|
مداد سفید دست نوشته های حمید رضا مقسمی
|
روزبه بمانی خواننده و ترانهسرای معروف داخلی به تازگی آهنگی را منتشر کرده به نام عاشقی. در قسمتی از شعر این آهنگ که شاعر آن به مانند کارهای دیگر وی خود اوست چنین میگوید: «دریا خونمه، جنگل اتاقم / فرقی نداره کجای دنیاییم» در موزیک ویدئوی معرفی این ترانه جناب روزبه بمانی به محل زندگی کودکی خود در دهکده المپیک رفته و با اشاره به خانه پدری خود میگوید: «من وقتی گفتم دریا خونمه، جنگل اتاقم به واسطه شرایط خانه پدری بود و به واقع چنین حالتی داشت» بعد با اشاره به دهکده المپیک میگوید: «زمانی هیچکس (منظورش اهالی دهکده المپیک هستند) اینجا را با دنیا عوض نمیکرد». در تصاویر احساس آقای بمانیزاده نسبت به آن خانه واضح نیست. چرا باید ایشان در مورد خانه پدری خود چنین احساسی داشته باشد؟ برای جواب به این سوال من به عنوان کسی که در این احساس با وی شریک هستم و در یک مکان و زمان با ایشان همزیستی داشتهام میتوان به عنوان آنچه منبع درجه یک در تاریخ نامیده میشود تا حدودی احساس ایشان را توضیح دهم. ابتدا به ساکن بگویم که در حال حاضر دهکده المپیک به کل منطقه 22 گفته میشود ولی این حقیقت ندارد و دهکده المپیک تنها نام شهرکی است که متعلق به سازمان تربیت بدنی (وزارت ورزش فعلی) بود که برای اسکان ورزشکاران شرکت کننده در بازیهای آسیایی ساخته شده و بعد از اتمام این بازیها از طریق بانك مسکن در اختیار کارکنان سازمان تربیت بدنی قرار گرفت که پدر مرحوم من و پدر آقای بمانی از جمله کارکنان این سازمان بوده و ساکن در دهکده شدند. پدر با آقای بمانیزاده (فامیلی ایشان بمانیزاده است) پدر روزبه در حسابداری سازمان تربیت بدنی همکار بوده و به اسم کوچک هم را صدا میزدند و منزل ما هم فاصله کمی با هم داشت و فاصله سنی من به عنوان کوچکترین عضو خانواده با آقا روزبه دو سال بود. ما در یک محل بزرگ شده و در دوران ابتدایی در یک مدرسه درس خواندیم. دهکده المپیک در آن دوران به واقع مانند فرمایش آقای بمانی بود . دهکده المپیک در دهه شصت شهرکی بود که شاید زیباترین شهرک تهران آن دوران میتوان نامیدش، با فضایی محصور که توسط پلیس رفت و آمد به آن کنترل میشد. بلوکهای ساختمانی چهار و پنج طبقه با نمای آجری که در انتهای دهه چهل توسط آلمانها طراحی و ساخته شده بود. سینما، باشگاه ورزشی، فروشگاه تعاونی، مسجد و بانک اختصاصی خود را داشت. فضای سبز بسیار عالی که این فضای سبز مشاع بود و به همه همسایهها تعلق داشت و همچنین پارکینگهای آن هم مشاع بود. از شمال به کوههای البرز متصل بود که دامنه آن با یک پارک جنگلی زیبا به مانند چیتگر آراسته گشته و در میان این پارک جنگلی راهی بود که به کوه ختم میگردید و افرادی که علاقه به کوه پیمایی داشتند از آنجا به کوه میرفتند. از شرق با باغهای سرسبز کن همسایگی داشت و رودخانه خروشان کن بین این دو فضا جدایی زیبایی افکنده بود، از این رودخانه، نهری به داخل خود دهکده منشعب شده که فضای درونی آن را بسیار زیبا و هوای آن را لطیف نموده بود. از جنوب از طریق بلواری به ورزشگاه آزادی، اتوبان و دیگر جاها دسترسی داشت و از غرب بعد از یک فضای خالی که امروز مملو از برج و آپارتمان شده به چیتگر میرسید. روزها که پدران ما سر کار میرفتند به واسطه محصور بودن فضای دهکده و داشتن ایست بازرسی، هیچ خودرویی در دهکده المپیک تردد نمیکرد و فضای آن بسیار خلوت و مناسب برای بازی کودکان میشد. در انتهای جنوب شهرک مدرسه ابتدایی قرار داشت (ساختمان سفید داخل عکس) که صبحها دخترانه و عصرها پسرانه بود. از پنجرههای مدرسه کوههای البرز، رودخانه کن، باغهای سرسبز کن و پارک جنگلی چیتگر قابل مشاهده بود به مانند خانههای آن. در بهار و تابستان به واسطه آن همه فضای سبز و درخت و رودخانه کن و نهر منشعب آن، مملو از طراوت و سرسبزی بود خاصه وقت عصر که همه افراد از پیر و جوان به فضای باز آمده، کودکان بازی میکردند و مسنترها گپ میزدند. در پاییز و زمستان هم به واسطه نزدیکی به کوه و دور بودن از وسط شهر بارندگی چه از نوع برف و چه باران بسیار خوب بود و در زمان برگریزان پاییز و یا بارش برف زمستان، دهکده شبیه به یک کارت پستال زیبا میشد. از همه مهمتر افراد ساکن در شهرک بودند. این عزیزان یا ورزشکار و یا شاغل در سیستم تربیت بدنی بودند که جزء تفریحات سالم است. صحبت اهالی اکثر اوقات پیرامون ورزش بود که حال و هوای محله را همیشه زنده نگاه میداشت. آقای روزبه بمانی در آن ویدئو به درستی گفتند: «بچگی خیلی مهمه» شکلگیری شخصیت در دوران کودکی حاصل میشود که به مسائل مختلفی بستگی دارد که از مهمترین آن فضای محل زندگی است. ما بچههای دهکده المپیک، خاصه طیف سنی ما، از بچگی تجربهای دارند که کمتر کسی در ایران و یا حداقل تهران این تجربه را داشته است. امروز اول مهر ماه است ودر این روز خاص گذشته به طور وحشتناکی بر ذهن من هجوم میآورد. شانزده سال است که به دهکده نرفتهام. دهکده امروز کمترین شباهت را با گذشته زیبای آن دارد. اتوبان همت، آزاد راه تهران شمال، ساخت و سازهای اطراف دریاچه و از همه مهمتر ویرانیهایی که دانشگاه علامه طباطبائی در فضای سبز آن به وجود آورد باعث تغییرات زیادی در آنجا شده. کمی غمگین به نظر میرسد ولی نکات مثبت آن بسیار بیشتر است. نکته مثبت ویژه آن، انسانهایی هستند که در شرایط زیبای آن دوران در دهکده المپیک پرورش یافتند، افرادی چون زوبه بمانی و حمید حامی (خواننده)، سامان آقا زمانی و مجتبی تقوی (فوتبالیست) و دیگران. حمیدرضا مقسمی موضوعات مرتبط: اجتماعی، شخصی [ چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ ] [ 8:19 ] [ حمید رضا مقسمی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |