگویم معضلی بوده که انسان از ابتدای تاریخ با آن مواجه گردیده لذا از همان ابتدای تاریخ سعی داشته برای رهایی از آن و یا کم کردن آثار سوء ناشی از آن، راه حلهایی بیابد. یکی از مهمترین مساپل در نزاع دفاع در برابر مهاجم به صورت فردی و یا جمعی است. در شکل فردی از همان ابتدای آغاز منازعات انسان به این فکر افتاد که اندام خود را با استفاده از اجسام مختلف در برابر هجوم حیوانات و یا انسهای دیگر حفظ نماید لذا بعد از مدتی زرههای نخستین اختراع شد که با تکامل انسان این زرهها هم تکامل یافته و پیچیدهتر شدند. از جمله مهمترین اندام و یا شاید مهمترین اندام موجودات عالم ، سر میباشد. انسان خیلی زود متوجه این موضوع شد و برای حافظت از سر خود در نبردها کلاهخود را اختراع کرد که در ابتدا از مواد طبیعی چون استخوان و پوست حیوانات بود و بعد از کشف فلزات این خودها هم فلزی شدند و در نبردها نقشی اساسی یافتند. طی هزاران سال کلاه خودهای اولیه برای مهار ضربات سلاحهای سرد رایج از جمله شمشیر، گرز، زوبین و کمندها طراحی میشدند اما با پیشدایش سلاحهای آتشین شرایط به کلی فرق کرد. سلاحهای جنگی با استفاده از قدرت باروت نیرویی عظیم یافته بودند که میتوانستند پرتابههایی از جنس فلزات را از دهانههای توپها و یا تفنگها تا صدها متر دورتر شلیک نمایند و دیگر زرهها و کلاهخودهای سابق در برابر آنها اثری نداشتند. لذا جنگسالاران برای حفاظت از نیروهای خوددر برابر سلاحهای آتشین جدید به فکر راه چاره افتادند. این چالش در دوران صلح مُسلح با جدیدت پیگیری شد. دوران صلح مُسلح، به سالهای انتهای قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم که اروپا و قدرتهای استعماری آن با وجود گذارن دوران صلح به شدت در حال میلیتاریزه شدن برای یک جنگ بزرگ بودند که ماحصل آن جنگ جهانی اول بود، اطلاق میشود. در ابتدای قرن بیستم اشکال مختلفی از ادوات زرهی شکل گرفت که کلاهخودهای جدید از جملهء آنان بود. امپراتوری آلمان از جمله مهمترین قدرتهای ابتدای قرن بیستم بود که به واسطه پیشرفتهای صنعتی فوق العاده دارای ارتشی قوی (وهرماخت) شده بود که قصد داشت از این نیروی نظامی فوق العاده برای سهم خواهی استعماری استفاده کند. آلمانها نیز برای حافظت سر نیروهای وهرماخت (ارتش) به فکر ساخت کلاهخودی موثر افتادند. آنها پیش از دوران صلح مُسلح یک کلاهخود نمادین منحصر به فرد به نام پیکلهاب (pickelhauben) به معنی سرپوش داشتند که با یک نیزه کوچک در بالای آن کاملاً از دیگر کلاهخودها متمایز بود. اما پیکلهاب در برابر گلولهها توانایی چندانی نداشت لذا نیاز بود تا یک کلاهخود جدید ساخته شود. جنگ اول جهانی در سال 1914 آغاز شد و دولتهای درگیردر جنگ خیلی زود متوجه نیاز ارتشهای خود به کلاهخودهای جدید افتادند. اینجا بود که یک کلاهخود جدید و البته نمایدن متولد شد که جایگاه ویژهای یافت. ابتدا این دشمنان آلمان بودند که کلاهخودهای نمادین خود را وارد کارزار کردند فرانسویها کلاهخود «آدریان» و انگلیسیها کلاهخود «برودی» را طراحی نمودند. اما رقیب آلمانی بسیار شکیلتر و کاربردیتر بود. این کلاه خود استاهلهلم (Estahlhelm) به معنی کلاهخود فولادی نام داشت و خیلی سریع گسترش یافت حتی فراتر از مرزهای آلمان و ارتش منظم ایران پایهریزی شده توسط رضاشاه پهلوی هم مجهز به این کلاهخود شد زیرا پایه گذاران این ارتش آلمانی بودند. جنگ جهانی اول با شکست امپراتوری آلمان و همپیمانان آن خاتمه یافت و با به قدرت رسیدن نازیها در آلمان به سال 1936 وهرماخت (ارتش) آلمان جان تازهای گرفت و استاهلهلم در اشکال و ابعاد مختلف با کاراییهای مختلف وارد این ارتش شد. جنگ دوم جهانی نیز در سال 1939 آغاز و ارتش آلمان با این کلاهخود نمادین تمامی اروپا، شمال آفریقا و قسمتهایی از آسیا را خیلی زود درنوردید اما با اشتباهات تاکتیکی فراوان رهبر آن آدولف هیلتر ورقت برگشت و آلمان دگرباره شکست خود و استاهلهلم به عنوان یکی از نمادهای آلمان نازی تقریباْ نابود گردید. اما در انتهای قرن بیستم کلاهخودهای جدید از حالت آیرودینامیک استاهلهلم افسانهای کپی برداری شد زیرا گلوله را به خوبی منحرف مینمود. حمید رضا مقسمی موضوعات مرتبط: تاریخ [ پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 10:28 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |